𝘊𝘩𝘢𝘳𝘭𝘪𝘦'𝘴 𝘓𝘪𝘵𝘵𝘭𝘦 𝘞𝘰𝘳𝘭𝘥⋆˙
Открыть в Telegram
Pour l'amour de Charles ❤️🤍 http://t.me/HidenChat_Bot?start=681356360
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
213
Подписчики
+124 часа
+17 дней
+130 дней
Архив постов
چارلز ایندفعه رسانههای بریتانیایی رو صدا زده
واقعا نمیخوام دیگه درباره اون موضوع (اتفاق مونزا با لوییس) صحبت کنم چون احساس میکنم که... میدونم شماها قصد بدی ندارین ولی در بریتانیا اینطور بهنظر میرسه که انگار من و لوییس همش علیه همدیگه داریم اتهام میزنیم و نسبت به حرفای همدیگه موضع میگیریم در حالی که اصلا اینطوری نیست مهمترین چیز اینه که سوتفاهمها رو برطرف کردیم و با هم صحبت کردیم. من به لوییس گفتم چه احساسی داشتم و لوییس هم به من گفت چه احساسی داشت. حالا که احساسات و هیجانات اون لحظه خوابیده هر دوی ما دیدگاه طرف مقابل رو درک میکنیم.
چارلز انتقاد از رسانهها رو شروع کرده:
چیزی که مهمه این بود که اول از همه منو لوییس با هم صحبت کنیم. چند سالی میشه که من در فراریم و میدونم وقتی همهچیز در فراری بهم میریزه و تیم در آتیش میسوزه چه حسی داره اگه من و لوییس با هم حرف نزنیم ممکنه تحت تاثیر این سر و صدایی که اطراف تیم هست قرار بگیریم. اینطورم نیست که چیزایی که میگن هیچ دلیلی نداشته باشه اما شدتش زیادی بالاس و بیش از حد دیوانهوار شده. وقتی یه نگاه به مونزا بندازین بین همتیمیهای دیگه هم تنشهایی وجود داشت ولی شماها اصلا دربارهشون صحبت نمیکنین ولی وقتی پای فراری وسطه قضیه بزرگ میشه و به ابعادی میرسه که عادی نیست. من و لوییس با هم صحبت کردیم. ما همیشه رابطه خیلی خوبی داشتیم و من احترام زیادی برای لوییس قائلم.
هنوز یکم تحت تاثیر اون تصادفم و بدنم یکم درد میکنه ولی درد زیادی ندارم بعد تصادف واقعا حالم خوب نبود احتمالا بیشترش بخاطر شوک بود. بیناییم به اون بدی که بنظر میرسید نبود. آزمایشها و بررسیهای زیادی روی من انجام شد. از بیرون تصادف خیلی شدید به نظر میرسید از داخل هم شدید حس شد ولی بیشتر به خاطر شوک ناشی از ضربه بود. چون فرداش گردنم خیلی خشک و سفت شده بود گردنم رو کامل بررسی و معاینه کردن و چند جلسه درمان داشتم ولی خب فکر نمیکنم بعد از همچین تصادفی این چیز غیرعادی باشه. اسم دقیق آزمایشهایی که روم انجام شد رو نمیدونم ولی همهچیز خوب بود مشکل بیناییم و سرگیجهای که داشتم فقط برای همون لحظه تصادف بود.
فرد واسر:
ما با لوییس و چارلز جلسات سازندهای داشتیم. هر دوشون باهم مسائل رو روشن کردن و منم بعضی از اصول اساسی مدیریت تیمم رو بهشون یادآوری کردم. و همچنان هم به همین اصول پایبند خواهم بود!
به لوییس یادآوری کردم که وقتی دو سال پیش در ملبورن به لطف یک استراتژی مؤثر برنده شدیم من راوین جین مدیر استراتژی رو به جای خودم روی سکو فرستادم چون درستش همین بود که از کسی که نقش مهمی در اون پیروزی داشت تقدیر بشه. وقتی هم بخاطر یک اشتباه استراتژیک یک مسابقه رو از دست دادیم خودم جلوی دوربین رفتم و مسئولیتش رو پذیرفتم. نقش من اینه که از صدها نفری که در تیم کار میکنن محافظت کنم و مسئولیت اتفاقات رو بهعهده بگیرم. از رانندهها هم همین رو خواستم: اگه میخوایم نتیجه بگیریم باید از تیم و همه اعضاش محافظت کنیم و هرکس باید مسئولیت خودش رو بپذیره.
رانندهها وقتی با ما صحبت میکنن خیلی آرومتر از زمانی هستن که با رسانهها حرف میزنن. لوییس به من گفت: «فرد ۸۰ درصد حرفم مثبت بود و رسانهها فقط روی اون ۲۰ درصد منفی تمرکز کردن.» ولی همهمون میدونیم ماجرا چطور کار میکنه. اگه بگی تیم داره کار خوبی انجام میده و بعدش یه اما اضافه کنی همون قسمت تیتر خبرها میشه این بخشی از بازیه.
چارلز گفت: «من زیادی تهاجمی بودم.» و این برای من قابل قبوله. وقتی کیمی با راسل درگیر شد مثل لوییس در استارت سر از شنهای کنار پیست دراورد اما در مورد ما خیلی سریع از یه اتفاق داخل پیست به یک بحران در مدیریت رانندهها رسیدیم. فکر میکنم باید بین این دو موضوع تعادل درستی پیدا کنیم.
اینکه گفته بشه هیچ قانونی برای رقابت بین رانندهها وجود نداره با واقعیت مطابقت نداره. نمیتونیم انتظار داشته باشیم قراردادها تکتک سناریوهای ممکن روی پیست رو لیست کرده باشن. «من جلوتر بودم» «نه تو پنج سانتیمتر عقبتر بودی» اینجور حرفا هیچ مشکلی رو حل نمیکنه. اصول مشخص هستن و رانندهها هم اونها رو میدونن.
چندین معاینه و بررسی انجام دادم و همهچیز خوبه. موقعیتهایی مثل چیزی که بین من و لوییس اتفاق افتاد ممکنه پیش بیاد. نباید کار به جایی برسه که لوییس از پیست خارج بشه. من مسئولیت اتفاقی که در پیچ ۲ افتاد رو میپذیرم ولی خب اینم بخشی از مسابقهست. مهمترین چیز اینه که این اتفاق به هیچ وجه روی رابطه خوبی که داریم تاثیری نذاشته. وقتی از بیرون نگاه میکنیم بین بعضی از همتیمیهای دیگه هم تنش وجود داشت ولی همش داره درباره ما صحبت میشه این منصفانه نیست. نمیگم که ما همهچیز رو بینقص انجام دادیم. حداقل در مورد من و اتفاق پیچ ۲ اینطور نبود ولی بعدش با لوییس شفاف حرف زدم.
از کارلوس درباره درامای فراری پرسیدن:
من و چارلز پیش اومد که چندباری باهم سر یه چیزایی بحث کنیم یا حتی دعوامون بشه ولی چن روز بعدش بهم زنگ میزدیم تا قضیه رو بین خودمون حل کنیم. بالاخره پیش میومد یکیمون از نحوه مدیریت و استراتژی و اتفاقاتی که تو مسابقه میفتاد ناراحت شه. تاوقتی من اونجا بودم همیشه مسائل رو بین خودمون حل میکردیم.
pierre said he crashed into every wall on the sim driving at the madring =)))))))
سلام بچها
ما حدوداً یکی دو ماه پیش یه بچه گربه dsh پیدا کردیم که حال خیلی بدی داشت و مریض بود دادیم دست یه خانواده ای که تجربه داشتن و حالشو خوب کردن ولی متاسفانه متوجه شدن که این بچه گربه کم بینا هست. میخواستن نگهش دارن ولی به دلیل جا به جایی نمیتونن دیگه و به من گفتن اگه نتونیم کسی یا جایی رو پیدا کنیم واسش توی پارک ولش میکنن. لطفا اگه مرکز یا پانسیونی میشناسید توی شرق تهران بهم بگید یا اگه خودتون یا کسی میتونه نگهش داره بهم بگه.
09022699215
+1
he's mentally preparing for the 300 versions of the same questions he'll have to answer today.
Repost from N/a
پیرلی این پیست رو بخاطر این پیچ جزو "پنج پیست سخت از نظر فشار وارد شده به تایرها" قرار داده
Repost from N/a
پیچ لا مونومنتال "La Monumental" یا همون ترن 12، 550 متره و شیب 24 درجه داره
