𝗪𝗼𝘂𝗻𝗱𝗲𝗱 𝗦𝗺𝗶𝗹𝗲❤️🩹
Открыть в Telegram
بعضی اوقات سکوت خودش یک فریاده🕊️ .t.me/BluChtBot?start=6ea5ae06bcd8a9818b43 :ناشناس
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
3 154
Подписчики
-5424 часа
-817 дней
-8130 дней
Архив постов
3 152
در دلِ شب، تنهاییام چون سایهای دیرسال بر جانم افتاده بود و سالها در سکوتِ خود میچرخیدم تا شاید راهی از میانِ این تاریکی پیدا کنم؛ تا آنکه نسیمی بینام از دلِ سایهها گذشت و در همان لحظه دل، چون چراغی پنهان، روشن شد و جهان درونم رنگ دیگری گرفت. آنجا دانستم که راهِ عشق نه در گفتوگوست و نه در نشانیِ کسی، بلکه در همان لرزشِ خاموشیست که بیصدا میآید، سنگ را نرم میکند، پردهها را کنار میزند و آدمی را آرامآرام به خودش میرساند؛ جایی که تنهایی دیگر دیوار نیست، آستانهی روشناییست.
3 152
درک نمیکنم اونایی که قهوه دوست ندارنو☹️.
من اگه قهوه نبود نمیدونستم چجوری به ادامه زندگیم برسم❤️🔥🦦.
3 152
میگویند:
زندگی زیباست چشمی باز کن
گردشی در کوچه باغ راز کن
هر که عشقش در تماشا نقش بست
عینک بدبینی خود را شکست
علت عاشق ز علت ها جداست
عشق اصطرلاب اسرار خداست
من میان جسم ها جان دیده ام
درد را افکنده درمان دیده ام
دیده ام بر شاخه ها احساس ها
می تپد دل در شمیم یاس ها.
ادامه داره ولی نمیخوام سرتونو به درد بیارم😂
3 152
گاهی در دل بعضی خانهها، اتاقهایی هست که بیشتر از هر خیابانی سکوت را بلدند.
اتاقهایی که چراغشان روشن میماند، نه برای اینکه کسی منتظر است،
برای اینکه خاموشیشان هم کسی را خبر نمیکند.
در بعضی فصلها، آدمها زودتر از سنشان بزرگ میشوند؛
نه با جشن تولد،
با فهمیدن اینکه بعضی لبخندها قرار نیست سهم آنها باشد.
کمکم یاد میگیرند که چطور با سایهی خودشان قدم بزنند
و چطور به جای صداهای آشنا،
با صدای نفس کشیدنشان کنار بیایند.
میگویند تنهایی گاهی خوب است؛
شاید حق داشته باشند،
تنهایی بلد است آدم را محکم کند،
بلد است از دل سکوت، یک جهان تازه بسازد.
اما کسی نمیگوید
که بعضی شبها، همین تنهایی
چطور مثل یک دیوار بلند جلوی آدم میایستد
و نمیگذارد حتی یک قدم از اتاق بیرون بروی.
آدمهایی هستند که از کودکی یاد گرفتهاند
به جای تکیه دادن،
صاف بایستند.
به جای شنیدن یک «آفرین»،
خودشان را قانع کنند که کافیاند.
به جای اینکه کسی دستشان را بگیرد،
دستهایشان را مشت کنند و ادامه بدهند.
اینها همانهاییاند که
صبحها زودتر بیدار میشوند،
شبها دیرتر میخوابند،
و در میان همهی شلوغی دنیا،
یک گوشهی آرام برای خودشان میسازند؛
جایی که کسی نمیپرسد چرا ساکتی؟
و کسی نمیگوید چیزی نیست، درست میشه
گاهی آدمها از نبودنها،
یک جهان پر از بودن میسازند.
از بیتوجهیها،
یک قلب مقاوم.
از سکوتها،
یک صدای آرام که فقط خودشان میشنوند.
و شاید همین کافی باشد؛
که در میان همهی نادیده گرفتنها،
کسی باشد که هنوز ادامه میدهد،
بیهیچ لبخندی، بیهیچ همراهی،
اما با یک قدرت پنهان
که هیچکس نمیبیند.
🕊️.
3 152
فاصلهها بیصدا میآیند.
هیچ شکاری نبود. هیچ درد ندیدی.
فقط کمکم، کسی برای گپ زدن نماند.
دیگران با گروههایشان هستند. تو با سکوت.
سکوت همراه ثابت تو شد.
تنهایی با یک لحظه شروع میشود.
چیز را میخواهی بگویی. نمیدانی به چه کسی.
نه خشم. نه درد. فقط حسِ نبودنِ کسی که بفهمد.
یاد میگیری با خودت تنها باشی.
یاد میگیری بدون دیگری زنده بمانی.
شاید این، بزرگ شدن است.
گاهی وسط همه، تنها میمانی.
نه خودت خواستی.
فقط واقعیت، آرام آمد.
