414
Подписчики
-324 часа
-197 дней
-9930 дней
Архив постов
412
Repost from رادیوخیابان
این پیامو فور کنید تو چنلاتون✨
تا چنلتون رو چک کنم و نقاط قوت چنلتون رو بگم و یک سوال ازتون بپرسم🐚
ظرفیت:تا وقتی خط بخوره🪷
412
یاد دوران ابتدای و راهنماییم افتادم
اصلا از اون چن سال زندگیم راضی نیستم
بشدت مودب،درسخون و بچه مثبت و خیلییی ساکت و بیسرصدا بودم؛ نه اینکه اینها خصوصیات بدی باشن نه؛ مشکل اینجا بود که من واقعا اونجوری نبودم
یه حسی،شاید مورد تایید بودن یا رضایت بقیه رو جلب کردن باعث میشد اینجوری باشم...
یه زندگی منفعلانه بدون هیچ تجربه جدید و شیطنتی. طوری که بدون اجازه مامانم توی خونه یا معلم تو مدرسه هیچکاری نمیکردم
الان دوس داشتم وقتی یاد ابتدایی و راهنماییم میفتم در مورد شیطنتا و تعهد دادنا و از کلاس بیرون افتادنهام حرفبزنم ولیحتی یبار هم این اتفاق نیفتاد😂
کلا زندگیم به بعد کلاس ۹ و قبلش تقسیم میشه و انگار پوست اندازی کردم و یه ادم جدید شدم؛ که خیلییی بیشتر از اون شخصیت خوب و مثبتی که مورد تایید همه بود دوسش دارم
412
خودم دلم نمیاد خیلی وابستم بهش
ولی کاش گوشیم وقتی تو شارژه بترکه و بابام پول خرید یه جدیدشو بهم نده و چند ماه بدون فضای مجازی زندگی کنم ببینم دنیا چطوریه
412
Repost from N/a
در رو باز میکنی.
پشتش اتاقی نیست؛ اتاق خوابتِ.
همهچیز دقیقاً همونجوریه که یادت میاد.
روی میز، یک دفتر بازه.
نزدیک میشی و صفحهی آخرش رو میخونی:
«امروز بالاخره وارد اتاق شد.»
دستخط... دستخط خودته.
صفحه رو ورق میزنی.
تمام اتفاقهایی که تا امروز افتاده، اونجا نوشته شده.
حتی انتخابهایی که هنوز نکردی.
صفحهی آخر رو باز میکنی.
فقط یک جمله روشه:
«حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری چه اتفاقی بیفته.»
و پایینش، تاریخ فرداست.
412
Repost from اینجادیوانهایمینویسد!
🔐 چالش اتاق | قسمت سوم
این بار وقتی در رو باز میکنی، دیگه خبری از اتاق نیست. خودت رو توی یک راهروی بیانتها میبینی؛ دو طرف راهرو، صدها در وجود داره. روی هر در فقط یک اسم نوشته شده.
تا اینکه به دری میرسی که روی اون اسم خودت نوشته شده. اما قبل از اینکه دستگیره رو پایین بیاری، چهار نوشته روی دیوار ظاهر میشه:
🩸 ۱. در را باز کن. 🪞 ۲. از در فاصله بگیر و به پشت سرت نگاه کن. 🔑 ۳. اسم روی در را پاک کن. 🕯️ ۴. برگرد و از همان راهی که آمدی برو.فقط یکی رو انتخاب کن. این بار انتخابت مشخص میکنه که قهرمان داستانی، قربانی داستانی، یا کسی که از اول داستان رو نوشته.
ظرفیت: ۱۵ چنل. جوین باشی قشنگ تره.
