ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

🥣

🥣

Открыть в Telegram

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
3 393
Подписчики
-124 часа
+227 дней
+9930 дней
Архив постов
🥣
3 393
دارم شرق بهشت میخونم (از خودتون گرفتم) و پیامک اومد که خوشه‌های خشمم هم دست پسته (بازم از خودتون گرفتم) و هوا پاییزیه و خیلی کیف میکنم

🥣
3 393
But what about those who had so many plans for their lives, but whose hopes and dreams were cut short by a bullet to the heart? So, no. You can be late in your life. And your life isn’t fully yours as long as you’re just a bullet away from losing it.

🥣
3 393
I have a question..once I read a quote which said: how can you be late in life, when it's your life Do you believe is it true?

🥣
3 393
کاشکی از قهوه بود.

🥣
3 393
https://t.me/itsnarans/2139 همین قهوه رو میخوری که دستات میلرزه دیگه

🥣
3 393
@Itsnaranbot حال و احوال و از این حر‌فها.

🥣
3 393
به دست‌های لرزانم خیلی توجه نکنید. دیگه پیر شدم.

🥣
3 393
صبح خیلی دیرم رو با یک لیوان قهوه و یخ‌های ستاره‌ای شروع کردم. (که برای یک دقیقه هم ستاره‌ای نمی‌مونن و زود آب می‌شن و من همیشه ناراحت می‌شم.) و خواستم به شما یادآوری کنم که ماگ‌ شگفت‌انگیز سرو وجود داره.

🥣
3 393
Видеосообщение00:08

🥣
3 393
+4
Cedric Vermue - We Came And Left.mp313.20 MB

🥣
3 393
هیچ‌وقت برام آهنگ گوش دادن با فاطمه قدیمی نمی‌شه. همیشه هم آهنگامون تکراریه، وسطاش هم ریلز اینستاگرام می‌بینیم، انقدر میخندیم تا کبود می‌شیم. کلا وقتی پیش فاطمه‌م یه آدم دیگه‌م و یه جور دیگه خوش می‌گذره. تازه توی مترو موج مکزیکی هم می‌ریم و آدم‌هارو می‌ترسونیم.

🥣
3 393
Repost from Qoara-
بعدشم رفتم پیش ناران و باهم رفتیم تا بازار. برگشتنی هم هوا طوفانی شد و تا برسیم به مترو برای بقا جنگیدیم! به معنای واقعی کلمه موش آب‌کشیده شده بودیم و کاملا از شرایط راضی بودیم. توی راه برگشت به رسم عادت باهم‌ موزیک گوش دادیم و بلند بلند خوندیم.

🥣
3 393
یکمی به گلدونم گفتم دوسش دارم و دوست دارم زود خوب بشه. الآن سه تا جوونه جدید زده. بهش قهوه هم می‌دم می‌خوره تازه فکر کنم اونم روی حالش تاثیر گذاشته. بقول دوستم همه چیزی که می‌خوام همینه، یکم محبت. و البته قهوه.

🥣
3 393
امروز رو زنده می‌مونم، تا ببینم فردا چی پیش میاد. شاید فرداام بارون اومد و بازم زنده موندم.

🥣
3 393
برای اولین توی این روزها یکم احساس سبکی دارم، اونم بخاطر اینه که با فاطمه و کلی وسیله موندیم زیر بارون، دوییدیم و یکم امیدوار بودیم.

🥣
3 393
دانشگاه با چای و خنده‌های الکی و بلولیمونادی می‌گذره که مجبورم بگم خوشمزه‌ست ولی نیست. با غرغرهای زیادی و خندیدن و به گریه اف
دانشگاه با چای و خنده‌های الکی و بلولیمونادی می‌گذره که مجبورم بگم خوشمزه‌ست ولی نیست. با غرغرهای زیادی و خندیدن و به گریه افتادن می‌‌گذره. با دیدن غریبه‌هایی که یه زمانی دوستم بودن. با نشستن سرکلاس‌ها و احساس نااُمیدی و حل کردن سودوکو. با نااُمیدی. با نااُمیدی زیاد.

🥣
3 393
از خوشحالی‌های امروزم اینه که بالاخره می‌شینم سر کلاس‌ شعر فریما. بعد از مدت‌ها!

🥣
3 393
با اینکه هیچ اسمی رو یادم نمی‌مونه ولی واقعا خوش‌ می‌گذره.

🥣
3 393
اساطیر واقعا بامزه‌ست.

🥣
3 393
کلا نمیدونم چی به چیه