˖°𖧧 ᴮᵃⁿᵍᵗᵃⁿʰᵒˡⁱᶜ 𖧧°˖
Открыть в Telegram
✦ 𝙒𝙀𝙇𝘾𝙊𝙈𝙀 𝙏𝙊 𝙏𝙃𝙀 𝙏𝙄𝙈𝙀𝙇𝙄𝙉𝙀 ✦ ─ ─ ─ ↓ ─ ─ ─ ♡₊˚ ─ ─ ─ ↓ ─ ─ ─ @thvroombot @tanniezone7
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
1 204
Подписчики
+624 часа
+507 дней
+29130 дней
Архив постов
1 204
جدا یوقتایی مخم هنگ میکنه از این حجم از احمق بودن کیپاپر تمومی دستاورد های بنگتن یه بهونه براش میارن .پول دادن استریم خریدن پول دادن جایزه خریدن پول دادن اینکارو کردن پول دادن اون کارو کردن لایک میدونم مغزتون حجم از این تاریخ سازی های بزرگ نمیتونه تحمل کنه ولی جدا لازمه شبیه احمق ها رفتار کردن بس کنید😭
1 204
بزرگترین دبیو هفتگی اهنگ ها در سال 2026 و باز هم هیچی واسه فیو کیپاپر========================== ♡:#BTS ♡:@houseofclouds
1 204
مثل اینکه جونگکوک یه موتور جدید گرفته😭 نمیدونم چندمیشه استوری کرده========================== ♡:#BTS ♡:@houseofclouds
1 204
+1
آدام بیرسون، عضو آکادمی ضبط (Recording Academy)، درباره حضور BTS در گرمیهای آینده گفت: > «آرمیهای BTS باید برای بردن جایزه آلبوم سال (Album of the Year) تلاش کنند، نه اینکه اجازه بدهند آنها در دستهٔ بهترین پاپ آسیایی به حاشیه رانده شوند. اینکه هنرمندان کوچکتر فرصت دیده شدن پیدا کنند عالی است، اما BTS بیش از حد بزرگ و تأثیرگذار هستند که در چنین دامی گیر بیفتند.» منظور او این است که BTS را نباید فقط در یک دستهبندی منطقهای یا محدود به «آسیایی» قرار داد؛ بلکه به خاطر موفقیت و تأثیر جهانیشان باید برای جوایز اصلی و مهم گرمی، مثل Album of the Year، رقابت کنند.========================== ♡:#BTS ♡:@houseofclouds
1 204
Last part:
تنها صدایی که تو اون اتاق کوچیک میپیچید صدای بوق تلفنش بود ...البته نه تا وقتی که صدای فندکش و روشن خاموش کردن اون اتیش اتاق پر کرد... بوی بنزین همه جا بود .....فقط اون لحظه به یه چیز فکر میکرد ...فقط نیاز بود که یه بار دیگه باهاش حرف بزنه فقط یه جواب کوتاه نیاز بود که اون از کارش پشیمون شه ...اما صفحه ی گوشیش که نشون میداد چند صد تا از زنگاش بی جواب موندن چیزی نبود که دلش بخواد ببینه بخاطر همونم نه تنها اون فندک خاموش نشد بلکه کل اون اتاقم با خودش به اتیش کشید...
1 204
□سوکجین؟؟؟؟ همون لحظه که تو دومین شک بود تو بقل هیونگ قدیمیش محکم فرو رفت ... ■خداروشکر ....!!!! ■تموم روز دنبالت میگشتم!!!! ■تنها اون بیرون چیکار میکردی اخه... فلش بک_ مادرش با عصبانیت تموم رو به روش بود و سرش عربده میزد ... ■تموم روز دنبالت میگشتم تنها اون بیرون چیکار میکردی ؟؟مگه نگفتم باعث نگرانی پدرت نشی!!!!!!!. کدوم پدر؟ کدوم نگرانی مگه اصلا جونگکوکی همیشه جدا از خانوادش بود و مثل یه فرد اضافه باهاش رفتار میشد اهمیتیم داشت؟؟ حال_ [جین]: هان؟ این بالا چیکار میکردی اخه مگه نمیدونی چقدر خطرناکه!! [کوک]هیچی ...همینطوری من فکر میکردم تو هنوز امریکایی! جین خواست جواب بده البته نه تا وقتی که یکی پشت سرش داره نفسش بنده میاد برای یکم هوا التماس میکنه_البته به نامجون حق بدید برای رسوندن خودش به این ساختمون دراز رسما پرواز کرد .... جونگکوک که وضعیت دید برای اینکه بحث جمع کنه گفت: دوستان ویو اینجا این بالا تو شب بی نظیره... و خب قیافه ی نامجین قرار نبود اینجوری باشه که انقد مشکوک بهش نگاه کنن.. ولی خب وقتی با انگشتت ویو رو نشون داد بالاخره باورش کردن.... بی خبر از اینکه تو جیبش یکی داشت مدام بهش زنگ میزد...
1 204
خب اون تصمیشو گرفته بود . به نمای پایین ساختمون نگاه میکرد ...ارتفاعش خیلی بلند بود دستاشو میشت میکنه و میره لبه ی پشت بوم وایمیسته ...خب قرار نبود مثل همیشه یکی دستشو بگیره و بهش بگه مراقب باشه مگه نه؟ تقصیر اون بود همه چی خراب شده بود... دستاشو باز میکنه و دلیل کارشو یه بار دیگه مرور میکنه ..اماده ی انجامش میشه ... یک ...دو...سه... ■جونگکوککککککککک؟. خب اون قطعا یکی اون پایین تمام قدرتشو رو حنجرش میزاره و با بلند ترین صدای ممکن اسمشو عربده میزنه و خب صدرصد جونگکوک با چشمای گشاد شده از تعجب به پایین نگاه میکنه ... □نامجون؟؟؟؟؟؟ ■: یه ذره هم تکون نخور صبر کن الان میام بالا .... قطعا دیدن نامجون اونقدر جونگکوک شکه کرد بعد این همه وقت که حواسش نبود کجا وایستاده و باید مراقب باشه . پاهاش لیز میخورن و تعادلشو از دست میده و بله کار از کار گذشته و اون اماده پرت شدنه... نامجون بار دیگه عربده میزنه و جونگکوک منتظره که از یه ساختمون به اون بلندی پرت شه پایین ولی خب نه تا وقتی که کلاه هویش تو دست یکی محکم گرفته شده و با تموم جونش و توانش برای نجات دادن اون داره تلاش میکنه...
1 204
هنوزم جین گیجه که چرا جونگکوک پیدا نکرده و از خودش میپرسه واقعا باید به خاطراتم اعتماد میکردم؟ خاطرات....
همونطور که به اطرافش نگاه میکنه سعی میکنه چیزای بیشتری یادش بیاد
خب جونگکوک بالای این ساختمون بود و از این زاویه....؟؟؟؟؟
و خب بله اون الان داره کلی تفاوت میبینه و اونجا الان قطعا شبیه ساختمونی که تو خاطراتش بود نیست!
●انجا اون مکان نیست!!!!
و خب هیچکس نمیدونه برای اینکه به اون یکی ساختمون برسه چجوری شروع به دویدن کرد.
=====================
1 204
قطعا میدونید در افتادن با یه مشت ولگردای قلدر خیابونی یه نتیجه ای داره مگه نه؟ اونا قرار نیست صبور بشینن و ببینن کسی واسشو گردن کلفتی میکنه خب اونا باید نشون بدن که تو با چه کسی در افتادی مگه نه؟ پس بخاطر همینه که الان جونگکوک با بدن کوفته از درد و کتک خورده تو اون کوچه رو زمین افتاده و واسه کسی که از قصد با این ادما در افتاده مگه اهمیتی داره؟ وقتی از قصد خودشو گیر این اون میندازه پس قرار نیست الانم زانو غم بقل کنه ===================== خب شاید نامجون فقط یه کوچولو جونگکوک گم کرده بود فقط یکم...اما خب این باعث نمیشه که دنبالش نگرده درست میگم؟ پس شروع میکنه یکی یکی کوچه پس کوچه هارو گشتن تا بتونه ردی از جونگکوک پیدا کنه و صد البته که اسمشم صدا میکنه ... تو همون لحظه جونگکوک روی زمین افتاده و خب منتظره که یکم حالش جا بیاد تا بتونه رو پاهاش بند شه .بالاخره تلاش میکنه و بلند میشه به دور و ورش یه نگاه میکنه و یه ساختمون پیدا میکنه و واردش میشه. ===================
1 204
Part1:
همون طور که راه میرفت به یه کوچه خلوت رسید. همونطور که رد میشد محکم به یکی اونجا تنه میزنه ...دو فرد هیکلی و صدردصد قوی تر از اون تو یه کوچه تاریک و خلوت که کسی جز سه نفر داخلش دیده نمیشد... ●هی حواستو جمع کن که کجا میری کوری مگه؟ و خب جونگکوک باید اهمیت میداد؟ پس راهشو بدون اینکه حرفی بزنه یا عذرخواهی کنه ادامه میده.. ●اون عوضی الان راهشو کشید رفت؟؟؟ هی!!! ====================== قطعا میدونید در افتادن با یه مشت ولگردای قلدر خیابونی یه نتیجه ای داره مگه نه؟ اونا قرار نیست صبور بشینن و ببینن کسی واسشو گردن کلفتی میکنه خب باید نشون بدن که تو با چه کسی در افتادی درسته؟ پس بخاطر همینه که الان جونگکوک با بدن کوفته از درد و کتک خورده تو اون کوچه رو زمین افتاده و واسه کسی که از قصد با این ادما در افتاده مگه اهمیتی داره؟ وقتی از قصد خودشو گیر این اون میندازه پس قرار نیست الانم زانو غم بقل کنه
1 204
اون برای نکشتن خودش فقط منتظر یه جواب از سمت اون بود ...ولی اون چجوری میتونست جوابشو بده وقتی خودش با چشمای بسته هر لحظه منتظر بود از اون ارتفاع به زمین برسه؟
1 204
سلام پارت چهارم hyyh میخوام اپلود کنم لطفا برای درک بهتر ادیتاشم نگاه کنید ...پی دی اف وبتونشم قرار میگیره🌟
1 204
خوشگل ترین همکاری کیپاپ مربوط به یونگی و هالزیه😭دقیقا مثل دوقلوها میمونن و جالبه بدونید هالزی تو کپشن یکی از پستاش به خودشو یونگی گفت دوقلو و یونگی کامنت گزاشت من ازت بزرگترم هالزیم ریپ زد بی ادبی منو ببخش پیرمرد😭
