خانوم شیرین
Открыть в Telegram
گفتم چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده. گفت کارم از تکیه گذشته، دلم میخواهد توی بغلت بمیرم! عباس معروفی
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
400
Подписчики
-124 часа
-87 дней
+7930 дней
Архив постов
400
خوشا دلی که در اندیشهٔ جمال تو باشد
که در بهشت بود هر که در خیال تو باشد...
#صائب_تبریزی
400
تو را که لمس میکنم،
سر انگشتانم جوانه میزند
انگار که آب به خاک تشنه رسیده باشد...
#سیدعلی_صالحی
400
مرا جوری در آغوش بگیر که انگار فردا میمیرم؛
و فردا چطور؟
جوری در آغوشم بگیر
که انگار از مرگ بازگشته ام
#نزار_قبانی
