͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏﹫𝗻𓏺𝗸ı𝘀𝗺
Открыть в Telegram
͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ㅤㅤ ㅤㅤ.2005 's b꤀ꭚㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ㅤ ㅤ @nlkismbot 🇯🇵 иıkı 's daılıㅤ ͏ ͏ ͏ ͏
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
1 348
Подписчики
+124 часа
+97 дней
+12030 дней
Архив постов
نیکی آ..." از بین لبهاشون اسمش رو زمزمه کرد. دستهای نیکی راهشون رو به یقهی چرمی جیک رسوندن. "چیزی شده هیونگ؟" نیش و کنایهی توی صداش واضح بود، اما جیک رو اذیت نمی کرد. درواقع همهچیز دربارهی اون پسر ترن آنش میکرد. "چقدر لفتش میدی. اگه میخوای اینقدر بیتجربه بازی دربیاری هیسونگو صدا میکنم."اینکارا چیه جیک ددی رو عصبی کردی
