𝖬𝖺𝗏𝗂𝖽𝗎𝗇𝗒𝖺𝗌𝗂’🌱
Открыть в Telegram
341
Подписчики
Нет данных24 часа
+117 дней
+4830 дней
Архив постов
https://t.me/mavidunyasi/10230
من حس خاصی ندارم ولی ی تئوریای که دوست دارم اتفاق افتاده باشه اینه که اوروچ تیر خورده باشه و ایسو که میره پشت در اتاق عمل برای داداشیش گریه کنه، فادیمه میاد بهش دلداری میده و آرومش میکنه و بعد بهش میگه من هنوزم ازت متنفرم؛ ولی اون فادیمهی بیکسی که وقتی فکر میکرد داداشش مرده پیش تو آروم شد، طاقت اینکه اینجا تنهایی بشینی و برای داداشت غصه بخوری رو نداره
