مرثیه فرمانده.
Открыть в Telegram
درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-D9Jg5bpTmd
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
495
Подписчики
Нет данных24 часа
-217 дней
+12430 дней
Архив постов
Repost from 𝐌𝗎𝗋𝖼𝗂𝖾̄𝗅𝖺𝗀𝗈
اول خوب بخونید وبعد فور کنید .
فکر کنید عددی که تمایل دارید چنلتون بهش برسه رو زیرش بزارید فور کنم اینجا بهش برسید .
5.535 برسم
من وقتی ازت حرف زده میشه دستام میلرزن. پنیک میکنم. وقتی جایی، ردی ازت پیدا میکنم؛ تمام تنم میلرزه.
Repost from مرثیه فرمانده.
+این دیگه یه دروغ نیست. اون واقعا مرده.
-هنوز هست. حسش میکنم. حتی اگه حضورش یه توهم باشه؛ دلم میخواد دیوونهی بودنش بشم.
کلی دارم حرف میشنوم بابت اینکه نمیان دیدنت. ولی من هنوز نمیخوام باورش کنم. میخوام تو توهماتم غرق شم. من حالم از این واقعیت کوفتیای که بقیه در تلاشن بهم بفهمونن بهم میخوره، متوجهی؟
حتی جرئت نمیکنم بیام و ببینمت. بیام و دست بکشم رو سنگی که بهم میگن تو زیرش خوابیدی. جرئت نکردم میفهمی؟ چجوری قراره باور کنم چشمای زمردیت بسته شدن؟ تو به من بگو، چطوری؟
چقدر شده؟ تقریبا شیشماه. ولی هنوز که هنوزه دارم میسوزم به خاطر نفسی که دیگه نداری.
همه چی یادم میره ولی چرا هرچیزی مربوط به توعه با کیفیت بالا تو ذهنم موندگاره؟
