𝖻︎𝖺𝖼︎𝗄︎ 𝗍𝗈 Ӏõѵҽ (خااپیشش)
Открыть в Telegram
315
Подписчики
Нет данных24 часа
-107 дней
-1430 дней
Архив постов
مینویسم؛
راجب چه؟
چشمان
اما چشمان که؟
چشمان او.
همان او که نمیدانم حالا کجاست. همان او که رفته است، شاید هم همان او که هنوز نیامده است. همان او که چشمانی همانند ستاره دارد. همان او که شاعری برایش شعر میگوید و همان او که خواننده ای برایش آهنگی میخواند. همان او که مخاطب تمامی نوشته های من است. همان او که لایق تمامی این نوشته هاست. همان او که هیچکس نمیداند کیست و حالا کجاست؛ اما اگر قرار بود روزی او متوجه شود که همان اوست،باز هم او میماند؟؟_تیکه کاغدی از افکار شبانه ی سارینا.
اگه توهم از قبل رایتر نبودی باید بگم به جمع خیلی سالم رایتر ها خوش اومدی
