𝐎𝐥𝐝 𝐋𝐞𝐚𝐭𝐡𝐞𝐫 𝐁𝐚𝐠
Открыть в Telegram
449
Подписчики
+124 часа
+57 дней
-230 дней
Архив постов
Repost from دفترچهخاطراتِآبی.
من را محکم در آغوش بگیر و کلمه هایم به درستی بخوان، که من پر از حرفم، حرف های بسیار!
Repost from -آيه🌱✨
-روزهایی هم بود که بی دلیل غمگین بود، وقتهایی که فرقی نمیکرد شاد باشی یا محزون، زنده باشی یا مرده؛ وقتهایی که زندگی در نظرش به دوزخی مضحک میمانست و بشریت به کپۀ کرمهایی که کورکورانه و تقلاکنان به سوی نیستیِ محتوم خود پیش میرفتند. در چنین روزهایی کار نمیکرد و خبری هم از خیال نبود که به تبوتاب بیندازشد و خونش را به جوشووخروش دربیاورد.
Repost from Nephophile"
''I can't go on living this way
And I can't go back the way I came
Shamed of this fear that I will never find
A way to heal my soul''
