371
Подписчики
+124 часа
+27 дней
+330 дней
Архив постов
371
+ وقت خداحافظی اومده فقط من نمیدونم چطوری خداحافظی کنم چون هیچ وقت چنین لحظه ای رو تصور نکرده بودم
…..
ایکس دیگه داره ضرر میزنه💔😭
371
این هفته فینال فصله واسه بیننده ها پیامی میدید؟
-یه فینال فصل خیلی قشنگ و خیلی هیجانی پراز علامت سوال منتظرشونه میگم با هیجان منتظر بمونن..🧘🏻♀️
371
اگه قراره باز بعد بیست سال از هم جدا شن ترجیح میدم مثل بیست سال پیش باشه.. ایندفعه اونی که میره اسمه و اونی که میمونه عادل و النی باشن..
جلو چشم عادل اسمه شو ببرن و اون نتونه کاری کنه یه جوری کوچاریا رو خلع صلاح کنه تیمور که حتی اصن اونجا نباشن یه عادل و اسمه باشن و موازی این سکانس ..
371
بیشتر از اینکه واسه پایان فصل استرس داشته باشم استرس اسپویلایِ کاذبیه و نور رو دارم تاالان که دهنشون بسته س امیدوارم همینطوری ادامه بدن 🤲🏻
371
+ اسمهم ساعت پنج صبح چندبار راه افتادی بری سر مزار دخترت؟ چندبار سر مزار شاهد طلوع خورشید بودی؟چندبار اهنگی که وقتی حامله بودی میخوندی رو سر مزارش گوش دادی و از گریه خوابت برد؟ ها اسمهم؟
…
سطح آستانهی تحمل اسمه پر شده که هیچ سرازیر شده مرحله بعدی دیگه تیمارستانه به خرسِ کوهیش دست نزنین لطفا..
ما از همون دزدیده شدن اسمه و درام عادل ادامه بدیم 🙏🏻
371
واااای عادل کوچاری واسه افولیش چه کردههه😭😭😭
عمارت کوچاریاس میگن حنابندونه ولی بیشتر شبیه عروسی میخوره نمیدونم باز ..
371
ولی ممکنه برعکس شه همه چی، چون همه منتظر اینن عادل چیزیش شه ، تهدید به مرگ شده ، وصیت نوشته فلان ممکنه عادلو نشونه گرفته باشن شرکا ولی اسمه رو بزنن
قرار بود شرط تیمور رو قبول نکنه النی رو بدزده و دیگه هیچ وقت نتونن پیداش کنن ولی اون روز توی جت شخصی عادل ، تیمور متوجه عشقشون شد بعید نیست واقعاا
نمیدونم ولی خیلی پسندیدمم چون درام آستپه رو دارهه و من واسش رگ میزنم😭🤌🏻
371
تیمور عادلو نمیکشه و اسمه رو از عروسی میدزده به عادل میگه “ مرگ تو بدون اسمه بودنه” بعد عادل میره دنبال اسمه میشنوه که کنار پرتگاهن اونجا میره اونجا حلقهی اسمه رو پیدا میکنه وقتی به پایین نگاه میکنه تور عروسِ اسمه رو میبینه و ارزو میکنه کاش خودش مرده بود
…
دوستش داشتمم😭🤌🏻
371
یه اسپویل دیدم که نمیدونم چقدر درسته شایدم نباشه امیدوارم فنا از خودشون در کرده باشن
ولی کاش نمیدیدم..
لطفا اشتباه باش🙏🏻
371
+ عروسی تموم شد، اسمه و عادل اومدن عمارت، از ماشین پیاده میشن، توی دست اسمه سند ازدواج،لباس عروس تنشه،مثل دختر پری زیبا، عادل بذور چشماشو ازاون میگیره،اروم اروم جلو میان دقیقا همونجا “ قسم خورده بودم، قسممو نگه داشتم” میگه
..
اگه این موازیو بدن که باید بدن پس بعد عقد یه اتفاقی میفته!
من حس میکنم قبل عقده متاسفانه امیدوارم سوپرایزم کنن 🙂↔️
371
شرکا فرصت خوبی و از دست دادن اینجا
میتونست بجای ۵ تا شمش شماره گذاری شده ۶ تا میبود سر ۶می فرمان مرگ عادل.. یه جورایی موازی میشد با ۶ تا گلوله خوردن پدر عادل
این درامو چطوری ازدست دادین اخه😔
371
+ دلیل اینکه عادل به اسمه حق انتخاب نداد اینه که منتظر مرگه.. میخواد تمام عزیزاشو زیر سقف کوچاری جمع کنه
….
این بازی کثیفو تمومش کنین😭😭😭😭😭😭😭
371
مثل اینکه دارن سکانس حنابندونو میگیرن..
اسدیلی که حنا میزنن!؟؟؟
زیبایی سکانسو نمیتونم تصور کنمممم
احساساتی شدمممم😭😭😭💖
371
دلیل اصرارش به ازدواج با اسمه بیشتر بخاطر اینه که اونم کوچاری شه و توی میراثش شریک باشه وصیت کرده بود به فریده
وااای کوچااااری وااای
ماماااان نه پشیمون شدم جمعه نیااااااا من طاقت ندارم عادل چیزیش شه😭😭😭😭😭
