ru
Feedback
دِࢪیا؛

دِࢪیا؛

Открыть в Telegram

از خانه که می‌آیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
1 001
Подписчики
+224 часа
-597 дней
+21330 дней
Архив постов
آخه آه مادر محاله نگیره . . .
آخه آه مادر محاله نگیره . . .

کسی که مثل تو باشه، حتی تو قصه‌ها نبود!

بیا که وقتش رسیده؛ چشمام به راهت خشکیده...

473_106106137244267 (1).mp310.32 MB

دیدی از دل که غمِ عشق دگر بار چه کرد؟ چون بشد دلبر و با یارِ وفادار چه کرد؟ آه از آن نرگسِ جادو که چه بازی انگیخت آه از آن مست که با مردمِ هشیار چه کرد ساقیا جام می‌‌ام ده که نگارنده‌ی غیب نیست معلوم که در پرده‌ی اسرار چه کرد آن که پُر نقش زد این دایره‌ی مینایی کس ندانست که در گردشِ پرگار چه کرد برقی از منزلِ لیلی بدرخشید سحر وه که با خرمنِ مجنونِ دل‌افگار چه کرد برق عشق، آتشِ غم در دل حافظ زد و سوخت یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد
- حافظ

photo content
+1

همیشه خورشید توی تاریک‌ترین نقطه‌ی شب طلوع می‌کنه...

-اما شرافت و آزادگی هیچگاه پایان نمی‌یابد.

549_104964986158903.mp38.49 MB

من سرزمینم هرکجا باشه؛ چشمای تو زیباترین جاشه...
- روزبه بمانی

هَربار‌که‌،من‌گُفتم‌آزادی تو‌خون‌‌بَهاشو،قبلِ‌من‌دادی...

photo content
+1

ای نوای من، از نوای تو نای من پر از نغمه های تو ناله های من، شاد یا غمین می‌زنم نفس در هوای تو آفتابِ من با تو هستم ای ذره ذره‌ام آشنای تو خواهیم بخوان، خواهیم بران جان فدای تو، جان فدای تو می‌زنم نفس در هوای تو...
- حسین منزوی

526_104895935994618.mp310.07 MB

«تو قشنگی مثل شکل‌هایی که ابرا می‌سازن!»

photo content
+1

ای آرزوی دیده‌ی بینا، چگونه‌‌ای؟ وی مونس دلِ منِ تنها، چگونه‌ای؟ دُر است صورت تو و دریاست چشم من ای دُرِ دور مانده ز دریا، چگونه‌ای؟ دل هدیه‌ی تو کردم آن را نخواستی جان تحفه می‌فرستم این را چگونه‌ای؟ ای نورِ چشم مهر و گل بوستانِ حُسن ما بی‌تو در همیم، تو بی ما چگونه‌ای؟
- حسن غزنوی

به یاد جاویدنام شهرم، کریم حیدری🕊️
عزیزدلم، همیشه به یادشونیم... قسم به خون یاران ایستاده‌ایم تا پایان.

«مثل غزل پخته‌ی سعدی‌ست نگاهت..»

داشتم چای می‌نوشیدم ؛ یکباره دلتنگش شدم ، بغض کردم و اشک در چشمانم حلقه زد . همه با تعجب نگاهم کردند ! لبخندی زدم و گفتم : چق
داشتم چای می‌نوشیدم ؛ یکباره دلتنگش شدم ، بغض کردم و اشک در چشمانم حلقه زد . همه با تعجب نگاهم کردند ! لبخندی زدم و گفتم : چقدر داغ بود . . .