Aşk ve Sırlar🌊
Открыть в Telegram
✨ اینجا جاییست که احساسات پنهان، حقیقت را فاش میکنند… 📖 رمان: در آغوش رازها 💔 عشق، خانواده، گذشتهای که رها نمیکند 🌊 و رازی که همهچیز را تغییر داد…
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
242
Подписчики
-124 часа
+67 дней
+630 дней
Архив постов
بخشی از دفترچهخاطرات اوروچ فورتونا
16 اکتبر 2026
- این روزا نمیدونم دارمچیکار میکنم ، تو یه خلاء گیر کردم ، دلم میخواد برم یجا برنگردم دلم میخواد تو قلب دریای کارادنیز برای همیشه غرق شم اما نمیتونم و همین نتونستن داره منو از بین میبره..
باید قوی باشم الان وقت ضعیف بودن نیست ، باید بتونم روستامونو پس بگیرم باید بتونم پول جور کنم ولی نه برای خودم ، برای داداشم برای مامانبزرگم برای خانوادم ؛ چون من به بابام قول دادم و بخاطر این قول از خودم متنفرم ، چطور تونستم دختری که حاضرنیستم یه خار تو دستش بره رو از خانوادش جدا کنم ؟
چطور تونستم النی رو رنج بدم؟
چرا هیچوقت نتونستم بهش بگم النی انقدر دوستت دارم که حاضرم هرچیزی که دارم رو برات فدا کنم؟
نکنه النی فکر میکنه من دوستش نداشتم ، نکنه با خودش فکر کنه من تمام این مدت داشتم بازیش میدادم؟
ذهنم پر از چراهایی شده که هیچ جوابی ندارن و شاید من حتی لیاقت اینکه جواب این سوالارو بدونم ندارم.
وقتی النی منو نگاه میکنه دیگه عشقی تو چشماش نمیبینم..نکنه باور کرده که من دیگه بهش حسی ندارم؟
النی هیچوقت من رو نمیبخشه اما ناراحت نیستم چون خودم هم خودمو هیچوقت نمیبخشم حتی انقدر به خودم اسیب و رنج میرسونم تا بتونم بخشی از دردی که به النی رسوندم رو جبران کنم اما نه.. بازم کمه بازم نمیتونم خودمو ببخشم..
دارم به این فکر میکنم بعد اینکه همه چی رو پس گرفتم و خیالم بابت خانوادم راحت شد ، خودمو گم و گور کنم برم یجای دورِ دورِ دور..
چندروز پیش وقتی النی داشت مثل همیشه میدوید تعقیبش کردم . قرار نبود بفهمه من دنبالشم اما نتونستم ، رفتم پیشش ازش معذرت خواهی کردم اما بازم نشد ، گریه میکرد ازم دلخور بود بغلش کردم و دلم میخواست هیچوقت از خودم جداش نکنم ولی نمیشه چون من ترسویی بیش نیستم..
رفت ، اینبار هم رفت و من تنها موندم .
تصمیم گرفتم چنگیز رو فراری بدم تا عادیل تقاص گلوله هایی که برای غرق شدن ما استفاده کرد رو بده ؛
با اینکار مطمئن میشم که النی کامل ازم متنفر میشه و دیگه هیچوقت قرار نیست دلش برام تنگ شه.
تمام سهم دلتنگی برای خودم میشه و تا اخر عمرم از دور عاشقش میمونم ..
ببخش عزیز شکستنی من ؛ سنگ بودم و دست خودم نبود..
Repost from ~Yaz beni~
«به من عمیقتر نگاه کن؛ طوری که انگار میخواهی روحم را ببینی. من دشمن تو نیستم… من دیوانهات هستم، مجنون و عاشقِ بی چون و چرای تو. در این قلب، جز عشقِ تو، هیچ چیز دیگری نفس نمیکشد.»
اوروچ هر زمان هر دقیقه و هر لحظه تنها بود:)
حتی موقع هایی که پیش النی هم بود باز تنها بود چون تو درونش یه صدایی میگفت که تو داری به این دختر دروغ میگی و اوروچ رو ازش دور میکرد و غرق در افکار و خیالات خودش میکرد.
هر موقع جنگید تنها جنگید.
از همه خنجر خورد حتی مادرش،حتی مادر بزرگی که خیلی دوستش داره.
تو این سریال همه برای خانواده هاشون جنگیدن...همه بخاطر خانواده هاشون دیگران رو قربانی کردن ولی وقتی اوروچ انجام داد آدم بده شد.!چرا؟هیچکس نمیدونه.
اگر همه چیز رو بزاری کنار رو منطق رو بیاری سر میز حتی میتونی برای شریف هم دلیل بیاری.
شیرین بخاطر پسرش...
ظریفه بخاطر انتقام خون شوهرش...
شریف بخاطر معشوقش...
عادیل بخاطر پدرش...و عادیل بخاطر عشق 20 سالش...
النی بخاطر پدر و مادری که بعد 20 سال پیدا کرده...
اوروچ بخاطر خانوادش.
همشون یه مخرج مشترک دارن..[خانواده].💔😔
درسته میگم از آلینا متنفرم ولی همچنان عاشق النیم.
میدونین چی از النی آلینا ساخته؟میدونین چی باعث میشه اینطوری بخواد بی رحم به نظر بیاد؟
اینکه وقتی ظلم میکنه،وقتی از حالت مظلوم بودن در میاد بقیه تشویقش میکنن.
اگر با اوروچ اونطوری برخورد کرد،اگر خشن شده،اگر سرد شده،اگر انتقام میخواد همش بخاطر اینه که باباش تشویقش میکنه🙂
نمیگم عادیل میخواد ازش این کار ها و انجام بده،نه.! میگم وقتی مثل خودشون میشه تشویق میشه و باباش خوشش میاد.
مثل سکانسی که تو گرجستان تو قسمت 28 اگر اشتباه نکنم النی پرده هارو آتیش زده بود که بخوان صدای آژیر رو بشنون و اونجا وقتی ادای غضب رو در آورد بعدش با ذوق و شوق اومد برای غضب تعریف کرد و بقیه خوششون اومده بود.🥺
وگرنه این دختر همون دختریه که به عنوان خون بهای بهجت گاو بدریه رو خواست همون دختریه که همه دعوا هارو آروم میکرد،این هنوز همون النیه ولی حفظ ظاهر میکنه،از درون نمیخواد با اوروچ اینطوری برخورد کنه دلش میخواد اوروچ رو حتی در آغوش هم بگیره؛آره ازش عصبانیه ولی نه انقدری که نشون میده💔این رفتار ها همش بخاطر راضی نگه داشتن خانوادشه.
آلینا عقده داره،عقده گشتن با خانوادش،عقده ساکلانماچ بازی،عقده پارک رفتن و واقعا بابت تمامشون حق داره.😭
ولی وقتی تنهاست النیه.
مثل قسمت 1 فصل دوم که وقتی تنها بود عکس اوروچ رو نگاه میکرد و گریه میکرد ولی وقتی عادیل اومد دستپاچه شد و گوشی رو پرت کرد.
مثل قسمت 2 فصل دوم که بعد از آزاد کردن اسمه و اسلحه گذاشتن رو سر چنگیز وقتی اومد بیرون گریه میکرد.
مثل قسمت 3 فصل دوم که وقتی حوله رو دید میخندید و یاد خاطراتش با اون حوله میوفتاد و با گوش حوله بازی میکرد.🐣
همه اینا رو گفتم که بگم اینا همش نقابیه ک النی گذاشته رو صورتش که تشویقش کنن که بتونه رضایت خانوادش رو داشته باشه اما در نهایت همون دختر پاک و معصومه😔🤍
Repost from Turkish Diaries / اخبار بازیگران ترکیه
چندتا توصیه به هیترای اوروچ فورتونا:
۱- سریال رو با کونتون نگاه نکنید.
۲- سریال رو با ماتحتتون نگاه نکنید.
۳- سریال رو با باسنتون نگاه نکنید.
– به محض اینکه بفهمه کار شریفه، محبوبتر از اینی که هست میشه.ြ idⵓ @TurkishDiariess 𑱄
ببین اصن صحبت این نیست که چرا به اوروچ رید و با اوروچ بعد رفتار کرد.
تا یه جایی حق داره
ولی اینکه سریع به چنگیز اعتماد کرد واقعا تو کتم نمیره.
قابل توجه اونایی که میگن کسی هست از اوروچ طرفداری کنه باید بگم بله هستیم.
امری داشتید؟
