Eightsa
Открыть в Telegram
𝆹𝅥 𝆭 Welcome to eightsa univers 𝆹𝅥 𝆭 Anon: @The8skybot ͡୨୧͜ ׄ
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
252
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
+2130 дней
Архив постов
🐸: مثلا من دلم میخواد انگلیسی یاد بگیرم—
🐻❄️: برای تو دیر نشده
🐸: باید به خودم بگم دیر شده تا واقعا برم انجامش بدم
🐻❄️: دیر کردی برو انجامش بده
🐸: ولی الان سرم شلوغه، بعدا یادش میگیرم
🐻❄️: دیر کردی از همین الان شروع کن
🐸: من واقعا زندگی خیلی مرتب و حسابشدهای دارم. ولی یه جایی احساس کردم همین موضوع داره برام نتیجهی عکس میده. وقتی جوونتر بودم، یهسری چیزا بودن که باید دنبالشون میرفتم و از نظر احساسی اجازه میدادم جذبشون بشم، ولی من زیادی منطقی بودم و انتخاب میکردم انجامشون ندم. شاید این برای دیایت خوب بوده، ولی برای میانگهو چی؟ این طرز فکر باعث شده بود برای انجام خیلی از کارها اونقدر که باید شجاعت به خرج ندم. برای همین شروع کردم به این فکر کردن که شاید باید یه کم بیشتر طبق اون بخش غریزی و حیوانی وجودم زندگی کنم، و همین باعث شد یه روی کاملا جدید از زندگی رو ببینم. اگه دلم یه چیزی میخواست بخورم، همون لحظه میرفتم میگرفتمش. اگه میخواستم کاری انجام بدم، فقط انجامش میدادم. شروع کردم اینطوری زندگی کردن. اولین بار که اینطوری زندگی کردم، کلی حسرت و اشتباه هم به جا گذاشتم. قبلاً قبل از اینکه حتی اون احساسات رو تجربه کنم، با خودم میگفتم: این کارو نکن، بعدا پشیمون میشی ولی حالا میتونم بگم: دقیقا میدونم این کار قراره چقدر اذیتم کنه. این دوتا کاملا با هم فرق دارن 🐻❄️: آره، فرق دارن 🐸: فهمیدم که حتی حسرتها و اشتباهات هم میتونن تبدیل به تجربههایی بشن که یه چیزی رو تا عمق وجودت بهت یاد میدن 🐻❄️: اون تجربه خودش یه سرمایهست. ولی اینکه قبل از تجربه کردن چیزی، فقط توی ذهنت بفهمیش، کاملا فرق داره 🐸: دقیقا 🐻❄️: از این نظر، خودِ تجربه واقعا ارزشمنده 🐸: وقتی بعدا بهش نگاه میکنم، حس میکنم یه تجربهی باارزش و عزیز بوده
🐸: من واقعا زندگی خیلی مرتب و حسابشدهای دارم. ولی یه جایی احساس کردم همین موضوع داره برام نتیجهی عکس میده. وقتی جوونتر بودم، یهسری چیزا بودن که باید دنبالشون میرفتم و از نظر احساسی اجازه میدادم جذبشون بشم، ولی من زیادی منطقی بودم و انتخاب میکردم انجامشون ندم. شاید این برای دیایت خوب بوده، ولی برای میانگهو چی؟ این طرز فکر باعث شده بود برای انجام خیلی از کارها اونقدر که باید شجاعت به خرج ندم. برای همین شروع کردم به این فکر کردن که شاید باید یه کم بیشتر طبق اون بخش غریزی و حیوانی وجودم زندگی کنم، و همین باعث شد یه روی کاملا جدید از زندگی رو ببینم. اگه دلم یه چیزی میخواست بخورم، همون لحظه میرفتم میگرفتمش. اگه میخواستم کاری انجام بدم، فقط انجامش میدادم. شروع کردم اینطوری زندگی کردن.
اولین بار که اینطوری زندگی کردم، کلی حسرت و اشتباه هم به جا گذاشتم. قبلاً قبل از اینکه حتی اون احساسات رو تجربه کنم، با خودم میگفتم: این کارو نکن، بعدا پشیمون میشی ولی حالا میتونم بگم: دقیقا میدونم این کار قراره چقدر اذیتم کنه. این دوتا کاملا با هم فرق دارن
🐻❄️: آره، فرق دارن
🐸: فهمیدم که حتی حسرتها و اشتباهات هم میتونن تبدیل به تجربههایی بشن که یه چیزی رو تا عمق وجودت بهت یاد میدن
🐻❄️: اون تجربه خودش یه سرمایهست. ولی اینکه قبل از تجربه کردن چیزی، فقط توی ذهنت بفهمیش، کاملا فرق داره
🐸: دقیقا
🐻❄️: از این نظر، خودِ تجربه واقعا ارزشمنده
🐸: وقتی بعدا بهش نگاه میکنم، حس میکنم یه تجربهی باارزش و عزیز بوده
