ru
Feedback
دِࢪیا؛

دِࢪیا؛

Открыть в Telegram

از خانه که می‌آیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
1 017
Подписчики
+124 часа
-857 дней
+20430 дней
Архив постов
چقدر بامزه ای حتی ناخناتم رنگ دریاست🥹🌊
قربونت برمم، انگشترمم ماهی ِ اگه دقت کرده باشی😭😂

آهسته گفت «نخیر؛ اگه دِریا خشک بشه، این دوری هم تموم میشه.» گفتم «حتا آب دِریا هم تموم میشه، نشنیدی میگن کویر هم اولش دِریا بوده الان خشک و برهوت شده؟»

photo content

آوازِ ماهیِ بی‌نام . . .

photo content
+1

باد به سروقت چنار و تو، به سر وقت خدایت رفتی سهراب، در حسرت زندگی مانده‌ایم چرا؟ حال اگر من درست خاطرم باشد، در دفتر حجم سبز زندگی‌ات، سهراب! به ما گفتی که: تا شقایق هست زندگی باید کرد، ماهم، در میان گل‌های خشکیده‌ی گورستان شهر تا دلت بخواهد به دنبال شقایق گشتیم، اثر از هیچ، خفته. دور شدیم از خود، رسم زیست، از شستن‌ یک بشقاب، خیلی وقت است که فراتر رفته، و حتی شستن چشم‌ها! آب ‌داغ و انواع‌ و اقسام مواد شوینده را، امتحان کردیم، خاورمیانه تارتر از قبل می‌شود. خاکستری بلعیده آن را. هرجور نگاه کنی تباه‌ست. سهراب قایق‌ تو، از چه جنسی بود؟ کدامین احساس را به چفت آب گره زدی، و پشت کاشان دریا ساختی؟ بگو. بگو که اشک ایران را هم دریا کنیم، قایق اندوه‌مان غرق خواهد شد.

شنیدُم رفتی و یاری گرفتی...mp35.91 KB

این طرف مشتی صدف، آنجا کمی گل ریخته موج، ماهی های عاشق را به ساحل ریخته بعد از این در جامِ ما تصویر ابری تیره‌ای‌ست بعد از این در جامِ دریا، ماهِ کامل ریخته هرچه دام افکندم آهوها گریزان‌تر شدند حال، صدها دام دیگر در مقابل ریخته هیچ راهی جز به دام افتادن صیاد نیست هر کجا پا میگذارم دامنی دل ریخته زاهدی با کوزه‌ای خالی ز دِریا بازگشت گفت: خونِ عاشقان منزل به منزل ریخته
- فاضل نظری

نقطه‌پایانگوگوش (1).mp36.63 MB

مثل دو ماهی افتاده بر خاک به دور از چشم دِریا رفتیم از دست...

قلبِ من از تپش قلبِ تو جان می‌گیرد آه ، قلب تو پر از غم بشود ، میمیرم
- حسین صفا

مارا هرگز...
مارا هرگز...

و در آخر می‌خواهم کلماتم را ببوسی، ببویی، در آغوش کشی. که من کلمه به کلمه تو را می‌بوسم...

نمی‌خواهم صدایی جز لالایی دستانم، گوشت را نوازش کند؛ می‌خواهم در سکوتِ آغوشم، آرامشِ ابدی را بیابی. نمی‌خواهم عطرِ بیگانه، مشامت را پر کند؛ می‌خواهم عطرِ من، همیشه‌ی راه‌هایت باشد. نمی‌خواهم غمی بر دیدگانت؛ می‌خواهم شادیِ چشمانت، بازتابِ عشقِ من باشد. نمی‌خواهم دلت برایِ جایی دیگر بلرزد؛ می‌خواهم خانه‌ی واقعیِ دلت، تنها در سینه‌ی من باشد. نمی‌خواهم دنیا را با نگاهِ دیگران ببینی؛ می‌خواهم جهان را از دریچه‌ی چشمانِ عاشقِ من درک کنی. نمی‌خواهم تنهاییت را با کسی جز من قسمت کنی؛ می‌خواهم سایه‌ی من، پناهِ همیشگیِ تو باشد. نمی‌خواهم جز در آغوشِ من، جایی را امن بدانی؛ می‌خواهم حضوری که در توست، تنها حضورِ من باشد. نمی‌خواهم به هیچ سمتی جز من گام برداری؛ می‌خواهم تمامِ راه‌هایت، به سوی من ختم شود. نمی‌خواهم جز به یادِ من، هیچ خاطره‌ای در دلت زنده بماند؛ می‌خواهم هر دم، یادِ من در رگ‌هایت جاری باشد.

نمی‌خواهم درِ خانه را محکم بکوبی، می‌خواهم فکر رفتن نکنی... می‌خواهم راه را که دیدی و من همراه نبودم، سست شوی و چنگی به خیال من زنی... نمی‌خواهم آسمان خانه‌ای جز من، چشمانت را خیره کند، می‌خواهم به روشنی نرم آسمانِ من دل خوش کنی. نمی‌خواهم نامه‌ام را فقط بخوانی، می‌خواهم نامه‌ام را زندگی کنی.

یارم به یک‌لا پیراهن،خوابیده زیر نسترن…

من همونم که سوال های علاقه را پرسیدم. چون اکثر کتاب هایی که گفتی را خواندم و سریال هایی که گفتی را همه را دیدم پس از علاقه‌های تو متوجه شدم که تو آدمی هستی که «حال خوبِ غمگین» را می‌فهمی. کسی که همزمان می‌تواند در خیالِ شب‌های روشن قدم بزند و در دلِ طوفانِ بلندی‌های بادگیر زنده بماند. متوجه شدم که عشق برای تو بیشتر یک پیوند روحیِ کارمایی است تا یک قرارداد اجتماعی. درست مثل کسی که «اصیل‌ها» را دوست دارد، وفاداری برایت همه‌چیز است؛ ما علیه همه، تا ابد. تو تشنهٔ رهایی و زندگیِ واقعی هستی، درست مثل قهرمانِ قصر آبی. و در عین حال، دلِ بزرگی برای آدم‌های معمولی و زخم‌خورده داری، انگار که هنوز «مرد کوچک» را فراموش نکرده‌ای. و زیرِ این همه عمق و پیچیدگی، یک جاهایی هنوز یک بچهٔ عاشقِ ماجراهای عجیب و گروه‌های دوستی صمیمی هستی، درست مثل دنیای چیزهای عجیب. متوجه شدم که به ریشه‌هایت، به ایران، نه از روی تعصب که از جنس یک عشق عمیق و نوستالژیک دل بسته‌ای. و این خیلی اصیل است.
ای خداا چقدر قشنگ توصیف کردی ممنونم ازت💙

کتاب مورد علاقت رمان مورد علاقت فیلم مورد علاقت سریال مورد علاقت کشور مورد علاقت آهنگ یا خواننده مورد علاقت؟
من انتخاب کردن سخته برام، از هرکدوم چندتا میگم: کتاب شب‌های روشن داستایفسکی، قلب ضعیف داستایفسکی، بلندی‌های بادگیر امیلی برونته، قصر آبی مونتگومری، مرد کوچک آلفونس دوده (هرکدوم رو خب یه جور دوست دارم😭) اسم فیلم چیزی یادم نمیاد فعلا میگم the notebook, atonement سریال هم خاتون، شهرزاد ... the originals، stranger things... کشور که مشخصه دیگه؛ ایران🤍 آهنگ هم اینجا گذاشتم و خواهم گذاشت

موهات چقده قِشنگه
فدات عزیزومم😭😂