روحِرَنگیِمَن🍓
Открыть в Telegram
جایی که احساساتم به هنر تبدیل میشن؛ بین این ریخت و پاشای هنری مراقب باش رنگی نشی🦦💕 " ناشناس ˚˖𓍢ִ໋˚ @rohrngiibot "
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
322
Подписчики
+124 часа
-247 дней
+1430 дней
Архив постов
امیدوارم کتاب های خوبی بخوانی و کسی را ببوسی که باور دارد تو فوق العادهای! و فراموش نکن که کمی هم در زمینهی هنر کار کنی؛ بنویسی یا طراحی کنی یا بسازی یا بخوانی و یا جوری زندگی کنی که فقط تو میتوانی!
قربونت برمم، اای خدااا مرسیی منم ذوق کردم از این انرژی قشنگتت و محبتت خیلی خوش اومدی نازنینن🫂💕
Repost from مَقاریچ
روحِرَنگیِمَن🍓
«یه هنرمندِ احساساتی که آشفتگیها و ذوقهاش رو با هنر تبدیل به چیزی قشنگ میکنه.»
وقتی چنلتو دیدم ذوق کردم از هنرمند بودنت و با خودم گفتم شتتت چه وایب خوبی داره 😭🎨✨ تو چنلت جوین شدمممم.💓
بنظرم معنای شیرین💕
بخاطر شیرین بودنت و قلم دوسداشتنیت، هرکدوم از نوشته هات معنای قشنگی دارن
Repost from سبزآبی؛
درود ململانی ، این پیام رو فوروارد کنید و یه اسم، یه صفت یا یه نیکنیم بهم بدید تا من براتون یه اسم مستعار قاجاری بسازم.
Repost from مَقاریچ
اینو فور کن تا بگم چه جملهای میتونه خلاصهی شخصیتت باشه + اولین برداشتم ازت چی میبود.
پرایوت هارو نمیذارم:(
وقتی خط خورد دیگه فور نکنید.
اگه حس میکنید وایب چنلتون با چنلم جوره جوین شید متقابلا جوین میشم.🎀
Repost from . ּتامسون (گربه ּنارنجی)
چنلای هنری فور کنید بزارمتون فولدر جذب بگیرید 🍊
اینجا و اینجا جوین باشید
Repost from 𝓐𝓾𝓻𝓸𝓻𝓪༻
₊ ⊹Challenge⋆౨ৎ˚⟡˖ ࣪
این پیام+یکی از آرت های پایین رو فور کنید چنلتون تا توی چنلتون بگردم و آرت موردعلاقم ازتون رو فور کنم👀
1 / 2 / 3 / 4 / 5 (یکی از اینارو فور کنید)
اگه خواستین بگین بگم چرا آرتتون موردعلاقمه🗣
Limit: I'll cross hereجوین اجباری نیست. اگه آرت هامو دوست داشتین خوشحال میشم ریکت بدین 3>
Repost from .🍁wolfkiller✨🧚🏽♂️🌀🍄🟫.
من همیشه اون بار اضافه ای بودم که نمیدونستی چرا همراه خودت اوردی؟
همون قاشق ته مونده غذا که نمیتونی بخوری؛
اون تیتراژی که اسکیپش میکنی؛
همون دونه های انگور خشک شده که میندازی بیرون؛
همون مدادی که کوچیک شده و انداختیش ته کمد؛
همون نقاشی که که خراب شده و مچالهاش کردی؛
همون خاطرهای که تعریف میکنی و من توش نیستم؛
همون شبیام که بیدار نموندی؛
همون صبحیام که خوابیدیش؛
همون شمعی که یه ذره مونده به تهش خاموشش کردی؛
همون کبریتی که الکی سوخت و شمع تولد ۱۲ سالگیت رو روشن نکرد؛
همون برگیام که خشک شدم و از درخت افتادم و بجای رفتن تو دفتر خاطرات یکی از انسان های خوش ذوق، زیر چرخ ماشین یه بزرگسال عصبانی پودر شدم؛
همون یه قلوپ ته قهوهات که خیلی تلخ یا خیلی شیرینه و تو نمیتونی بخوری؛
همون یه استکان ته فلاسک چایی که خیلی تیره و تلخه و میریزی بیرون؛
همون یه نخ سیگاری که شیکست و انداختی بیرون؛
اون یه جلسه تراپی که سرت شلوغ بود و میس دادی؛
اون یه جلسه باشگاهی که زیادی خسته بودی که بری؛
همون ژورنالی که زیادی برای استفاده خوب بود پس هیچوقت ازش استفاده نکردی؛
همون اسباب بازی بچگیت که گم شد؛
من همون درد اعصاب خورد کن میگرنت هستم؛
اون نور آفتابی که میخوره تو چشمت؛
من، همیشه، اون، بار، اضافهای، بودم، که، نمیدونستی، چرا، همراه، خودت، اوردی.
