ru
Feedback
تَبار | TABAR🇦🇫

تَبار | TABAR🇦🇫

Открыть в Telegram

«تَبار؛ جایی که گذشته زنده می‌شود.» ریشه در تاریخ، هویت در فرهنگ 📜 #تاریخ | 🏛️ #تمدن | 🎭 #فرهنگ | 🏺 #میراث #افغانستان کانال ما را با دوستان خود به اشتراک بگذارید ❤️ https://t.me/tabarafg ارتباط ⬇️🆔 #تبادل @RHS_314

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
685
Подписчики
-1024 часа
-537 дней
-38730 дней
Архив постов
🎪 مردمی که رود آمو دو نیم‌شان کرد روایتی هست که پیرهای جوگی هنوز تعریف می‌کنند: زمانی این قوم در هر دو سوی رود آمو زندگی می‌
+1
🎪 مردمی که رود آمو دو نیم‌شان کرد روایتی هست که پیرهای جوگی هنوز تعریف می‌کنند: زمانی این قوم در هر دو سوی رود آمو زندگی می‌کرد. یک رود، یک تاریخ مشترک. اما وقتی مرزها روی نقشه کشیده شدند، رود همان رود ماند و مردمش دو تکه شدند. جوگی‌ها شاخه‌ای از همان قومی‌اند که در ایران «کولی»، در اروپا «روما»، و در روسیه «سیگان» صدایش می‌زنند — یک ریشه، هزار نام، در سراسر جهان پخش شده. نسل‌ها خیمه‌نشین بودند. کوچ می‌کردند، دام نگه می‌داشتند، و در حاشیهٔ شهرها زندگی‌ای می‌ساختند که کسی به رسمیت نمی‌شناخت. حتی یکی از نمادهای شناخته‌شدهٔ فرهنگ عامهٔ افغانستان — نژاد خاصی از کبوتر باز به نام «کبوتر جوگی» که آرزوی هر کفترباز افغان است — نامش را از همین قوم گرفته؛ نشانه‌ای کوچک از حضوری که در دل فرهنگ افغانستان جا باز کرده، حتی اگر خود مردمش در حاشیه مانده باشند. امروز هم داستان تغییر چندانی نکرده: نزدیک به ۸۰ درصدشان حتی تذکره ندارند. یعنی از نظر کاغذ، افغانستانی نیستند — در حالی‌که نسل‌هاست همین خاک را وطن خود می‌دانند. #اقوام_ناشناخته_افغانستان #پارت۲ #تبار #جوگی #اقوام_افغانستان @tabarafg 🇦🇫📚

مردم جنگلها و باتلاقها را به صورت کشتزارهای حاصلخیز در می آوردند ابزارهای تازه ای اختراع می کردند؛ اما جنگهایشان وحشیانه تر می شد، در کشتارها هزار هزار قربانی می شدند انسان در همان حال که ساختن را یاد می گرفت، خراب کردن را هم می آموخت. همه می میرند•سیمون دوبوار @tabarafg🇦🇫✨

😋 دستور پخت: @tabarafg
😋 دستور پخت: @tabarafg

بَسراغ نمکیِ خوشمزه 😋✨ بدون تخم‌مرغ، ترد و خوش‌عطر؛ یه شیرینی ساده و دوست‌داشتنی برای کنار چای ☕️💚 اگه با چای امتحانش کنی،
بَسراغ نمکیِ خوشمزه 😋✨ بدون تخم‌مرغ، ترد و خوش‌عطر؛ یه شیرینی ساده و دوست‌داشتنی برای کنار چای ☕️💚 اگه با چای امتحانش کنی، عاشقش میشی 😍 #بسراغ_افغانستان

تفنگت را زمین بگذار که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار تفنگِ دست تو یعنی: زبان آتش و آهن من اما پیش این اهریمنی‌ابزار بنیان‌کن ندارم جز زبانِ دل دلی لبریز از مهر تو ای با دوستی دشمن زبان آتش و آهن زبان خشم و خون‌ریزی است زبان قهر چنگیزی است بیا بنشین، بگو بشنو سخن، شاید فروغ آدمیّت، راه در قلب تو بگشاید برادر! گر که می‌خوانی مرا، بنشین برادر‌ وار تفنگت را زمین بگذار تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو این دیو انسان‌کش برون آید تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟ اگر جان را خدا داده است چرا باید تو بستانی؟ چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را به خاک و خون بغلتانی؟ گرفتم در همه احوال، حق گویی و حق جویی و حق با توست ولی حق را برادر جان به زور این زبان‌نافهم آتشبار نباید جست اگر این بار شد وجدان خواب‌آلوده‌ات بیدار تفنگت را زمین بگذار تفنگت را زمین بگذار تفنگت را زمین بگذار
فریدون مشیری
@tabarafg🇦🇫✨

shajarian_zabane_atash_Tofangat_ra_zamin_bogzar_محمدرضا_شجریان.m4a7.76 MB

shajarian_zabane_atash_Tofangat_ra_zamin_bogzar_محمدرضا_شجریان.m4a7.72 MB

پشت این چشم‌های کوچک، هزاران آرزوی بزرگ پنهان است؛ آرزوی یک خانه امن، یک مدرسه، یک تکه نان و یک زندگی معمولی... @tabarafg🇦🇫
+1
پشت این چشم‌های کوچک، هزاران آرزوی بزرگ پنهان است؛ آرزوی یک خانه امن، یک مدرسه، یک تکه نان و یک زندگی معمولی... @tabarafg🇦🇫

قدرت مگس بیشتر یا پادشاه ؟ غلامی کنار پادشاهی نشسته بود. پادشاه خوابش می آمد، اما هر گاه چشمان خود را می بست تا بخوابد، مگسی
قدرت مگس بیشتر یا پادشاه ؟ غلامی کنار پادشاهی نشسته بود. پادشاه خوابش می آمد، اما هر گاه چشمان خود را می بست تا بخوابد، مگسی بر گونه او می نشست و پادشاه محکم به صورت خود می زد تا مگس را دور کند. مدتی گذشت، پادشاه از غلامش پرسید:«اگر گفتی چرا خداوند مگس را آفریده است؟» غلام گفت: «مگس را آفریده تا قدرتمندان بدانند بعضی وقت ها زورشان حتی به یک مگس هم نمی رسد.» #داستان_کوتاه @tabarafg🇦🇫

این بار اول نیست. طالب هر بار که آمده، همین کثافت را با خودش آورده. بار اول که حکومت کردند، بچه‌بازی و تجاوز به پسرهای بی‌گناه رسوایشان کرد؛ حالا که دوباره برگشته‌اند، همان جنایت را دوباره تکرار می‌کنند، فقط این‌بار زیر پرچم «امارت اسلامی» و با ادعای پاک‌تر از آب بودن. این گروه وحشی انسان‌نما هر بار که اسلحه به دست گرفته، اول از همه کودکان را قربانی هوس و قدرتش کرده. پسربچه‌هایی که باید در مکتب و خانه امن باشند، بازیچه‌ی فرمانده‌هایی شده‌اند که همزمان شلاق به دست زن‌ها می‌زنند و پشت درهای بسته، بدترین جنایت را علیه معصوم‌ترین قربانیان مرتکب می‌شوند. این ریاکاری، نه یک لغزش، که ذات همین گروه است؛ گروهی که هر بار زیر نام دین آمده، اول از همه به کرامت انسان تجاوز کرده. تاریخ این سرزمین یک‌بار شاهد این ننگ بوده و امروز دوباره تکرارش می‌کند؛ و باز هم هیچ دادگاهی، هیچ مجازاتی، هیچ عذرخواهی‌ای در کار نیست. طالب هرچقدر هم شعار عدالت و شریعت بدهد، برای ما فقط یک چیز را ثابت می‌کند: که «امارت» او روی جسد کودکان این وطن بنا شده #طالبان_وحشی @tabarafg 🇦🇫📚

گفته میشود شقایق کفشانی خبرنگار و یوتیوبر نوجوان اهل افغانستان توسط گروهی از طالبان مورد تجاوز قرار گرفته از میزان درست بودن این خبر آنقدر مطمئن نیستم ولی قطعا از این گروه وحشی هیچ چیز بعید نیست @tabarafg 🇦🇫📚

ﻣﺎ ﻧﺴﻞ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ هستیم دﺳﺖ ﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺮ ﺍﺻﻠﯽ ﻧﻤﯽ‌رسد ﺍﺯ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺍﻧﺘﻘﺎﻡ ﻣﯽ‌ﮔﻴﺮﻳﻢ ... @tabarafg 🇦🇫📚
ﻣﺎ ﻧﺴﻞ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ هستیم دﺳﺖ ﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺮ ﺍﺻﻠﯽ ﻧﻤﯽ‌رسد ﺍﺯ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺍﻧﺘﻘﺎﻡ ﻣﯽ‌ﮔﻴﺮﻳﻢ ... @tabarafg 🇦🇫📚

من هنوز امید دارم چرا که هنوز جایی هست مکانی هست خانه ای هست که بگویم ریشه ام از کجاست و بگویم پدر بزرگم در گوشه ی سرزمینی خانه ای ساخته بود که خاکش از آن من است و من از آن خاکش هستم که بگویم کوه هایی هست که اجداد مرا می شناسند آب هایی هست که صدای خنده اجدادم را حین آب بازی و مادربزرگم را حین شستن لباس و مادرم را میشناسد که کوزه اش را پر میکرد و روی شانه اش میگذاشت و چه شعرها که در راه خانه نمی سرود و چه آواز ها که نمیخواند آسمانی هست که وقتی از آنجا ماه را نگاه میکنم گویی که ماه از آن من است من هنوز امید دارم اینکه مردمانی هستند که تو را وطندارشان صدا میزنند اینکه همگی از یک خاک هستیم از یک مادر مادری که هم زیبایی هایش را میبینیم هم رنج هایش را و میسوزیم از اسارت زیبایی هایش در زنجیر تعصبات بیهوده من هنوز امید دارم اما میترسم ، میترسم از روزی که ما فراموش کنیم از کجا هستیم از کجا بودیم چرا آمدیم چرا نماندیم از روزی که حتی نامی نباشد که بگویی به آن تعلق داری خاکی نباشد که بگویی از آن من است خانه ای در گوشه سرزمینی نداری که بگویی پدربزرگم ساخته بود یا آبی نماند که بگویی مادرم کوزه اش را از آن پر میکرد میترسم چیزی برای دفاع کردن نداشته باشیم و زبان و لهجه شیرینی که جایش را به زبان های بیگانه بدهد آسمانی نباشد که ماهش برای تو باشد میدانم ! فقر در وطنم بیداد میکند اما میدانی! وطن نداشتن خودش فقر بزرگیست!!! ✍️نرگس @tabarafg 🇦🇫✨

صبح شد 🌞 الهی که خیر باشد بـرای تـمام اهل زمین جمعه تان پر از اتفاقات خوب 🌱 @tabarafg 🇦🇫✨
صبح شد 🌞 الهی که خیر باشد بـرای تـمام اهل زمین جمعه تان پر از اتفاقات خوب 🌱 @tabarafg 🇦🇫✨

سخنی با شما عزیزان
مدتی‌ست سکوت کرده‌ایم، اما این سکوت هرگز به معنای پایان راه نبوده و نیست. می‌خواهیم امروز از ته دل با شما سخن بگوییم. از همان روز اول که «تَبار» را ساختیم، انگیزه‌ی ما شما بودید؛ خواننده‌هایی که هر بار با یک لایک، یک کامنت، یک اشتراک‌گذاری ساده، به ما یادآوری کردید که این تلاش کوچک بی‌معنا نیست. در روزهایی که خسته بودیم، در روزهایی که انگیزه کم‌رنگ شده بود، همین شما بودید که ما را نگه داشتید. پس اگر امروز این سطرها را می‌خوانید، بدانید که این کانال، بیش از آنکه متعلق به ما باشد، متعلق به شماست. نیت ما از روز نخست چیز دیگری نبود جز اینکه صدای مردم افغانستان باشیم؛ صدای مردمی که تاریخ و فرهنگ و هویتشان بارها به فراموشی سپرده شده. و مخصوصاً صدای بانوان و دختران این سرزمین، آن‌هایی که امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند شنیده‌شدن‌اند؛ آن‌هایی که نامشان از مکتب و دانشگاه و حتی از فضای شهر پاک شده اما هویتشان هرگز پاک نخواهد شد. می‌دانیم راه پیش رو آسان نیست. سایه‌ی سنگین ظلم و سختی بر زندگی مردم مظلوم افغانستان هر روز سنگین‌تر می‌شود. اما همین سختی‌هاست که ما را مصمم‌تر می‌کند که سکوت نکنیم. تا زمانی که نفسی باقی‌ست، ان‌شاءالله به این راه ادامه خواهیم داد، هرچند کوچک، هرچند آهسته، اما استوار. از صمیم قلب سپاسگزاریم که همراه ما ماندید. تبار بدون شما، تبار نیست. با احترام و امید، تیم تبار @tabarafg 🇦🇫✨

میخام پست بزارم از زیبایی های وطن از فرهنگ غنی که داریم ادمینمون زهرا خانم شعرها و موسیقی های هزارگی یا امورش پخت غذاهای وطنی بزاره یا طبق وظیفه ای که دارم ادامه پست چهره های سیاسی بزارم که چقدر طرفدار داشت و کامنت ها چقدر پرشور بود یا منتظرم مدیر کانال اقا رضا از تاریخ وطن بزاره برامون فرزان خانم قهرمانان زن رو معرفی کنه و آرزو خانم دست به قلم بشه و همه رو مهمون نوشته های زیباش بکنه اما میدونی چیه احساس میکنم همه خسته ایم همه کم اوردیم و تقریبا امیدی نمونده برامون چطور میتونم با افتخار پست های وطن پرستی بزارم وقتی گناهمان برای کشیدن این رنج ها این جبر جغرافیایی هست وطنی که داغدار فرزندانش باشد دیگر نایی ندارد ک بخاهد افتخارات و زیبایی هایش را به رخ جهان بکشد. #گل_نرگس پست_موقت

میخام پست بزارم از زیبایی های وطن از فرهنگ غنی که داریم ادمینمون زهرا خانم شعرها و موسیقی های هزارگی یا امورش پخت غذاهای وطنی بزاره یا طبق وظیفه ای که دارم ادامه پست چهره های سیاسی بزارم که چقدر طرفدار داشت و کامنت ها چقدر پرشور بود یا منتظرم مدیر کانال اقا رضا از تاریخ وطن بزاره برامون فرزان خانم قهرمانان زن رو معرفی کنه و آرزو خانم دست به قلم بشه و همه رو مهمون نوشته های زیباش بکنه اما میدونی چیه احساس میکنم همه خسته ایم همه کم اوردیم و تقریبا امیدی نمونده برامون چطور میتونم با افتخار پست های وطن پرستی بزارم وقتی گناهمان برای کشیدن این رنج ها این جبر جغرافیایی هست وطنی که داغدار فرزندانش باشد دیگر نایی ندارد ک بخاهد افتخارات و زیبایی هایش را به رخ جهان بکشد. این دنیا به ما یک وطن شاد بدهکار است.

ما چندین تلخی کشیده‌ایم تا به منزلت شیرینی رسیدیم، تو لذتِ شیرینی چه دانی چون مشقتِ تلخی نکشیده‌ای؟ #شعر @tabarafg🇦🇫
ما چندین تلخی کشیده‌ایم تا به منزلت شیرینی رسیدیم، تو لذتِ شیرینی چه دانی چون مشقتِ تلخی نکشیده‌ای؟ #شعر @tabarafg🇦🇫

🖤🖤
🖤🖤

#حکایت گربه ای از خانه شیخی مرغی به دندان گرفت، در حال فرار شنید که زن شیخ فغان سر داد و گفت: حاج آقا گربه مرغ را برد.. شیخ با خونسردی گفت: ملالی نیست زن، قرآن را بیاور. گربه با شنیدن این سخن بلافاصله مرغ را رها کرد و گریخت... از او پرسیدند: تو را چه پیش آمد که مرغ را رها کردی؟! گفت: شما اینان را نمیشناسید اکنون یک آیه از قرآن پیدا میکند و فردا بالای منبر گوشت گربه را حلال اعلام میکند! @tabarafg 🇦🇫📚