ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 🧜🏼‍♀️

𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 🧜🏼‍♀️

Открыть в Telegram

𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 | Daha17 archive 🧜🏼‍♀️ t𝖾𝗈d𝖾𝗇 . Instagram | mmemoriise

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
1 453
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
-2430 дней
Архив постов
Tweet time daha17💆🏻‍♀ ‌ | #Tweet ⭑ #Helin | ✦ kanal: @mmemoriisee 🧜🏻‍♀
Tweet time daha17💆🏻‍♀ ‌ | #Tweet ⭑ #Helin | ✦ kanal: @mmemoriisee 🧜🏻‍♀

Tweet time daha17💆🏻‍♀ اره احتملا این صحنه برا سرهات و هاکان باشه ‌ | #Tweet ⭑ #Daha17 | ✦ kanal: @mmemoriisee 🧜🏻‍♀
Tweet time daha17💆🏻‍♀
اره احتملا این صحنه برا سرهات و هاکان باشه
‌ | #Tweet ⭑ #Daha17 | ✦ kanal: @mmemoriisee 🧜🏻‍♀

Tweet time daha17💆🏻‍♀

سرعت نتم افتضاحه😂😭

سیلا: تئومان! تئومان: چی شده؟ سیلا: چرا جواب تلفنت رو نمی‌دی؟ تئومان: سرم شلوغ بود. سیلا: انقدر سرت شلوغ بود که حتی یه پیام هم نتونستی بدی؟ تئومان: آره، سرم شلوغ بود عزیزم، تمومش کن. سیلا: داری زیادی خودتو مهم می‌بینی. تئومان: خب؟ سیلا: «خب» یعنی چی؟ مثل اینکه دوست‌دخترت رفتار می‌کنی. تئومان: اوف سیلا... بس کن، ساکت شو. سیلا: اگه قرار نیست باهام سروکار داشته باشی، پس چرا دوست‌دخترت شدم؟ (تئومان گوشی‌اش را از جیبش بیرون می‌آورد.) تئومان: بگیر. سیلا: چی؟ تئومان: تموم شد. سیلا: تموم شد؟ تئومان: مگه کری؟ گفتم تموم شد. چی رو نمی‌فهمی؟ (می‌خواهد برود.) سیلا: چون... به خاطر اون. (چشمانش پر از اشک می‌شود.) تئومان: چی داری می‌گی؟ سیلا: انکار نکن. این کارها به خاطر دنیز نیست؟ تئومان: اوف سیلا، این حرفای مسخره رو نزن. سیلا: رفتار و حالت کاملاً معلومه. تازه مدام هم کنارش هستی. تئومان: تو فقط طبق خیال خودت سناریو می‌سازی. سیلا: یه پسر پولدار پیدا کردی، برای همین ما رو ول کردی. تئومان: داری زیادی جلو می‌ری. سیلا: من بهت پیام می‌دم، تو جواب نمی‌دی. میری پیش اون، هر روز باهمید. تئومان: حرفت تموم شد؟ سیلا: نه، هنوز تموم نشده. تئومان: ... سیلا: اون اصلاً نمی‌فهمه تو چه حالی هستی. (سیلا می‌خواهد برود. تئومان از پشت سر می‌آید و مچ دستش را می‌گیرد.) تئومان: سیلا. سیلا: ولم کن. تئومان: دیگه به دنیز نزدیک نمی‌شی
#Spoil

خدا فرستاد تورو احتمالا اینو ترجمشو چون خیلی تار بود داده بودم چت جی پی تی الان رفتم پیدا کردم از پیامای اون بعد دیدم ناشناس یکی فرستاده عکسه رووو😭😭😭😭😭 پنجاه دیقس دنبالشم🤣😭

قسمت ده 🫣🫣

اینم سناریو جدایی سیلا و تیومان تار افتاده نمیدونم کدوم قسمت ولی معلوم نیست واقعه یا فیکه
اینم سناریو جدایی سیلا و تیومان تار افتاده نمیدونم کدوم قسمت ولی معلوم نیست واقعه یا فیکه

پست‌جدید‌پیج‌سریال🩵 bugün günlerden #Daha17 🥳 ‌ | #Daha17 ⭑ #Post | ✦ kanal: @mmemoriisee 🧜🏻‍♀
پست‌جدید‌پیج‌سریال🩵
bugün günlerden #Daha17 🥳
‌ | #Daha17 ⭑ #Post | ✦ kanal: @mmemoriisee 🧜🏻‍♀

ــ ایسو برگشتم و نگاهش کردم + چی شده فادیمه؟ حالت دوباره بد شده؟ دستمو آروم روی پیشونیش گذاشتم و گرمای تنش رو حس کردم. سرشو ب
ــ ایسو برگشتم و نگاهش کردم + چی شده فادیمه؟ حالت دوباره بد شده؟ دستمو آروم روی پیشونیش گذاشتم و گرمای تنش رو حس کردم. سرشو به نشونه مخالفت تکون داد ــ میشه...میشه...دستمو ول نکنی؟ فکر کردم شاید...درست نشنیدم. + چی؟ نگاهشو ازم دزدید و آروم‌تر گفت: ــ میشه... امشب دستمو ول نکنی؟ قلبم یه لحظه از تپش ایستاد. اما قبل از اینکه چیزی بگم، با عجله ادامه داد: ــ بخاطر بچه‌ست...
#𝖲𝗈𝗅𝖺𝖼𝖾 @Evimizz1 | از اینجا بخونید ✨

هنوز پیداش نکردم🤣🤣🤣🤣🤣

واییی ایلهان😂 ‌ | #Teoden ⭑ #Insta | ✦ kanal: @mmemoriisee 🧜🏻‍♀

Leyla... 😭❤️ ‌ | #Tiktok ⭑ #Arley | ✦ kanal: @mmemoriisee 🧜🏻‍♀

naber deniz kızı? 😂 ‌ | #Teoden ⭑ #Tiktok | ✦ kanal: @mmemoriisee 🧜🏻‍♀

پیداش کنم بزارم بخونید

ولی بعد پاک کردم

ترجمه هم کردم

من پریروز یه سناریو دیدم تو توییتر ولی جدی نگرفتم

دیگه خسته شدید ازم انقدر گفتم بچه ها🤣🤣