𝗩𝗜𝗼𝗻𝗲𝗜𝗖𝗘🌑
Открыть в Telegram
𝟏𝟒𝟎𝟓/𝟎𝟒/𝟎𝟔🖤 • • • • 𓆩♡𓆪 خاطراتی که هنوز درد میکنن
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
601
Подписчики
-2724 часа
-2537 дней
-61230 дней
Архив постов
601
شبها
دلم از همهچیز سنگینتر میشود.
خاطرهها بیدعوت میآیند،
حرفهایی که هرگز گفته نشدند
کنارم مینشینند
و من
با خودم تنها میمانم
در شلوغترین سکوت دنیا.
دلم برای چیزهایی تنگ است
که هرگز اتفاق نیفتادند،
برای آدمهایی
که بودند
اما نماندند،
برای خودم
وقتی هنوز امید
اینقدر درد نداشت.
دلِ من خسته است…
نه از رفتن،
نه از ماندن؛
از این بلاتکلیفیِ طولانی
که نمیداند
باید قوی باشد
یا بالاخره بشکند.
این حالِ دلِ من است؛
دلگیری عمیق،
بیصدا،
بیاشک…
غمگین به اندازهای
که فقط خودِ دل
از آن خبر دارد.
601
دلِ من این روزها
بیشتر شبیه زخمیست
که نه خون میآید
نه خوب میشود؛
فقط هر بار که نفس میکشم
یادش میافتم.
انگار دلم
از بس خودش را نگه داشت
یادش رفت
چطور رها شود.
همهچیز را قورت داد،
همهچیز را سکوت کرد،
تا جایی که
دیگر حتی فریاد هم
در آن گم میشود.
من میخندم
اما دلم پشت آن خنده
آرام فرو میریزد.
هیچکس نمیفهمد
چقدر سخت است
وقتی دلت میخواهد
یکی فقط بپرسد:
«واقعاً خوبی؟»
و تو بتوانی
برای اولین بار
راستش را بگویی.
601
و اگر یروزی دلت برام تنگ شد، یادت باشه که من درست رو به روت ایستاده بودم و آماده بودم همه چیزم رو بهت بدم، و این هنوز برای تو کافی نبود.
601
یه روزی از یکی میگذری و بعد از اون احساس میکنی دیگه توانایی گذشتن از هر چیزی رو داری.🫴🏼
601
هیچکس مثل من نگات نمیکنه، هیچکس مثل من دوستت نداره، هیچکس مثل من بهت اهمیت نمیده، هیچکس مثل من به تک تک جزئیات تو توجه نمیکنه، هیچکس مثل من بلدت نیست، هیچکس مثل من نگرانت نمیشه، هیچکس مثل من قربون صدقت نمیره، هیچکس مثل من ازت تعریف نمیکنه و هیچکس مثل من عاشق چشمات نیست.💔
