طُلوع؛
Открыть в Telegram
به یادِ همان طلوعِ قدیم!
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
178
Подписчики
Нет данных24 часа
-127 дней
-4130 дней
Архив постов
178
چشمهایت اندوهت را فریاد میزدند؛اما تو هنوز اصرار میکردی که هیچچیز نیست.
باور کن حتی اگر همه بخواهند باور کنند که خوبی من از نگاه تو همه چیز را میبینم.
آن نگاه های خالی که هیچچیزی نمیتواند در آنها بماند،حتی امید.
