فالشخوان
Открыть в Telegram
اینجا بیشتر یه گزارشیه به خودم! از اینکه چه میکنم؟ چی میخونم؟ چی گوش میدم؟ چی میبینم؟ و چی رو در زندگیم تجربه میکنم! و در کنارش از کارم یعنی «پادکست» هم صحبت زیاد میکنم. پادکستم: https://t.me/radiosargozashtt
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
473
Подписчики
+124 часа
+127 дней
+8530 день
Архив постов
475
الان دیدم شش سال از اون تکنوازی زندهی کیهان کلهر در موزهی آبگینه گذشته و بالای ۲میلیون بازدید هم در یوتوب داشته! برای یک اجرای به اصطلاح سنتی که حدود یک ساعت فقط تکنوازی سهتاره، واقعا آمار خوبیه. کاش ادامهدار میبود!
475
این روزها چندان به اینستاگرام و توییتر سر نمیزنم و بیشتر اینجا (تلگرام) و توی این کانال فعالم. بهتره، با شما خوش میگذره و حس خوبی ازش میگیرم.
(و در ضمن اگر کاری باری بود هم بیشتر همینجا هستم؛ و پاسخگوی عزیزان! :) )
475
کاش هیچوقت موسیقیگوشدادن من رو از نزدیک نبینید. به قدری دگرگون میشم که حالات و رفتارم از علی قمصری هم بدتر میشه! :)))))
475
طوری درگیر و «غرقه» در کار و نوشتن پادکست جدیدم (که این جمعه میاد) شدهام که فرصت سر خاروندن هم ندارم. اما بیاید یه معاشرتکی داشته باشیم.
چه خبر از شما عزیزان؟!
چه میکنید این روزها؟! با چه و به چه مشغولید؟! درگیر چی هستید؟! موسیقی؟ کتاب؟ فیلم؟ چی؟
475
دوباره کار و دوباره لولیدن لابهلای موسیقیها و مصاحبهها و کتابها و حظ وافر از زندگی. دوباره خوندن و نوشتن و ساختن و منتشر کردن و غرقگی در تنهاییات!
475
قبلا تو پادکست «گوشه»(ی سابق)، در اپیزود «مستور و مست» در این باره (از زبان و براساس روایت شجریان البته) گفته بودم. این متنشه:
شجریان میگه که من ساز لطفی رو خیلی دوست داشتم و خیلی بهش نزدیک هم بودم. ولی سر کنسرت سپیده و تکرویهاش خیلی رنجیدهخاطر شدم. گذشت و گذشت تا اینکه یک روزی منو پیدا کرد و گفت محمدرضاخان من اگه میخواستم یک امپراتور یا رییسجمهور رو پیدا کنم پیدا میکردم. نمیدونم چی شده که نمیتونم تو رو پیدا کنم. من هم خندیدم و گفتم چیزی نشده. به توصیهی آقای ابتهاج یکی دو جلسه هم تو خونهی آقای میررمضانی، من و لطفی و ابتهاج و استاد دادبه جمع شدیم که گویا میخواستن ما رو آشتی هنری بدن. البته من مشکلی با خود لطفی نداشتم و هربار که همدیگه رو میدیدیم سلاماحوالپرسی و بگوبخندمون رو داشتیم. اما با هم کار نمیکردیم. توی اون جلسه هم آقای ابتهاج کلی در این باره صحبت کرد که شما دو تا آدمهای معمولیای نیستید و همکارینکردنتون خیانت به موسیقیه. من هم تو اون جلسه هیچی نگفتم. چون به لطفی اعتمادی نداشتم. آخرش هم به نتیجهای نرسیدیم. با اینکه حتی اون شب با لطفی یه سازوآواز ماهور هم ضبط کردیم. دو سه بار دیگه هم این اتفاق افتاد. که یک بارش هم محمد موسوی حضور داشت. ولی در قالب گروه و کار رسمی و آلبومی دیگه با هم کار نکردیم.
|فالشخوان|
