رواء ؛
Открыть в Telegram
Больше
Страна не указанаКатегория не указана
1 125
Подписчики
-324 часа
-117 дней
+4230 дней
Архив постов
1 123
عاطفه اگه ازدواج کردی پس چرا هیچی تا حالا از خودت و همسرت نذاشتی؟یا حتی هایلایتی چیزی نداری تو پیج ات ..
1 123
دوستان پیام هاتون خیلی زیاد بودن و یسریشو نمیتونستم توی کانال جواب بدم همونجا داخل ناشناس جواب دادم
یسری پیام دیگه رو متاسفانه نتونستم هنوز جواب بدم انشاءالله فردا
شرمندم واقعا
ولی هر زمان نیاز به هم صحبت داشتین من اینجام 🙂
https://t.me/maqmoorir
1 123
_برای رفع غم چه کنیم
_ بنظرم غم رو نمیشه به زور از بین برد ولی میشه کمک کرد سبک تر بشه به مرور
حرف زدن با یه آدم امن
نوشتن احساسات
انجام کارهایی که باعث ایجاد حال خوب حتی کوتاه میشن میتونه کمک بزرگی بکنه
از طرفی هم تمام روز نباید تنهایی سپری بشه که مغز فرصت برای فکر کردن بیش از حد داشته باشه
حتی یه پیاده روی و انجام دادن کارهای ساده میتونه ذهن رو از چرخه ی فکر های تکراری بیرون بیاره
اما اگه این غم طولانی شد و یا داره روی درس و خواب و زندگی اثر میذاره بهتره که با روانشناس صحبت کنین
1 123
_درود شبتون بخیر✨
احساس فرسودگی وخستگی خیلی زیادی دارم.
استرس واضطراب برای آینده، شکست های رابطهای که داشتم، فشارهای خانوادگی، درس وکنکور واقعا احساس میکنم جدیدا ازم آدم خیلی شکننده و حساسی ساخته.
_ سلام ، شبتون بخیر ✨
به نظرم چیزی که تجربه میکنید لزوماً شکننده شدن نیست گاهی وقتی آدم مدت زیادی زیر فشارِ استرس، اضطراب، شکست و توقعات مختلف زندگی میکنه سیستم روانی هم مثل جسم خسته میشه و ظرفیتش برای تحمل فشار پایین میاد حساستر شدن در چنین شرایطی میتونه بیشتر نشونهی فرسودگی باشه تا ضعف
شاید الان لازم نباشه با خودتون بجنگید و مدام از خودتون بخواید قویتر باشید بعضی وقتها قوی بودن یعنی قبول کنیم که خستهایم و کمی از بارهایی که تنهایی حمل میکنیم پایین بذاریم
آینده قرار نیست همین امشب حل بشه رابطههای گذشته هم قرار نیست ارزش امروزتون رو تعیین کنن فعلاً فقط سعی کنید مسئلهها رو از هم جدا کنید و یکییکی باهاشون روبهرو بشید و اگر این احساس فرسودگی و اضطراب ادامهدار شده و روی خواب درس یا زندگی روزمرهتون اثر گذاشته کمک گرفتن از روانشناس میتونه واقعاً مفید باشه
1 123
_سلام
اینکه ذهنت ۴ سال درگیر ی نفر بشه
خیلی بده نه؟
و تهش هیچی نشه
حتی از خداهم بخوای
داریم از این داستانا؟
یا ی شهوتِ؟
_ سلام، نه لزوماً عشقه نه شهوت وقتی اصلاً رابطهای شکل نگرفته ممکنه آدم بیشتر به تصویر و احتمالی که از اون شخص توی ذهنش ساخته وابسته شده باشه؛ همون «شاید یه روز...» ها (:
۴ سال درگیری زیاده، ولی طولانی بودنش بهتنهایی دلیل واقعی بودن یا درست بودنش نیست شاید بد نباشه از خودت بپرسی دلت برای خودِ اون آدم تنگه یا برای چیزی که فکر میکردی میتونست بینتون اتفاق بیفته؟
اگه باهاش رابطه هم داشتین خب طبیعیه که دلبستگی عمیقتری شکل گرفته باشه چون دیگه فقط یک آدم توی ذهنت نیست خاطره و تجربهی واقعی هم پشت این احساسه ولی بعد از چهار سال شاید بیشتر از خودِ اون آدم درگیرِ خاطرات، حسِ ناتموم بودن رابطه و «ایکاشها» شده باشی (:
