ru
Feedback
اینجادیوانه‌ای‌می‌نویسد!

اینجادیوانه‌ای‌می‌نویسد!

Открыть в Telegram

کلماتی لجن‌گرفته در ذهنِ دیوانه‌. @Thecrazyhearbot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
1 509
Подписчики
+124 часа
+847 дней
+32030 день
Архив постов
میام می‌دزدمتون.

جمع جمع دختراست.🥹✨

شما که اصن تاج سری.

می‌دم می‌دم.

ادمین چنلای: پوست، دختری از جنس نقاشی، بانوی قرن ۱۹ ام، Afrat، یادداشت های بی مخاطب، دلباخته‌ی قهوه، مردآب، opia، moriaty، خلا و کسایی که بخوان رو برمی‌دارم، می‌زنیم تو دل جاده.

تو جیبت جا می‌شم؟🥲😂 برات کلی آب‌نبات رنگی‌رنگی میارممم.

مگه می‌شه شما رو نبرد؟

یه روز یه ون می‌گیرم، میام همه‌تونو می‌برم.

آی قلبم.😭🥹💗

دلم میخاد صاد رو بدزدم فقط واسه خودم باشه.

منم از تو خوشم میاد 💋

MyPlayListMa - Gole Sangam - Sogand.mp36.88 MB

از این سبک نوشته‌ها که یهویی میان، خوشم میاد.

آره، من زندگی بی‌نقصی ندارم، صبح هر وقت دلم می‌خواد از خواب بیدار می‌شم، صبحونه خورده نخورده شروع می‌کنم به تمیز کردن اتاقم چون از فضای شلوغ بدم میاد، پنجره‌ی اتاق رو باز می‌کنم، چون تحمل کردن گرما منزجر کننده‌تر از تحمل کردن بقیه چیزهاست. لیستی از کارام رو می‌نویسم اما هیچ‌وقت سراغش نمی‌رم چون از محدود کردن خودم با یه برنامه‌ی زمانی خوشم نمیاد. تایم ظهر رو همیشه اختصاص می‌دم به ترکیب کردن مواد جدید باهم چون احساس می‌کنم غذاهایی که بدون فکر کردن درست می‌شن، خوشمزه‌ترن. بعد نوبت می‌رسه به روشن کردن عود و کتاب‌خوندن، شاید فکر کنید این قسمت از روزم خیلی بلاگری طوره، اما مهم نیست. چون ازش لذت می‌برم. انجام دادنش باعث می‌شه حس کنم هنوز زنده‌م. حرف زدن با آدمای مورد علاقه‌م هم که دوباره بخشی از قشنگیِ روزه. آره، روزم این‌طوری جلو می‌ره و اکثر وقتا ازش راضی‌ام، اما این به معنیِ فکر کردن یا نداشتن دغدغه نیست، من همیشه، حتی لای شلوغ ترین لحظه‌های زندگیم، وقت برای فکر کردن دارم.

توانِ تحمل کردن زن بودن، خاورمیانه‌ای بودن، و گرما رو به طور همزمان ندارم.

قدرشو ندونی، قدرشو می‌دونن.

از شهریور که داره زود جلو می‌ره ممنونم، باعث می‌شه هر روز یه قدم به پادشاه فصل‌ها نزدیک تر شیم.

شرابِ چشمانت را سر می‌کشم؛ بیدارم، اما چه بیداریِ عجیبی‌ست وقتی در تمامِ هشیاری‌ام، معتادِ توام.
.صاد.

شرابِ چشمانت را سر می‌کشم؛ بیدارم، اما چه بیداریِ عجیبی‌ست وقتی در تمامِ هشیاری‌ام، معتادِ توأم.
.صاد.

مقاومت به چه دردم می‌خورد، وقتی چشم‌هایت انقلابی به پا می‌کنند و تمامِ من، پیش از آن‌که بجنگد، پرچمِ سفید به دست می‌گیرد؟
.صاد.