almost us
Открыть в Telegram
278
Подписчики
Нет данных24 часа
+217 дней
+5530 дней
Архив постов
278
سلاممممم
پارت آخر...
به نظرم این فاصله نیاز بود. عمیقا و شدیدا.
تیتی به اینکه پور رو نداشته باشه برای فهمیدن اینکه پور ابدی نیست نیاز داشت. نیاز داشت بفهمه پور واقعا چقدر اونجا کنارش هست حتی اگر تیتی نصفه و نیمه باشه.
و پور... از نظرم حتی پور هم نیاز داشت اینو؟
درسته که من نمیخوام مووآن کنه ولی پور باید برای خودش اونقدر ارزش قائل بشه که به این کوتاه اومدن همیشگی پایان بده؟ که حق ناراحت شدن و دور شدن به خودش بده. پور برای این فاصله گرفتن حق داشت و خوبه که از حقش استفاده میکنه.
هرچند دلم برای تیتی کبابه و کاش براش ریز ریز بشم که نه میدونه چیکار کرده نه میدونه چی میخواد و نه میدونه چیکار کنه :)
حداقل پور با وجود دردی که چندین ساله همراهشه میدونه با خودش چند چنده. تیتی حتی خودش رو هم نمیفهمه چه برسه به پور :)
و فرست... فرست خیلی بامزه است :(
شاید اینکه با وجود علاقهای که به پور داشته نشسته باهاش راجع به تیتی حرف میزنه عجیب باشه اما ازش حس بدی نمیگیرم. منظورم اینه که... همه چیز از لونا گرفته تا خود اومدن یه دفعی فرست عجیب و مشکوکه و احتمالا باید بهش شک کنم ولی نمیکنم؟ نمیدونم امیدوارم نیام بابت این اعتمادم گریه کنم😭
از اونطرف منتظر بودم ارتباط این مدت تیتی و لونا رو ببینم چونکه تیتی تقریبا با لونا توی رابطه بود؟ به هر حال داشت براش تلاش میکرد قطعا یه دفعه که دورش نمیندازه اونم بیدلیل؟ واقعا منتظرم ببینه وضعیتشون داره چطوری پیش میره.
در آخر هم بمیرم برا اون تعداد پیام و میس کال از تیتی روی گوشی پور :))))))
من واقعا پارتهای بدبختی و جدایی و فلان رو دوست دارم🤣 دارم از رنج اینا لذت میبرم کاش برم زیر تریلی... گناه دارن...😭😂
عاشق AU شما هستم. خسته نباشیییی🩵🩵
278
اوه تیتی پسر تو بدجوری عاشق و درگیری فقط داری جلوی اون مغز کوفتیتو میگیری چون فکر میکنی نیستی و شاید کنار اومدن با عشق یک طرفه سخت باشه ولی کنار اومدن با اینکه عاشقی سختتره
پسر باور کن
این پارت عجیب به دلم میشینه
نمیدونم شاید چون اون مون پدرسگو نمیبینم
_لونا
278
و تو وقتی نمیدونی حسش یعنی چی هر کاری که میکنی اونو میذاری بر حسب دوست صمیمی بودن تیتی وقتی حس پورو نمیدونه نمیتونه بیاد بگه اره داداش بیا دوست پسرمشو اینکه پور یه همچین فکری کرد از احمق بودنشه مشتی تو طرف مقابلت نمیدونه چه حسی نسبت بهش داری بعد بیاد بهت بگه بیا دوست پسرم شو خلاصه حرفام اینه که وقتی چیزی نمیدونه طرف مقابلش چه حسی داره نسبت بهس نمیتونه بیاد بگه که بپر دوست پسرم شو قطعاً فکر میکنه که اگه بیاد یه همچین حرفی بزنه دوستیش با پور به فنا میره یه لحظه فکر کن خودتو بزار جاش فکرکن یه همچین اتفاقی بین تو و دوستت افتاده میری رک بگی اره داداش بیا بریم بالاتر از دوستی؟
278
و تمام اینا رو پشت یه کلمه با عنوان دوست صمیمی پنهون میکنه و تیتی هنوز نمیدونه که پور دوسش داره اینکه گذاشته هندجاب بره واسش بخاطر اینه که کراش داره روش فکر میکنه به خاطر اینه که پر اونو به عنوان یه دوست خیلی خیلی صمیمی میره و به خاطر همین اجازه رو بهش داده و برای همینه که همشو پشت کلمه دوست صمیمی پنهون میکنه تو اگه حسی توی وجودت نسبت به رفیقت شکل بگیره خودت اولش نمیدونی نمیفهمی چرا چون عشقو تجربه نکردی چون نمیدونی دوست داشتن یکی چه جوریه نمیدونی اینکه به یکی حس داری یعنی چی
