ru
Feedback
𝜗𝆚ʜᴀᴛɪʀᴀ ʙᴀʜᴄ̧ᴇ ᰰ

𝜗𝆚ʜᴀᴛɪʀᴀ ʙᴀʜᴄ̧ᴇ ᰰ

Открыть в Telegram

𓋜𝖡𝖺𝗓ı 𝗂𝗇𝗌𝖺𝗇𝗅𝖺𝗋 𝗀𝗂𝖽𝖾𝗋, 𝗁𝖺𝗍ı𝗋𝖺𝗅𝖺𝗋ı 𝖻𝖺𝗁𝖼̧𝖾𝗆𝖽𝖾 𝗄𝖺𝗅ı𝗋🌱... @Hosbirbot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
391
Подписчики
-424 часа
-47 дней
-430 дней
Архив постов
"İ𝖼‌𝗂𝗆𝖽𝖾 𝖻𝗂𝗋 𝘴̧𝘢𝘺 𝗄𝖺𝗇ı𝗒𝗈𝗋 𝖪𝖾𝗌𝗄𝗂𝗇 𝖻𝗂𝗋 𝗏𝖾𝖽𝖺𝗇ı𝗇 𝗒𝖺𝗋𝖺𝗌ı 𝗌ı𝗓𝗅ı𝗒𝗈𝗋..)" #𝑇𝑒𝑜𝑅𝑎𝑠 @Mi
+1
"İ𝖼‌𝗂𝗆𝖽𝖾 𝖻𝗂𝗋 𝘴̧𝘢𝘺 𝗄𝖺𝗇ı𝗒𝗈𝗋 𝖪𝖾𝗌𝗄𝗂𝗇 𝖻𝗂𝗋 𝗏𝖾𝖽𝖺𝗇ı𝗇 𝗒𝖺𝗋𝖺𝗌ı 𝗌ı𝗓𝗅ı𝗒𝗈𝗋..)"
#𝑇𝑒𝑜𝑅𝑎𝑠 @Miuevoduio

sticker.webp0.11 KB

از قیافه تک تکشون میم درمیاد

وای ایناروورووو گوبوجییی🤏🏻😂

وای زنم استوری گذاشته بود من ندیده بودم Güzelliğini yerim💋
وای زنم استوری گذاشته بود من ندیده بودم
Güzelliğini yerim💋

آوای زیبا🍓 چجوری بگم نمی‌دونم انگار بوی توت فرنگی میده:)
+1
آوای زیبا🍓
چجوری بگم نمی‌دونم انگار بوی توت فرنگی میده:)

چقدر خوشگله وای😐😭 عاشقش شدم

Yandık burada ya🔥
#𝘌𝘴𝘋𝘪𝘭

"𝑁𝑒 𝑜𝑙𝑢𝑟𝑠𝑢𝑛 𝑑𝑖𝑛𝑙𝑒،𝐵ı𝑟𝑎𝑘ı𝑝 𝑑𝑎 𝑔𝑖𝑡𝑚𝑒 𝑂̈𝑚𝑟𝑢̈𝑛𝑢̈ 𝑘𝑎𝑡 𝑜̈𝑚𝑟𝑢̈𝑚𝑒:)"
#𝖡𝖺𝗆𝖽𝖺𝖽𝖪𝗁𝗈𝗆𝖺𝗋 | #𝘌𝘥𝘪𝘵 @Miuevoduio

sticker.webp0.00 KB

"فصلی که من با تو ما شد،فصل سبز خواهش برگ"
#𝘕𝘦𝘧𝘛𝘢𝘩 @Miuevoduio

sticker.webp0.26 KB

یک دست جام باده و یک دست زلف یار اینگونه بود ها! که بغل اختراع شد🤍
~♪𝘋𝘦𝘬𝘭𝘢𝘮𝘦~

بـــغل چطور اختراع شد؟
بـــغل چطور اختراع شد؟

اره عادل کوچاری اینجا هم عدالت نیست و آدمای زیادی دارن قربانی میشن. #دیالوگ
اره عادل کوچاری اینجا هم عدالت نیست و آدمای زیادی دارن قربانی میشن.
#دیالوگ

"منو نسپار به فصل رفته ی عشق نزار کم شم من از آینده ی تو:).."
#𝘩𝘢𝘭𝘻𝘦𝘺| #𝘌𝘥𝘪𝘵 @Miuevoduio

"غم رفت تو سرت شونم برات تو آواره شو من خونم برات🤍..."
#𝘩𝘢𝘭𝘻𝘦𝘺| #𝘌𝘥𝘪𝘵 @Miuevoduio

دل می‌رود ز دستم صاحب‌دلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا کشتی‌شکستگانیم ای بادِ شُرطِه برخیز باشد که باز بینم دیدا
دل می‌رود ز دستم صاحب‌دلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا کشتی‌شکستگانیم ای بادِ شُرطِه برخیز باشد که باز بینم دیدارِ آشنا را ده‌روزه مِهرِ گردون افسانه است و افسون نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا در حلقهٔ گُل‌ و مُل خوش خواند دوش بلبل هاتِ الصَّبُوحَ هُبّوا یا ایُّها السُّکارا ای صاحبِ کرامت شُکرانهٔ سلامت روزی تَفَقُّدی کن درویشِ بی‌نوا را آسایشِ دو گیتی تفسیرِ این دو حرف است با دوستان مُرُوَّت با دشمنان مُدارا در کویِ نیک‌نامی ما را گذر ندادند گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را آن تَلخ‌وَش که صوفی اُم‌ُّالخَبائِثَش خواند اَشهیٰ لَنا و اَحلیٰ مِن قُبلَةِ العَذارا هنگامِ تنگ‌دستی در عیش کوش و مستی کاین کیمیایِ هستی قارون کند گدا را سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد دلبر که در کفِ او موم است سنگِ خارا آیینهٔ سِکَندر جامِ مِی است بنگر تا بر تو عرضه دارد احوالِ مُلکِ دارا خوبان پارسی‌گو بخشندگانِ عمرند ساقی بده بشارت رندانِ پارسا را حافظ به خود نپوشید این خرقهٔ مِی‌ْآلود ای شیخِ پاک‌دامن معذور دار ما را
•حضرت حافظ📜

sticker.webp0.11 KB