penghoon پكهون
Открыть в Telegram
ᶻ 𝗓 𐰁 kill shot . guesswhat ᡕᠵデᡁ᠊╾━ @h0niebot
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
945
Подписчики
Нет данных24 часа
+437 дней
+22230 дней
Архив постов
✿ : دو پڪ بالا + ایـن پیـام ؋وࢪوارد ڪـنید ـپست مشخص کنید ؋وࢪوارد کنم اینـجا !! پسـتهاتون 𝟣𝟢𝟢 + 𝗏𝗂𝖾𝗐 میمـونه .
ヽִֶָ 𖤐 𝖬𝗈𝗈𝗇 𝗇𝗈 . 𝟤𝟦𝟤 #𝖢𝗁𝗈𝗂𝗒𝖾𝖻𝗂𝗇
🥠 ┈─ ⋆ 𝗇𝗂𝗀︎𝗁︎𝗍 𝗁𝖺𝗌 𝖼𝗈𝗆︎𝖾 ִֶָ!!
ヽִֶָ 𖤐 𝖬𝗈𝗈𝗇 𝗇𝗈 . 𝟤𝟦𝟣 #𝖫𝖾𝖾𝗃𝖺𝖾𝗂𝗇
✒️ ┈─ ⋆ 𝗇𝗂𝗀︎𝗁︎𝗍 𝗁𝖺𝗌 𝖼𝗈𝗆︎𝖾 ִֶָ!!
Repost from Always✞⁷
+4
با رسیدن به سالن کنسرت داخل رفت و روی صندلی مخصوصش نشست. با خاموش شدن چراغ ها،کنسرت شروع شد،ناگهان تهیونگ با دیدن چهره آشنایی عرق سردی روی کمرش حس کرد،نه امکان نداشت خودش باشه،به سرعت از صندلی بلند شد و با سرعت زیادی خودشو به خروجی رسوند. جیک با دیدن پسر،که به سرعت از اونجا دور میشد،نگاهی کرد. "جیا،من میرم" "کجا میری؟هنوز کنسرت تموم نشده" "سریع میام" و بدون گفتن حرفی به سمت خروجی سالن قدم برداشت. با دیدن پسر، بهش نزدیک شد و از پشت پسر رو به دیوار پشتش کوبید. "کجا با این عجله،فکر کردی میتونی از دستم فرار کنی؟" "ولم کن" "ولت کنم؟ تازه پیدات کردم" با صدای استف،سریع یقه پسر رو ول کرد. "به نفعته از جات تکون نخوری کیم" و به سرعت به سمت سالن رفت. پسر نفس نفسی کرد و خودشو با سرعت به ماشین رسوند. "سریع برو" "ولی اخه جناب کیم" "نشنیدی چی گفتم؟ سریع از اینجا برو" راننده،بدون گفتن حرفی،ماشین رو روشن کرد و به سرعت از اونجا دور شد. بعد از حدود چهل دقیقه کنسرت به پایان رسید و جیک به سمت خروجی سالن پا تند کرد. با ندیدن پسر،پوزخند ترسناکی زد. "هر اتفاقی که برات بیافته،مقصرش خودتی کیم تهیونگ" 𝗝𝗮𝗲𝗬𝘂𝗻𝗴𖣒
Repost from N/a
៸ stella ’s castel ۫ ꣑ৎ
˒˓ 🥣 : chapter 014
Repost from N/a
diva attitude ៸ 07’ s 人形
kitśch : 🤩’ rebel heart
Repost from N/a
diva attitude ៸ 08’ s 人形
kitśch : 🥚’ rebel heart
