مرثیه فرمانده.
Открыть в Telegram
درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-D9Jg5bpTmd
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
495
Подписчики
Нет данных24 часа
-217 дней
+12430 дней
Архив постов
https://t.me/Doomedthv/6256
همین دیگه
و یا اینکه بدونن بزرگترین ترست رفتنشونه و با وجود با خبر بودن از ترس و فوبیای تو برن )))
خوشحالم که عزیزان با استعدادی مثل شمارو داخل عمارتمون دارم. براتون آرزوی موفقیت میکنم.
نوشتن تا یه حدی میتونه نجاتدهنده باشه. تهش میشه همین. اگه بعدا با همینم نتونم آروم شم چی؟ اگه اینم از دستم بره؟
نمیدونم دیگه چه راه فراری برام میمونه.
پس میشه گفت طبیعی هست
طبق روانشناسی که من میخونم
مغزت قبل از خواب احساسات شدیدی که داری رو با خودش به خواب میبره
به عنوان مثال ترس از دست دادن یا شکست یا غم از نبود کسی. به این میگن تداوم فکری که مغز خیلی بهش اعتقاد داره
شدت احساساتت مهم تر از خود موضوعه
اینو در نظر بگیر که احساسات خیلی روی افکار تاثیر مثبت دارن
همه اینا هست فرمانده عزیز.
تو هنر نویسندگی زیبایی داری
نویسندگیت از احساسات پاکی که داری سرچشمه میگیرن .
افکاری که داری رو بنویس فرمانده عزیزم. این بهت خیلی کمك میکنه.
اینکه تو با چشمهات چندسال ببینی و همش واهمهی رفتنش رو داشته باشی؛ و بعد برن. نابودت میکنه.
https://t.me/Doomedthv/6248
رفتن آدمها نه تنها توی بیداری تبدیل میشه به یه کابوس بزرگ بلکه باعث میشه ما از خوابیدن هم بترسیم)))
Repost from ㅤ‘ 𝖣𝖨𝖵𝖱𝖦𝖭𝖳 诞 پڪ جئون ,
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤпринцㅤ𔓨 ﹙𝗁ı𝗀𝗁 𝗊𝗎𝖺𝗅ı𝗍𝗒﹚ ? ?
ㅤㅤㅤ𝖽𝖾𝗏 ' ı𝗅 ı𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝗋𝖾𝗌𝗍 ﹫ 𝗋ı𝖽𝖾 𝗈𝗋 𝖿*𝖼𝗄 ¡ ¡
من هر شب قبل از خواب از شبی که بهم خبر دادن که رفت رو مرور میکنم تا همون لحظه. انقدر مرور میکنم تا بفهمم چطوری تونستم دووم بیارم.
