اینجادیوانهایمینویسد!
Открыть в Telegram
من؟ شاید هیچکاره، شاید هم نیمچه نویسنده. @Thecrrazyhearbot
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
6 562
Подписчики
-9324 часа
+3 0947 дней
+2 43330 дней
Архив постов
این روزها بیشتر از همیشه دارم سعی میکنم ادامه بدم. فشاری که از هر جهت روم قرار گرفته باعث میشه گاهی از شدت خستگی حتی دلم نخواد جلوی آینه به خودم نگاه کنم. و همین اتفاقات کوچیک باعث میشن تو حتی از خودت یکسری چیزها رو پنهون کنی، چون بعضی وقتها آدمیزاد به قدری از دست خودش خسته میشه که تبدیل میشه به بزرگترین دشمنِ خودش.
این روزها بیشتر از همیشه دارم سعی میکنم ادامه بدم. فشاری که از هر جهت روم قرار گرفته باعث میشه گاهی از شدت خستگی حتی دلم نخواد جلوی آینه به خودم نگاه کنم. و گاهی همین اتفاقهای کوچیک باعث میشن تو حتی از خودت یکسری چیزها رو پنهون کنی، چون گاهی آدمیزاد به قدری از دست خودش خسته میشه که تبدیل میشه به بزرگترین دشمنِ خودش.
این پیام رو فور کنید، راجعبه حستون نسبت به این چنل، سهتا کلمه بگین.
من با همونا واستون بنویسم.
ظرفیت نداره. جوین باشی خوشحالم میکنی.
ای با بی دوسته و بی با سی اما ای و سی میرندبا هم و ای رو تنها میزارن در صورتی که ای آشناشون کرده
AB+BC=AC
A=رفیق من
B=من
C=رفیق من2،که بعدا شد رفیق مشترکمون
و تهش؟اونا کنار هم موندن و کسی که ترک شد من بودم.
افراده زندگیتو باهم آشنا نکن
چون از اون به بعد دیگه افراده زندگیه تو نیستن
بی میاد و آ و سی رو باهم آشنا میکنه و اونا باهم دوست میشن و بی رو ایگنور میکنن
من B بودم چه در دوستی چه عشق
دنبال عشق گشتم اما پیدا نشد
دنبال یه دوستی از ته دل بودم ولی بازم نشد
و در آخر اون کسی که بارها و بارها رها شد B بود و اون بعد از این همه رها شدن، خودشو پیدا کرد.
