ru
Feedback
-B

-B

Открыть в Telegram

My life🧘🏻‍♀️🩷 @beriii906

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
247
Подписчики
+824 часа
+177 дней
+3030 дней
Архив постов
-B
245
نه😂💔

-B
245
دوباره تو ورز نابی کچه😂

-B
245
خوشییییییییییی

-B
245
چونیی

-B
245
ورن

-B
245
چقدر سخته بخای ادمیو از چشمات بندازی که فکر میکردی این با بقیه فرق داره...

-B
245
امشب اونقدر گریه کردم که آینه‌ی اتاقم دیگه حتی تصویر خودمو نشون نمیده؛ انگار اونم از دیدنِ این حجم از حماقتِ خودم خسته شده. می‌دونی چیه؟ دلم برات تنگ شده، ولی نه اون دلتنگیِ احمقانه‌ای که تو فیلما نشون میدن. دلم برای اون نسخه از خودم تنگ شده که هنوز احمق بود و به آدمای پستِ دوروبرش اعتماد می‌کرد. اون “زیبایِ” سابق که فکر می‌کرد اگه قلبش رو دستش بگیره، بقیه مراقبش هستن… چه مسخره! الان که اینجا نشستم، با چشمای قرمز و یه ذهنِ کرخت، به این فکر می‌کنم که چقدر همه‌چیز بی‌ارزشه. خیانتت، دروغات، اون قول‌های پوشالی که میدادی… همه‌ش شبیه یه شوخیِ حال‌به‌هم‌زنه. دیگه هیچی برام مهم نیست. نه اینکه ببخشمت، نه! اصلاً یادت هم برام مهم نیست. انگار یه مرده متحرکم که فقط داره وقت می‌گذرونه تا این روزای مسخره تموم شه. اعتماد؟ اون واژه رو از لغت‌نامه‌ی زندگیم آتیش زدم. دیگه هیچ‌وقت قرار نیست اون نقطه ضعف رو دستِ کسی بدم. همین که اشکم تموم شده، یعنی دیگه تو هم توی قلبم تموم شدی. برو و با همون دروغ‌هات خوش باش؛ من دیگه اونقدر بی‌حسم که حتی نفرت هم برام زیادیه

-B
245
تنها سلاح من الان بی حس بودنم به همه چیزه

-B
245
شب‌ها که می‌شه، تازه می‌فهمم چقدر احمق بودم. نه به خاطر اینکه اعتماد کردم، نه… به خاطر اینکه فکر می‌کردم اون کسی که روبه‌روم ایستاده، ذره‌ای شرف داره. امروز باز هم چشمام سرخ شد، اون‌قدر گریه کردم که انگار دارم تمامِ اون روزهایی که با تو تلف کردم رو از توی چشمام می‌شورم و می‌ریزم دور. می‌دونی دردش چیه؟ اینکه می‌فهمم تمامِ اون لحظه‌هایی که فکر می‌کردم “عشق” داریم، تو داشتی به حماقتِ من می‌خندیدی. دیگه هیچ‌چیز مهم نیست. نه اینکه کجایی، نه اینکه با کی حرف می‌زنی، نه حتی اینکه یادت میاد من کی بودم. انگار یه حفره‌ی سیاه توی سینه‌ام باز شده که تمامِ احساساتم رو بلعیده. کاش می‌شد به اون “زیبایِ” چند ماه پیش بگم: “بهش دست نزن، این آدم برایِ کثافت‌کاری آفریده شده.” ولی حالا دیگه دیر شده. دیگه نه دلم برات می‌لرزه، نه حتی می‌خوام که برگردی. تو برای من دیگه یه آدم نیستی؛ فقط یه درسِ تلخ و زننده‌ای که باید فراموش بشه. گریه‌هام تموم شده، چون فهمیدم ریختنِ حتی یه قطره اشک برایِ موجودی مثل تو، اسرافِ محضه. برو… دنیایِ من دیگه جایی برایِ هیچ‌پسری نداره. درِ قلبم رو با سیم‌خاردار بستم؛ نه کسی می‌تونه بیاد، نه دیگه کسی برام اهمیت داره

-B
245
من به چشمام هم گاهی شک می‌کنم، اونوقت انتظار داری به یه پسر اعتماد کنم؟ همه‌تون از یه قماشید، فقط ماسک‌هاتون فرق داره

-B
245
خیانت کردی؟ مرسی که با رفتنت، جا رو برای کسی که لایق منه باز کردی. تو فقط یه زباله‌ی بازیافتی بودی

-B
245
آرزو می‌کردم کاش حداقل در خیانت‌کردن‌ت هم صادق بودی، نه اینکه ادایِ وفاداری دربیاری

-B
245
هرچقدر دیرتر سین بزنی، بیشتر ثابت می‌کنی که چقدر برای وقتِ من اضافه هستی

-B
245
photo content

-B
245
کسی که بخواد بمونه به هر دری میزنه که بمونه

-B
245
حقیقتا دیگه برام مهم نیست بود نبود کسی

-B
245
🩷
🩷

-B
245
photo content

-B
245
photo content