چایی بخوریم؟
Открыть в Telegram
یکی از چنل نویسای قدیمی، البته اگه سه سال قبل ،قدیم باشه! شاپ ارایشیم : https://t.me/arghavanshop041
Больше367
Подписчики
Нет данных24 часа
-97 дней
-5530 дней
Архив постов
365
Repost from N/a
و من برای چه آمدهام؟
برای آنکه هر بار، درست در آستانهی رسیدن، چراغی در من خاموش شود و دستهایم در تاریکیِ حسرت، خالیتر از همیشه بمانند؟
برای باختن آمدهام، یا برای آنکه آنقدر در پیِ آنچه سهمم نبود بدوم تا شب، آرامآرام نامم را از یاد ببرد؟
اگر سهمِ من از زندگی همین نرسیدنهای بیپایان است، پس این تپشِ خاموش در ژرفای وجودم چیست؛
امیدی سرگردان که هنوز چشم به نوری دارد که هرگز طلوع نخواهد کرد، یا زخمی که سالها در تاریکی مانده و دیگر نمیداند از درد زنده است، یا از حسرتِ آنچه هرگز نشد؟
365
Repost from N/a
و آنها مرا شکستند...
هر روز، اندکی عمیقتر از دیروز؛
آنقدر که گمان بردم دیگر چیزی از من نمانده است
جز پارههایی خاموش از آنچه روزی «من» بود.
اما درست در میانِ همان ترکها،
از لابهلای شکستگیهایی که به گمانم پایانِ من بودند،
نوری آرام بر وجودم تابید...
نمیدانم این نور
مرا به کدامین سو فراخواهد خواند؛
نمیدانم نجات است،
یا آغازی برای سوختنی دیگر...
و حال تنها یک پرسش در من باقی مانده است؛
آیا این نور، مرا با خود خواهد برد؟
365
کم کم میذارم عکسارو
با متنی ک تو ذهنمه مینویسم، چیزی ک خودم این وایبو از عکس میگیرم..
