Survivor guilt
Открыть в Telegram
143
Подписчики
Нет данных24 часа
-177 дней
-8930 дней
Архив постов
زیر پتو خزیدم، حتی اگر خفه بشم هم اهمیتی نداره. چون امشب، حداقل فقط برای امشب، تاب و توان جنگیدن با ماوراء و موجوداتش ندارم. [همچنان صدای دویدن و راه رفتن میاد.]
+1
جاویدنام #رهام_برجسته
فقط ۱۱ سالش بود. با شلیک دو گلوله به شکم و سینه، توسط نیروهای سرکوبگر سپاه کشته شد.
جاوید نام #سروش_کرمی هجدهم دی ماه در محله مسکن و جاوید نام #امیرعلی_حیدری هجدهم دی ماه در محله الهیه، کرمانشاه مورد اصابت گلوله جنگی قرار گرفتند جسم زخمی و گلوله خورده این عزیزان به بیمارستان طالقانی منتقل شد، اما جان باختند.
در مراحل تحویل پیکر با توجه به فشارهای نهادهای امنیتی برای سریعتر انجام شدن مراحل خاکسپاری به تصور پاک کردن آثار جنایت، پیکر سروش کرمی به خانواده حیدری تحویل داده شد و در روستای سرابله به خاک سپرده شد و هفت ماه خانواده حیدری بر مزار سروش کرمی رفته و عزاداری می کردند در حالیکه امیر علی در آرامستان کرمانشاه در قسمت قبور بی نام و نشان به خاک سپرده شده بود در این میان خانواده کرمی به شدت و با جدیت پیگیر سرنوشت فرزند دلبندشان بودند و تصورشان این بود که سروش زنده است و در بازداشت به سر می برد اما سرانجام پس از طی هفت ماه جستجو به پیکر بی جان فرزندشان رسیدند و خانواده حیدری نیز پیکر فرزند دلبندشان که چند ماه بدون عزادار، در یک مزار بی نام و نشان بود را در آغوش گرفتند.
پیکر سروش به آرامستان روستای لنجاب جهت خاکسپاری منتقل شد و پیکر امیر علی نیز به آرامستان روستای سرابله منتقل شد.
Repost from born to DEVIATE🏳️🌈🏳️⚧️
شایان هادیان 17 ساله در خطر اعدامه.
صداش باشیم.
متن توییت:
Shayan Hadian is only 17 years old. He is reportedly being tortured to extract a false confession, and now faces the risk of execution. A child should never be tortured. A child should never face the death penalty. #ShayanHadian #StopExecutionsInIran
قبل از اینکه بخوابم آرزو کردم همهی این اتفاقات و حتی انسان بودنم یک خواب و شوخی بوده باشه، الان هم میرم بخوابم، امیدوارم بیدار نشم، یا اگه بیدار شدم، اینجا نباشم.
نمیدونم چرا هر بار سوپرایز میشم، تا میام به صداهای قبلی عادت کنم، صداهای بدتری تولید میشه، اینبار صدای انفجارها جوری بود که انگار موشکهاشو وسط اتاقم فرستاده. هر بار جوری شاک میشم که با گریه هم اینبار از شدتش کم نمیکنه. نمیدونم گناه ایرانی چی بود متولد شد اصلاً. به زور خودت خواب کن که قراره بیدار شدنت همیشه با شوک باشه.
فاطمه و نگار ساعت ۵ صبح بهم زنگ میزنن تا باهاشون صبحونه بخورم، بعد هم راهیشون میکنم برن امتحان بدن. انقدر حین صبحونه خوردن غر میزنن و عدم سلامت روان موج میزنه که میتونم از صحبتهاشون پادکست تحت عنوان "سخنان بیماران کلینیک رواندرمانی ایکس" درست کنم.
اعلامیه : ۸ مرداد.
۱۴:۰۰ – ۱۵:۰۰: یاسین کبدانی ۱۵:۰۰ – ۱۶:۰۰: آروین خیر خواه ۱۶:۰۰ – ۱۷:۰۰: محمد زیغمی ۱۷:۰۰ – ۱۸:۰۰: سروش کرمی ۱۸:۰۰ – ۱۹:۰۰: ماهان رحمتی ۱۹:۰۰ – ۲۰:۰۰: احسان فریدی ۲۰:۰۰ – ۲۱:۰۰: آرتین سالاری ۲۱:۰۰ – ۲۲:۰۰: آرمین نور محمدی ۲۲:۰۰ – ۲۳:۰۰: احمدرضا افشاری نژاد
دیروز داروخونه بودم، منتظر بودم داروهام آماده بشه تا تحویل بگیرم، اونجا یه گوشه نشسته بودم و توی فضای توییتر گمشده بودم. یه آقایی نشسته بود اونم دقیقاً مثل خودم داشت توییت میزد، صداش کردن که نوبتش شد. دیسککمر داشت و دکتر بهش گفته بود هنوز خیلی جوونی، نمیتونم بهت بگم برای عمل آماده شو، باید یهمدت دارو مصرف کنی و مرتب جلسات فیزیوتراپی بری. رفت یه شیشه قرص که احتمالاً ۳۰ دونه داره گرفت، بهش گفتن میشه هشت میلیون و چهارصد. خیلی بلند خندید، خیلی خیلی بلند زد زیر خنده و خندهش قطع نشد. فشار روانی، اقتصادی، جسمی، همه نوع فشار توی این مملکت هست و هیچ جای این دنیا، هیچکس حتی خم به ابروش نمیآد، چه برسه به اینکه بخواد صدای این مردم باشه. انگار که، توی این جهان به این بزرگی، ما تنهاترینیم.
توییت و هشتگها خیلی کمه...
مشخصه درصدِ خیلی زیادی از مردم، خودشون رو عادت دادن به رها کردن.
