espresso
Открыть в Telegram
294
Подписчики
-124 часа
+27 дней
+230 дней
Архив постов
بعد جیا هی داشت کنار من صحبت میکرد، اقاهه که اینو گفت من یه ارنج زدم به جیا همونو نشستم انقدر خندیدم نفسم بالا نمیومد
بچهها دوسال پیش با جیا بیرون بودم بعد یه اقایی رد شد با لحجه خودمون گفت والا من تاحالا شیراز نرفتم
