ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

دیکتاتوری مهدیه ؛

دیکتاتوری مهدیه ؛

Закрытый канал

. هر آنچه گفته نشد .

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
1 844
Подписчики
-524 часа
-357 дней
-12830 дней
Архив постов
sticker.webp0.05 KB

خدایا نمیشد همسر شهید شدن‌هات رو بدی به اینا و ما با شوهر هامون زندگیمون‌رو میکردیم بعد یه عمرم همراه همسر هامون شهید میشدیم ؟

جدی‌اید واقعا ؟

واقعا واکنش مایی که شب تا صبح چشم‌هامون پوف میکنه از شدت گریه :

میشه واکنشم مود پروفایل باشه ؟

‌ https://t.me/c/4349759105/2134 شاید باورت نشه ولی من یه بنده خدایی رو می‌شناسم رفته بود زنِ یکی از بچه‌های هوا فضا شده بود.. چرا؟ چون همسرِ شهید بشه🙂🙂🙂 و خودشم خیلی می‌گفت که فقط و فقط به خاطر شغلش قبول کردم چشمش و کاملاً روی اخلاق طرف بسته بود، فقط می‌گفت شغلِ اون و همسر شهید شدنِ من🗿

sticker.webp0.17 KB

‌ مهدیه تو چرا تا الان بیدارییییی من خوابیدم پاشدم ولی تو هنوز بیداری

یبار مصطفی میگفت توی راه تهران که بودیم از همکار هاشون درمورد روند اشنایی پرسیده بودن منم گفته بودم طولانیه اوناهم اصرار که نه اقا بگو .. میگفت وقتی براشون همه رو تعریف کردم همه میخندیدن که چقدر زندگیتون مثل رمان ها بوده 🥸

بچه ها من پای هرکدوم از زندگی همسران شهدا که نشستم دیدم واقعا چه داستان های خفنی داشتن😂 و قبل از این جریانات پیش اومده برای خودم من گارد داشتم که خدایا چرا این نویسنده ها اینقدر کتاب هارو زرد و پر فانتزی مینویسن ؟ الان میبینم چون واقعا همینه زندگی های تک تک ما🪿. نمیگم بحث یا ناراحتی و مشکلات نبوده اما نسبت به افراد معمولی زندگی خیلی قشنگی داشتیم که شاید هرکسی موفق به تجربه‌ش نشه

به عنوان یه شخص سوم داستان زندگی ما واقعا عجیبه و جزو داستان های خاص محسوب میشه مثل رمان های نودهشتیا که از دعوا شروع میشه و به ازدواج ختم میشه برای خودم یا اطرافیان هم چیز عادی هست اما قطعا برای فردی دور از این جریانات جز فانتزی ساختن چیزی نداره

‌ راستی مهدیه.. چرا نمی‌شینی داستانِ زندگیِ خودت و داداش مصطفی رو بنویسی؟ کتاب تأثیرگذاری خواهد شد؛))✨🤌🏻

مصداق بارز همون متن که میگه تا شخص کمالگرا بخواد شروع کنه ، فرد عملگرا کار رو تموم کرده .

قطعا اولین کار هر نویسنده‌ای رو بخونید قوی نیست و در طول شروع مسیر به رشد در کار رسیده هیچکس توانمند و ماهر بدنیا نمیاد همه با شروع کردن و ساختن خودشون در مسیر به جایی میرسن

این‌هارو گفتم که بدونید اگر هرررررر کاری رو شروع کردید قرار نیست از اول بهترین باشید اگر کسی حرفی نسبت به شما زد دوحالت داره یا واقعا خیرخواهانه صحبتی میکنه و قصد دیدن پیشرفت شمارو داره یا از روی حسادت به شماست پس کاری که میخواید رو انجام بدید و در طول مسیر رشد کنید مثل من به قدری دچار کمالگرایی نشید که حتی از شروع کردن بترسید

جدا از اینکه من اهل پذیرفتن نقد نبودم و همیشه سعی داشتم به قدری خوب باشم که نقدی به کارم وارد نشه چون با کوچک ترین مشکل در کارم دلسرد از ادامه دادن میشدم

تا بجایی رسید که بارها و بارها برای خودم نوشتم اما هیچ‌وقت برای هیچ‌کس چیزی نگفتم چون مدام در حال مقایسه خودم و کمالگرایی نسب
تا بجایی رسید که بارها و بارها برای خودم نوشتم اما هیچ‌وقت برای هیچ‌کس چیزی نگفتم چون مدام در حال مقایسه خودم و کمالگرایی نسبت به متن ها داشتم و مدام این موضوع باعث دلسردی من شد

از این بحث ها که بگذریم توی این سه سال و با خوندن اکثر کتاب های مطرح و متن های خوب از نویسنده های عالی کمالگرایی من روز به روز بیشتر و بیشتر شد

دلم می‌خواد چند خط رو از روی جریانات افتاده و تجربیاتم بنویسم .. من حدودا چندین سال پیش زمانی که راهنمایی بودم از شدت علاقم توی کلاس های نویسندگی یکی از استاد های اصفهان شرکت کردم جمعیت زیادی نداشت کلاس ، در اصل فقط من بودم و استاد اون هم استادی اهل شعر که چون مجموعه ای که از طرف مدرسه بهم معرفی شده بود فقط این فرد داشتن ناچارا من رو خدمت این استاد فرستادن سنم کم بود و شرایط رفت و امدم واقعا دشوار بود روزها پنج عصر اکثرا بعد از شیفت عصر مدرسه با همون فرم راهی کلاس میشدم و برگ های پاییزی رو از پنجره‌ی اون کلاس تماشا می‌کردم. از بچگی علاقه‌ی خاصی به نوشتن و کتاب داشتم ، همین هم من رو در رویای نوشتن غرق میکرد و ارزو داشتم روزی کتاب نوشته شده ‌ی خودم رو بنویسم گذشت تا زمان دبیرستان که به واسطه‌ی زمان طولانی کلاس هام من به هیچ کاری نرسیدم و به اجبار تک تک اینها تعطیل شد . هرچند هیچوقت پشیمون از انتخاب رشته ای که کردم نیستم اما اگر برگردم عقب هیچوقت این کار رو نمیکنم چون من رو هم از ورزشی که چندین سال تلاش کردم دور کرد و هم از نوشتن.. بعد از اون نویسندگی شد کاری که سر کلاس های حوصله سر بر هنرستان انجام میدادم. و متاسفانه ،متاسفانه ، متاسفانه بابت داشتن نفرت انگیز ترین معلم ادبیات تاریخ من برای اون مدت نفرت پیدا کردم از ادبیات . دبیری که جز بی احترامی و توهین به دانش اموز چیزی اموزش نداد .

جهت اینکه بتونید سیو کنید از تمیـم فور زدم، هر مداحی‌ای خواستید اول داخل تمیـم سرچ کنید، اگر نبود و پیداش نکردید، اینجا بگید.