452
Подписчики
Нет данных24 часа
-67 дней
+2930 дней
Архив постов
452
واقعا فکر میکردم برگردی شهرمون باهم عاشقونه میریم بیرون
خیلی سعی کردم احترام و حرمت نگه دارم ولی رو سگمو خواستی که همه جا نشون میدم
اولش نشونت ندادم ترسیدم از دستم بری
فهمیدم خودت میخوای این رومو ببینی
متاسفانه با نسخه اصلیم تورو از دست دادم
ولی خوشحالم که فهمیدم نمیتونی حتی با یه کلمم هم راه بیای
همین که رفتی ثابت شد تو فقط رویه مهربونمو تحمل میکنی
