868
Подписчики
+1424 часа
+27 дней
+3530 дней
Архив постов
866
موسسه مطالعات جنگ
ارتش یمن در ۲۷ سپتامبر اعلام کرد که از ۲۴ سپتامبر تاکنون، ۷۵۶ «عملیات»، از جمله حملات هوایی، علیه نیروهای کمکی و تجهیزات نظامی حوثیها در چندین جبهه انجام داده است.
ارتش یمن همچنین مدعی شد که در جریان این عملیات، چهار کارشناس ایرانی پهپاد و موشک در استان تعز کشته شدهاند.
@drmasoudzamani2
866
Repost from IndyPersian
♦️العربیه انگلیسی، روز یکشنبه پنجم مهر ماه به نقل از نیروهای مسلح یمن گزارش داد، طی ۷۲ ساعت گذشته، ۲ هزار و ۳۱۶ تن از نیروهای حوثی کشته یا زخمی شدهاند.
به گفته ارتش یمن، در این مدت ۷۵۶ عملیات علیه اهداف حوثیهای وابسته به جمهوری اسلامی انجام شده است.
همچنین چهار کارشناس ایرانی متخصص در عملیات و پرتاب پهپادها و موشکها در حملات انجامشده در استان تعز یمن کشته شدهاند.
@indypersian
866
صحنه ی هدفگیری ساهر ساکر دد روز شنبه، تروریست حماس که در حملات هفت اکتبر حضور داشته.
@drmasoudzamani2
866
تاملات
بهآفرید: پیامبر ایرانی و کتاب گمشده اش
کتابی به زبان فارسی نوشت. نامش بهآفرید بود. از متن کتاب حتی یک برگ باقی نمانده است. آنچه از عقایدش میدانیم، از نوشتههای مخالفان و مورخانی میآید که چند نسل بعد زندگی میکردند. بااینحال، سایهٔ آن کتاب گمشده را میتوان بر تاریخ خراسان دید: دهقانان به دعوت نویسندهاش پیوستند، موبدان از او شکایت کردند و ابومسلم خراسانی برای کشتنش سپاه فرستاد.
خراسان سالهای ۱۲۹ تا ۱۳۱ نقطه ی ثقل تحرکات ضداموی بود. داعیان عباسی با پرچمهای سیاه از نارضایتی ایرانیان، موالی و مخالفان سیاسی بهره میبردند. ابومسلم در مرو قدرت میگرفت و گروههای گوناگون میکوشیدند آیندهٔ منطقه را شکل دهند. بهآفرید در چنین لحظهای ظهور کرد؛ لحظهای که نظم کهن نیروی سابق را نداشت و نظم تازه هنوز استقرار نیافته بود.
بر پایهٔ گزارشهای خوارزمی، بیرونی، شهرستانی و ابنندیم، بهآفرید خود را درون جهان زرتشتی معرفی میکرد، اما آموزههایی تازه داشت. پیروانش رو به خورشید نیایش میکردند. شراب و خوردن مردار را ممنوع میدانستند. موهای خود را بلند نگاه میداشتند، مهریههای سنگین را نمیپذیرفتند و ازدواج با خویشاوندان نزدیک را رد میکردند. قربانیکردن دام سودمند را روا نمیشمردند. بهآفرید از پیروانش میخواست یکهفتم دارایی خود را صرف تعمیر راهها، ساختن پل و کاروانسرا، پرستاری از بیماران و یاری نیازمندان کنند.
جزئیات گزارشها یکسان نیست. برخی منابع از پنج نماز سخن میگویند و گروهی هفت نماز را ثبت کردهاند. داستان سفر هفتسالهٔ او به چین، پوشیدن جامهٔ سبز و نمایش مرگ و بازگشتش نیز ممکن است آمیزهای از واقعیت، افسانه و جدل دینی باشد. کتاب فارسی او از میان رفته و کلام خودش در دسترس نیست. پس نمیتوان دستگاه فکری بهآفرید را با قطعیت بازسازی کرد.
نکات مشترک منابع، تصویری روشنتر میسازند: او آموزهای ایرانی، عامهفهم، اخلاقی و اجتماعی عرضه کرده بود که از فضای اسلامی پیرامونش نیز اثر پذیرفته بود.
انتخاب زبان فارسی اهمیت ویژهای داشت. در آن روزگار، عربی زبان دولت جدید و دانش دینی بود. متون اصلی زرتشتی نیز در اختیار روحانیانی قرار داشت که زبان و تفسیر آیینی را میشناختند. بهآفرید عقایدش را به زبانی نوشت که مردم خراسان میتوانستند بفهمند. این تصمیم، انحصار تفسیر را شکست.
کاهش مهریه، محدودکردن قربانی دام و اختصاص دارایی به راه و پل مستقیماً به زندگی روستاییان مربوط میشد. برای کشاورز، گاو ابزار تولید بود. برای بازرگان، پل و کاروانسرا زیرساخت معاش بود. برای خانوادهٔ کمدرآمد، مهریهٔ سنگین مانع ازدواج میشد. آیینی که به این مسائل پاسخ میداد، از بحثهای انتزاعی فراتر میرفت و به نظمی اجتماعی تبدیل میشد.
همینجا خطر بهآفرید برای نخبگان آشکار شد. او آیین زرتشتی را ترک نکرده بود، اما حق تفسیر موبدان را به رسمیت انحصاری نمیشناخت. از اسلام تأثیر گرفته بود، اما در دستگاه عباسی حل نمیشد. پیروانش از طبقات روستایی و فرودست میآمدند. جنبشی که کتاب، پیامبر، منابع مالی و شبکهٔ اجتماعی خود را داشت، میتوانست به قدرتی سیاسی تبدیل شود.
موبدان و هیربدان نزد ابومسلم رفتند و شکایت کردند که بهآفرید اسلام و دین زرتشتی را تباه میکند. این جمله شایستهٔ درنگ است.
نگهبانان دو نظم رقیب، در وجود یک بدعتگذار خطر مشترکی یافتند. ابومسلم نیرو فرستاد. بهآفرید به کوهستان بادغیس گریخت، دستگیر شد، به نیشابور انتقال یافت و در سال ۱۳۱ هجری، برابر با ۷۴۸ یا ۷۴۹ میلادی، در نزدیکی مسجد جامع به دار آویخته شد. شماری از پیروانش نیز کشته شدند.
انگیزهٔ ابومسلم را نمیتوان به یک علت فروکاست. شاید میخواست حمایت بزرگان زرتشتی خراسان را به دست آورد. شاید جنبشی مستقل را تهدیدی برای انقلاب عباسی میدانست. احتمال مخالفت دینی نیز مطرح است. نتیجه روشن بود: انقلابی که با وعدهٔ برهمزدن نظم اموی نیرو گرفته بود، نخستین رقیبان مستقل خود را تحمل نکرد. چند سال بعد، خلیفه منصور خود ابومسلم را کشت.
با مرگ بهآفرید، جنبش او پایان نیافت. منابع از حضور بهآفریدیان در خراسان طی نسلهای بعد خبر میدهند. بازماندگان آنان احتمالاً به قیام استادسیس در سال ۱۵۰ هجری پیوستند. باور به بازگشت رهبر نیز میان پیروانش رواج داشت. جسد را میشد بر دار نمایش داد؛ اندیشهای که به نیاز واقعی مردم پاسخ میداد، به آسانی دفن نمیشد.
@drmasoudzamani2
866
Repost from IndyPersian
♦️تونی بلر، نخستوزیر پیشین بریتانیا، روز شنبه، در گفتگو با «فاکسنیوز» با اشاره به تشدید بحران میان تهران و واشنگتن گفت: «اگر در آغاز، تابآوری رژیم دستکم گرفته شده بود، اکنون فکر میکنم این رژیم است که عزم و اراده ترامپ را برای به سرانجام رساندن این مسیر دستکم گرفته است».
او با اشاره به فشارهای اقتصادی بر جامعه ایران افزود: «اقتصاد ایران در وضعیتی بسیار وخیم و مستاصل قرار دارد و مردم در حال رنج کشیدن هستند. ایران کشوری با بیش از ۹۰ میلیون جمعیت، تمدنی بزرگ و مردمی تحصیلکرده است و این یک تراژدی است که چنین افرادی بر آنها حکومت میکنند.»
@indypersian
866
Repost from مهدی نصیری
سالگرد قتل حکومتی محمد جامهبزرگ
مردی که در خانهاش را به روی معترضان باز کرد
و جمهوری اسلامی او را کشت
۳۱ شهریور ۱۴۰۱ در بحبوحه اعتراضات به قتل حکومتی مهسا امینی، ماموران امنیتی به معترضان در ملارد حمله کردند و شماری از آنها برای فرار به خانه محمد جامهبزرگ پناه بردند. ماموران به دنبالشان وارد حیاط شدند، اما محمد در برابرشان ایستاد و نگذاشت معترضان را با خود ببرند.
دیوار خانهاش را علامت زدند، چون به معترضان پناه داده بود
همین مقاومت، خشم نیروهای سپاهی و بسیجی را برانگیخت. صبح روز اول مهر، یک نیروی لباسشخصی او را تهدید کرد. همان شب، دیوار خانهاش بهنشانه «پناهدادن به معترضان» علامتگذاری شد؛ نشانهای که خودش از وجودش بیخبر بود.
محمد گمان کرد ماجرا با یک تهدید شفاهی پایان یافته. اما ساعت ۳ بامداد ۲ مهر، ماموری در خانه را زد. فرزندانش از راه پشتبام و برای نجات از بازداشت خودشان به خانه همسایه گریختند؛ محمد و همسرش در را باز نکردند.
یکی از ماموران از دیوار حیاط بالا رفت و در را برای پنج نفر دیگر باز کرد. شش مامور خانه و پشتبام را برای یافتن محمد گشتند. وقتی سایهای روی پشتبام دیدند، بازگشتند؛ محمد در برابرشان ایستاد و خواستار نشاندادن حکم بازداشت شد.
ماموران تهدید کردند اگر با تیم دوم تماس بگیرند، محمد را خواهند کشت. با این حال شش مامور دیگر از راه رسیدند، همسرش مریم جعفری را در طبقه بالا حبس کردند و خود به پشتبام رفتند؛ دقایقی بعد، صدای برخورد جسمی به زمین و شلیک شنیده شد.
مریم وقتی به پشتبام رسید، همسرش را غرق در خون یافت؛ گلولهای ساچمهای از فاصله حدود یک متر، مستقیم به چشمش شلیک و در مغزش پخش شده بود. کارشناس اسلحه، این شلیک را «به قصد کشت» توصیف کرد. جرم محمد، پناهدادن به معترضان بود.
@iraneazadvaabad
866
Repost from شبنامه
🔴 تجمع نیروهای نزدیک به جمهوری اسلامی در بصره در اعتراض به توقف پروازهای ایران و عراق
گروهی از نیروهای نزدیک به حشدالشعبی و جریانهای همسو با جمهوری اسلامی، با لباس شخصی در بصره تجمع کردند و به توقف پروازهای میان ایران و عراق اعتراض کردند.
این تجمع در ادامه اعتراض گروههای نزدیک به تهران به محدودیتهای پروازی اخیر برگزار شده است. همزمان، تروریستهای نجباء نیز تهدید کردهاند در صورت ازسرگیرینشدن پروازهای ایران، در فرودگاههای عراق تحصن برگزار خواهند کرد.
شنبه ۴ مهرماه ۲۵۸۵
#شبنامه
@Rppress0
866
رئیسجمهور دونالد ترامپ پیشنهاد ایران برای آتشبس هفتروزه را رد کرده و به مشاورانش گفته انتظار دارد بعد از انتخابات میاندورهای نوامبر، بمباران ایران را از سر بگیرد. این را مقامات آمریکایی اعلام کردهاند.
@drmasoudzamani2
866
تاملات
وقتی نیل به ایران راه یافت
در بیابانهای شرق مصر، نزدیک وادی طمیلات، قطعهای از سنگ خارا بر خاک افتاده بود. سال ۱۸۶۶، شارل دولسپس آن را در نزدیکی کَبریت یافت. بر بخش بالایی سنگ، داریوش بزرگ با هیئت فرعون مصر دیده میشد. بر بدنهٔ آن، خط میخی فارسی باستان در کنار ایلامی و زبانهای دیگر قرار داشت. شاهنشاهی ایران در این یادمان با چند زبان سخن میگفت، زیرا برای ادارهٔ جهان پهناور خود نیازی به خاموشکردن زبان مردمانش نمیدید.
موضوع کتیبه جنگ نبود. داریوش از ساختن یک آبراه سخن میگفت.
مسیر این آبراه با کانال سوئز امروزی تفاوت داشت. کانال از شاخهای از نیل وارد وادی طمیلات میشد، سپس از دریاچههای منطقه به دریای سرخ میرسید. پیش از هخامنشیان، فرمانروایان مصر برای حفر مسیری مشابه کوشیده بودند. آنچه از روزگار داریوش باقی مانده، از اجرای گسترده و بهرهبرداری دریایی پروژه حکایت میکند. خود شاه در کتیبهٔ DZc میگوید:
«من پارسیام. فرمان دادم این آبراه را از رود نیل تا دریایی که به پارس میرود بکنند.»
سپس از عبور کشتیها از مصر به سوی ایران سخن میگوید.
عبارت «مصر را گرفتم» نیز در همین سنگنوشته آمده است، هرچند فتح نخستین مصر در روزگار کمبوجیه رخ داده بود. زبان کتیبه، زبان سلطنت و فرمانروایی است: داریوش استقرار دوبارهٔ اقتدار شاهنشاهی و اجرای طرح را به نام پادشاه مسئول ثبت میکند.
کندن آبراه، اقدامی مهندسی با پیامدی اقتصادی بود. غله، کتان، سنگ، فلز، چوب، ادویه و کالاهای لوکس میتوانستند میان درهٔ نیل، دریای سرخ، خلیج فارس و بندرهای شاهنشاهی حرکت کنند. کشتی ظرفیت حملی داشت که کاروان زمینی به آسانی با آن رقابت نمیکرد. هر کیلومتر مسیر آبی، هزینهٔ جابهجایی را کاهش میداد و بازارهای دور را به یکدیگر نزدیکتر میساخت.
همین نکته، معنای اقتصادی شاهنشاهی هخامنشی را آشکار میکند. امپراتوری فقط مجموعهای از سرزمینهای مغلوب نبود. جادهٔ شاهی، چاپارخانهها، معیارهای سنجش، سکهٔ داریوشی، بنادر و آبراهها فضایی میساختند که انسان و کالا بتوانند در آن حرکت کنند. امنیت راه و قابلیت پیشبینی قواعد، امکان معامله را افزایش میداد. قدرت تاج از گردش ثروت سود میبرد؛ بازرگان، کشاورز، دریانورد و صنعتگر نیز از نظم گستردهتر بهره میگرفتند.
یکی از وظایف درست دولت همینجاست: ساختن بستر مشترک، حفاظت از مبادله و جلوگیری از تبدیل هر گذرگاه به تیول یک صاحب قدرت.
کتیبه به چهار سنت نوشتاری تکیه داشت: فارسی باستان، ایلامی، بابلی و مصری. این انتخاب نیز بخشی از معماری سیاسی داریوش بود. فرمان شاه منشأ واحد داشت، اما برای رسیدن به مردم و مدیران محلی جامهٔ زبان آنان را میپوشید. نظم شاهنشاهی از ایران سرچشمه میگرفت و در مصر با نشانهها و صورتهای مصری بیان میشد. داریوش در آن سرزمین عنوان فرعون داشت، خدایان مصری در صورتبندی سلطنتی جایگاه خود را حفظ میکردند و دیوان محلی به کار ادامه میداد. این شیوه را نمیتوان با تصویر خام «استبداد شرقی» توضیح داد. با دستگاهی چندزبانه و چندلایه روبهرو هستیم که مرکز سیاسی نیرومند را با سنتهای اداری سرزمینهای گوناگون پیوند میزد.
مورخان یونانی بیشتر از جنگهای ایران نوشتهاند. برای آنان، ماراتن و سالامیس طبیعیتر از هزینهٔ حمل غله یا لایروبی یک کانال بود. سنگنوشتهٔ کنار وادی طمیلات دفتر دیگری را باز میکند. در آن دفتر، شاه ایران در جایگاه سازندهٔ زیرساخت دیده میشود. قدرت او با کشتیهایی سنجیده میشود که پس از فرمانش از نیل به دریای سرخ راه یافتند.
این میراث برای ایران امروز نیز معنا دارد. جغرافیای ایران آن را در میانهٔ خلیج فارس، دریای عمان، آسیای مرکزی، قفقاز و شبهقاره قرار داده است. این موقعیت میتواند سرچشمهٔ ثروت باشد، اگر راهها برای تجارت امن بمانند. نگاه ایرانیِ داریوشی به گذرگاه، نگاه سازنده بود: آب را باید گشود تا کشتی عبور کند. حکومت ایدئولوژیک گذرگاه را با تهدید به بستن آن میشناسد. یکی از این دو تصور، ایران را مرکز مبادله میکند؛ دیگری کشور را به نگهبان مضطرب یک گلوگاه فرو میکاهد.
@drmasoudzamani2
866
یانز یانشا،نخستوزیر اسلوونی، در سازمان ملل:
اگر جان هر غیرنظامی مهم است،چرا فوریت سازمان ملل از یک کشتار تا کشتار دیگر اینقدر فرق میکند؟
او از سرکوب دی ماه توسط فرقه تبهکار گفت :
دهها هزار کشته به دست رژیم انجام شده
سازمان ملل برای خیلی چیزها قطعنامه دارد برای این، نه
@drmasoudzamani2
866
جوزف توریگیان، پژوهشگر رهبران و سیاست چین و نویسنده کتاب منافع حزب در اولویت است درباره پدر شی جینپینگ، گفت انتخاب لباس شی ممکن است حامل این پیام بوده باشد:
«شما ما را به رسمیت میشناسید، بدون آنکه شرایط داخلیمان را تغییر داده باشیم؛ ما میتوانیم چنین رفتاری دریافت کنیم و همچنان خودمان باشیم و همین لباس را بپوشیم.»
به گفته او، شی این نوع رفتار را «کاملاً ابزاری» میبیند.
این حرکت تصویری مشهور از تاریخ نزدیکی آمریکا و چین را وارونه کرد. هنگامی که دنگ شیائوپینگ در سال ۱۹۷۹ به آمریکا سفر کرد و میکوشید چینِ در حال اصلاح را به غرب نزدیک کند، در یک مسابقه رودئو در تگزاس کلاه کابویی بزرگی بر سر گذاشت.
این بار، نزدیک به نیم قرن بعد، شی با لباس مائویی وارد آمریکا شد و به نوشته والاستریت ژورنال، پیام کاملاً معکوسی داشت: چین آنچه واشنگتن ارائه میکند خواهد پذیرفت، بیآنکه چیزی را درباره خود تغییر دهد.
@drmasoudzamani2
