395
Подписчики
Нет данных24 часа
+77 дней
+1630 дней
Архив постов
395
«انسان در جستجوی معنا» تنها یک نوشتار و ردی از جوهرِ قلم نیست؛ بلکه شرحی آمیخته از رنج و تابآوری است. فرانکل در این اثر میکوشد نشان دهد که حتی در دل رنج و محرومیت نیز میتوان معنایی برای زیستن یافت؛ معنایی که گاه تکیهگاه انسان برای ادامه دادن است؛ همان مفهمومی که در متون دینی ما «هدف خلقت» و «غایت زندگی» خوانده میشود.
یکی از مواردی که در این اثر برایم تأملبرانگیز بود، رفتار انسان در شرایطی است که تقریباً همهچیز از او گرفته شده باشد. بارها از تأثیر محیط بر رفتار و واکنشهای انسان شنیدهایم، اما فرانکل مرا با پرسش دیگری روبرو کرد: اگر شرایط بیرونی تا این حد بر انسان مسلط باشد، آیا هنوز چیزی در درون او باقی میماند که بتواند اختیارش را حفظ کند؟
ادامۀ نوشته:
https://gandomin.com/7366/
#گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan
395
رادیو گندمین، بازآفرینی یک فضای شنیداری مستقل برای گفتوگوهای ژرف، نقد فرهنگی و بازتاب بیواسطهٔ صداها؛ ابزاری برای شکستن سکوت تحمیلی و ایجاد پلی صوتی میان جوامع داخل و تبعید، جایی که صدا به حافظهای ماندگار بدل میشود.
به زودی...
395
رادیو گندمین، بازآفرینی یک فضای شنیداری مستقل برای گفتوگوهای ژرف، نقد فرهنگی و بازتاب بیواسطهٔ صداها؛ ابزاری برای شکستن سکوت تحمیلی و ایجاد پلی صوتی میان جوامع داخل و تبعید، جایی که صدا به حافظهای ماندگار بدل میشود.
به زودی...
395
در جامعهای که در آن آشپزی و بخش بزرگی از مسئولیتهای خانهداری بر دوش زنان گذاشته شده است، گاهی اتفاقهایی رخ میدهد که در ظاهر کوچک و پیشپاافتادهاند، اما در لایههای عمیقتر، از نابرابریهای ریشهدار جنسیتی پرده برمیدارند. یکی از این اتفاقها، پیدا شدن یک تار مو در غذا است؛ موضوعی که میتواند از یک مسئلهی سادهی بهداشتی فراتر برود و به ابزاری برای سرزنش، تحقیر و قضاوت دربارهی زنی تبدیل شود که غذا را آماده کرده است.
ادامۀ نوشته:
https://gandomin.com/7355/
#گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan
395
The first session of the Gandomin Introductory Fiction Writing Workshop was held online on October 18, 2026, attracting an enthusiastic response from 40 young women and other enthusiasts of literature and creative writing.
The workshop is led and taught by Shafiullah Zawar. Designed as a 14-session educational program, the workshop began by exploring one of the most fundamental concepts in a writer’s journey: the essentials of writing.
Read more:
https://gandomin.com/en/3063/
395
نخستین جلسهی «کارگاه مقدماتی داستاننویسی گندمین» با استقبال پرشور ۴۰ تن از دختران و علاقهمندان به ادبیات و داستاننویسی، در تاریخ ۲۶ میزان/مهر ۱۴۰۵ بهصورت آنلاین برگزار شد.
رهنمایی و تدریس این کارگاه را «شفیعالله زاور» برعهده دارد. این کارگاه که در قالب ۱۴ جلسهی آموزشی برنامهریزی شده است، در گام نخست به یکی از بنیادیترین مفاهیم در مسیر نویسندگی، یعنی «لوازم نویسندگی» پرداخت.
در این نشست، «استعداد» نهفقط شایستگی مادرزادی، بلکه زمینهای ارزشمند برای تعامل با ارادهی فردی تعریف شد و «انگیزه» بهعنوان سوخت درونی و بیرونی برای بازتاب جهان درون و بیرون مورد بررسی قرار گرفت.
در بخش دیگری از جلسه، تفاوت ظریف میان «احساس خام اولیه» و «عاطفهی داستانی» بررسی گردید؛ جایی که نشان داده شد چگونه یک اتفاق ساده میتواند بسته به جهان روانی شخصیت، به عواطفی گوناگون مانند ترس، خشم یا شوق بدل شود. در نهایت، بر نقش «جهانبینی نویسنده» بهعنوان قطبنمای اصلی داستان تأکید شد.
انرژی و تعهد شرکتکنندگان در جلسه اول، زمینهساز استمرار موفق این دورهی ۱۴ جلسهای و گامی ارزشمند در راستای تقویت ادبیات داستانی و قلمهای جوان خواهد بود.
محتوای این کارگاه آموزشی بهزودی در قالب یک برنامهی رادیویی از طریق رادیو گندمین و سایر شبکههای اجتماعی این رسانه به نشر خواهد رسید.
گندمین با این اقدام میکوشد فرصتهایی را برای نویسندگان نوپا فراهم کند تا مهارتهای خود را بپرورند، درک عمیقتری از داستاننویسی بیابند و راههای تازهای برای تبدیل ایدهها و تجربههای خود به داستانهای گیرا و اثرگذار پیدا کنند.
پیش از این نیز گندمین کارگاههای کوتاه آموزشی خاطرهنویسی و روایتنویسی را جهت ظرفیتپروری دختران برگزار کرده بود.
395
در برخی نسخههای شاهنامه آمده است که گیو هنگام رویارویی با پیران، در میان سخنان خود، به پیوندش با دختر بزرگ رستم اشاره کرده و میگوید که بزرگان و شاهان از روم و چین، همچنین خویشان کاووس و پهلوانان ایرانی، همگی خواهان ازدواج با بانو گشسپ بودند. اما رستم دخترش را به گیو داد، زیرا در او مردانگی، فرّ و توانایی را دیده بود.
در ادبیات حماسی، بانو گُشَسب جایگاهی منحصربهفرد دارد. او نهتنها در جنگها حضور دارد، بلکه در امور سیاسی نیز نقش ایفا میکند. در شاهنامه، این شخصیت با ویژگیهایی همچون زنانگی مرسوم و پذیرش جایگاه خود در جامعهای مردسالار معرفی میشود و بیشتر بهعنوان زنی مطیع در محیط خانواده به تصویر کشیده شده است.
ادامۀ نوشته:
https://gandomin.com/7328/
#گندمین #زن_و_نویسندگی #شاهنامه_فردوسی #gandomin
395
صدای چرخ خیاطی از صدای رؤیاهایم بلندتر بود. هر صبح، پیش از آنکه آفتاب از پشت پنجره سر برآورد، پشت چرخ مینشستم. پارچهای زیر سوزن میگذاشتم، نخ را از میان انگشتانم عبور میدادم و پاهایم را روی پدال میفشردم. سوزن بالا میرفت و پایین میآمد؛ درست مثل امیدی که در دلم زنده میشد و گاهی، پیش از آنکه به ثمر برسد، دوباره فرو میمرد. اتاق کوچک ما بوی پارچه، نخ و خستگی میداد. روی دیوار، تقویمی قدیمی آویزان بود و گوشهی اتاق، دفترهای مکتبم روی هم تلنبار شده بودند؛ دفترهایی که هنوز میان صفحههایشان بوی روزهای ازدسترفته را نگه داشته بودند.
ادامۀ نوشته:
https://gandomin.com/7317/
#گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan
395
کنارم خانمی با فاصله نشسته بود که میانسالیاش را گذشتانده بود.
چهرهاش میان خطوط ریز و درشت گم شده بود؛ انگار خاطرات سالهای زندگیاش در صورت و گردن و دستهایش به خطی ناخوانا نوشته شده بودند.
در جلوی تاکسی، رانندهی جوان پشت فرمان نشسته بود و کنارش پسر جوانی جاگرفته بود که بعد از هر چند دقیقه به صفحهی گوشیاش سر میزد و نگاهی هم به پشت سرش میانداخت.
ادامۀ نوشته:
https://gandomin.com/7307/
#تاکسینویسی #گندمین #زن_و_نویسندگی #افغانستان #gandomin
395
نمیدانم بالزاک وقتی این جمله را نوشت، میدانست که روزی خوانندهای در گوشهای از جهان، پس از خواندن چند کتابش، خودش را بالزاکی خواهد نامید یا نه. البته که نه. من هم تا پیش از خواندن آثارش، بالزاک را آنچنان که باید نمیشناختم. حالا هم نمیشناسمش و نمیتوانم ادعا کنم جهانش را به تمامی فهمیدهام. اما اعتراف میکنم که با خواندن آثار او، بالزاکی شدم. این را نه از سر اغراق میگویم و نه برای آن که علاقهام به نویسندهای را به رخ بکشم. من وقتی کتابی از بالزاک میخوانم، دیگر نمیتوانم بیشتر مسائل را به همان شکل سابق ببینم و این یکی از مهمترین دلایلی است که به بالزاک ارادت خاصی دارم.
ادامۀ نوشته:
https://gandomin.com/7297/
#گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan
