ru
Feedback
a girl called Mina

a girl called Mina

Закрытый канал

دانشجوی ارشد سلول‌های بنیادی و بازسازی بافت پژوهشگاه رویان🙂‍↔️🩷🧬🪄 https://t.me/XBCHATBot?start=sec-hgdbjfjfde

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
227
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
-1130 дней
Архив постов
امروز بعد مدتها بچه‌هارو دیدم و حرف زدیم کلی

دوباره هفته دیگه باید برم ارائه بدم🥴 ارائه امروز حالت مقدمه داشت، ارائه بعدی مسیر اصلی پایان‌نامه‌م رو مشخص میکنه.

وای بعد از ارائه‌م و وسط جلسه وقتی خانم دکتر داشت صحبت می‌کرد یهو شددیییددد احساس گرسنگی کردم و انقدر 🤏🏼 مونده بود صدای قار و قور شکمم بلند بشه و آبروم بره.🥴

باورم نمیشه که تموم شد و انجامش دادم، از طرفی هم باورم نمیشه که مسئولیت‌های سنگین‌تر دارن شروع میشن.🫠

حقیقتش یکی دو جا تپق زدم و خودم فهمیدم، اما در مجموع خوب بود و راضی بودن*))))))) ساعت ۱۰ شروع کردم و حدود ۴۵ دقیقه - ۱ ساعت طول کشید ارائه‌م، بعدش جلسه داشتیم و داشتیم طرح اصلی پایان‌نامه‌م رو بررسی میکردیم تا الان*))))) الانم قراره با استاد مشاور و منتورم بریم اتاق پژوهشگران باز خودمون یه جلسه داشته باشیم که بهم بگن دقیقا باید چیکار کنم و اینا*))))*

تموم شدددددددد😭😭😭😭😮‍💨

لازمه بگم میمیرم براتون یا خودتون می‌دونید؟*)🩷

https://t.me/agirlcalledmina/334 سناریو شماره ۳ : خیلیی عالیی ارائه می دی و میزنی رو شونه خودت که دمم گرم که حتی از تصورات و سناریوهای خودمم بهتر شد و بعد جلسه حس سبکی میکنی تا ددلاین بعدی. پ.ن : اینکه بگم استرس نداشته باش که درست نیست... ولی مطمئنم استعدادت و تواناییت کارو درمیاره✨️✨️

سناریو محتمل اینه که بگن عالی بودی دختر

معلومه که میترکونی و از ارائه ت کیف میکنن🌸💖

تهش همینه دیگه نه؟ پس استرس جون یکم شل کن جون مادرت.

سناریو‌ شماره ۱: گند میزنم و میگن برو بیشتر تمرین کن دوباره بیا. سناریو شماره ۲: خیلی گند میزنم و میگن از کار کردن با شما معذوریم.

از دیشب هی دارم بدترین سناریوهایی که می‌تونه اتفاق بیوفته رو توی ذهنم مرور می‌کنم که اگه اتفاق افتاد کمتر شوکه بشم.

سلام از طرف کسی که از ساعت ۲ تا همین چند دقیقه پیش مشغول بوده و حالا داره از سردرد تلف میشه.

تمام اصلاحات فایل رو انجام دادم و بالاخره همین الان تموم شد! گردنم داره می‌شکنه، چشمام دارن کور می‌شن، یکی دو ساعتی استراحت می‌کنم و بعد میرم سراغ تمرین ارائه.

قربونت برم من*))) نمیدونی این پیام الان چقدر حس خوبی داد بهم*))) مرسی مامان جان، امیدوارم واقعا همینطور بشه🩷

مطمنم فردا پیام میدی که موفقیت آمیز بوده و از پسش به بهترین شکل براومدی اصلا نترس بازی مغزته این استرسا میتونی

من می‌تونم از پسش بربیام، فقط قبلش باید یکم گریه کنم.

تاثیر خوابه و استرس انقدر زیاد بود که توی خواب و بیداری داشتم تصمیم می‌گرفتم که یه بهونه جور کنم و فردا نرم! انگار که بچه بازیه! درحالی که امروز منتورم گفت اصلا راه نداره تایم جلسه جابه‌جا بشه.

خوابیدم اما چه خوابیدنی؟ تمام مدت داشتم خواب می‌دیدم که ارائه رو گند زدم و دارم گریه می‌کنم. نهایتا هم با چنان تپش قلبی بیدار شدم که انگار هرلحظه ممکنه قلبم از جا کنده بشه.