ru
Feedback
کامبک هپی فیس

کامبک هپی فیس

Открыть в Telegram

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
1 307
Подписчики
+1724 часа
+2307 дней
+23030 дней
Архив постов
مهسا بنظرت ۳سال تفاوت سنی واسه بچها چطوره؟

اصن از تابستون استفاده درستی نکردم هزارتا کار تو ذهنم بود که انجام بدم ولی هیچ به نظرتون ترم بعد حضوری میشه دانشگاه ها یا مجازی؟ حضوری👍 مجازی👎

درسته مخصوصا تو جنوب مخصوصا کسایی که فست فود زیاد میخورن

سلام. بنظر منم آدما اگر هر روز هم دوش میگیرن بازم باید حداقل مام ضد تعریق استفاده کنن.

نه اگه بودن احتمالا نصف مشکلات الان رو نداشتم یه سال تفاوت سنی دارن

اراد و ارتا دو قلوان؟

پاشم برم دنبال مهد بگردم در نهایت مجبور میشم یه مهد بنویسمشون شده طلا میفروشم ولی جداشون نمیکنم فعلا .

از اینکه به مهد قبلیشون اعتماد کردم خیلی ناراحتم. نمیتونم هم بگم چی شده حس بدی نسبت به خودم پیدا میکنم و مدل مادری کردنم ولی خب.

از یه طرف هم واقعا هردوشون از مهد رفتن میترسن یا بدشون میاد یا چی نمیدونم بحثش که میشه حتی با ارامش و دلیل و برهان بخوام حرف بزنم خودشون و پرت میکنن گریه میکنن. حتی واسه کلاسی چیزی هم اینجورین.

نمی‌دونم چکار کنم آراد و‌خواستم دولتی بنویسم آرتا رو غیر دولتی ولی مشکلی که هست علاوه بر هزار مشکل دیگه اینه می‌دونم بدون هم نمیمونن از طرفی هم اگه یک درصد بمونن من باید ماه اول پیششون باشم به محیط اعتماد کنن و نمدونم چطور همزمان دو جای مختلف باشم.

تأثیر آب و هوا هم روی رنگ چشم و موها خیلی واسم بانمکه😁انقد جالبه برام بهش فک میکنم پریا با اون چشمای آبی چی شد که الان چشماش زیتونی شدن.

آها بچه هایی که نوزادیشون خیلی خوشکلن بزرگتر بشن از خوشکلیشون کم میشه (در مقایسه با نوزادی) از اون طرف بچه هایی که نوزادیشون پر موان و از نظر بقیه زیاد خوشکل نیستن تو بزرگسالی در مقایسه با نوزادیشون خیلی خوشگل تر میشن اینم جالبه واقعا.

اینو به عنوان تجربه ی مادرانه بگم که بچه ای که سخت تره توجه بیشتری بهش میشه و اون بچه ای که آروم و آسونه بهش توجه خاصی نمیشه (توجه خوب و بد) میتونم واسه این هم سالها دلیل بیارم که از توانم خارجه

میخواستم برم دنبالشون مامان نیما گفت چهار بیا تنها اومدم خونه تو تاریکی نشستم و فکر میکنم که چکار کنم واقعا ،هیچ راهی به ذهنم نمی‌رسه حتی نرفتم دنبال مهدکودک واسشون چون واقعا ترس دارم و خستم از فکر به رفتنشون به مهد

یعنی اگه بخوام کاری و انجام بده و روی انجامش پا فشاری کنه راهش اینه ازش منعش کنم و من با اطلاع از آسیب هاش مجبور میشم اینکارو بکنم

بعد یه سری رفتاراش منو یاد رفتارای یکی از نزدیکام میندازه و دوبل بهم فشار میاره و دلم میخواد خودمو بزنم 😍

یه سری رفتارهای بچه ها واقعا ناراحتم میکنه مخصوصا آراد ،بهتره بگم فقط آراد این ولعش واسه انجام کاری که میدونه من خوشم نمیاد خیلی واسه اعصابم گرون تموم میشه. واسه همین کل تلاشم اینه نفهمه از کاریش بدم میاد و همین فرسودم کرده.

اینکه کار نیما صد در صد شده کل برنامه هامو بهم زده وقتی کارش پنجاه پنجاه بود میتونستم واسه باشگاه و کارام برنامه ریزی کنم و بچه هارو بهش بسپرم و باعث شده بود رفتن بچه ها به خونه مادربزرگا کم بشه الان یه هفته ای هست که همش سرکاره و کل روتینمون بهم خورده.

امیدوارم آدما لیاقتشون و زندگی کنن❤️
امیدوارم آدما لیاقتشون و زندگی کنن❤️