"WHOS AVA? "
Открыть в Telegram
:)
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
4 793
Подписчики
-5124 часа
-1557 дней
+24630 дней
Архив постов
4 793
بابا خب سوال شخصی زشته بپرسی
یه سوال میپرسم دیگه هیچی نمیگم
فرض کن یک کشور متوسط در خاورمیانه وارد یک بحران امنیتی چندلایه شده که در آن، همزمان با تهدید یک جنگ مستقیم و طولانی با رقیب منطقهای، احتمال باز شدن چند جبهه نیابتی، حملات گسترده موشکی و پهپادی، عملیات سایبری علیه زیرساختهای حیاتی، اختلال در صادرات انرژی، تحریمهای اقتصادی و فشار دیپلماتیک بینالمللی وجود دارد؛ از طرف دیگر، متحدان این کشور اعلام کردهاند که حمایت سیاسی و اطلاعاتی خواهند کرد اما حاضر نیستند نیروهای خود را مستقیماً وارد جنگ کنند، در حالی که رقیب از برتری هوایی، فناوری شناسایی، شبکه اطلاعاتی و دسترسی بهتر به تسلیحات پیشرفته برخوردار است. حالا اگر فرماندهی این کشور بداند که پیروزی سریع تقریباً غیرممکن است و هرگونه حمله گسترده میتواند باعث ورود بازیگران جدید و تبدیل بحران به یک جنگ منطقهای شود، اما انفعال هم ممکن است به از دست رفتن بازدارندگی و افزایش فشار دشمن منجر شود، چگونه باید یک راهبرد چندمرحلهای طراحی کند که در آن میان «بازدارندگی»، «دفاع فعال»، «حفظ توان رزمی برای جنگ طولانی»، «حفاظت از زیرساختهای حیاتی و جمعیت غیرنظامی»، «مدیریت اقتصاد جنگ»، «جنگ اطلاعاتی و سایبری»، «ائتلافسازی دیپلماتیک» و «کنترل آستانه تشدید درگیری» تعادل برقرار شود؛ و مهمتر از همه، اگر در میانه جنگ اطلاعات موثق و کاملی درباره نیت واقعی دشمن وجود نداشته باشد، چه چارچوبی باید برای تصمیمگیری درباره ادامه جنگ، مذاکره، آتشبس یا تغییر راهبرد استفاده شود تا یک تصمیم تاکتیکی کوتاهمدت، کشور را ناخواسته وارد یک شکست راهبردی بلندمدت نکند؟
