ru
Feedback
هنوز دیره

هنوز دیره

Открыть в Telegram

شاید هیچ؟!

Больше
Иран128 901Категория не указана
414
Подписчики
-324 часа
-197 дней
-9930 дней
Архив постов
Repost from a
با اینکه قرار بود من فقط خواننده باشم و حرفی نزنم،من کلا توی این فضا چیزی از سنم کلا نگفتم خوشمم نمیاد بگم توی زندگی کسی هم تاثیر نداره اینکه من متولد چه سالی ام

پاییدار باشینننن⚘️⚘️⚘️ چقد سوال منو داره میپرسه😂

🫠🫠🫠

این پیامو فور کنید تو چنلاتون✨ تا چنلتون رو چک کنم و نقاط قوت چنلتون رو بگم و یک سوال ازتون بپرسم🐚
ظرفیت:تا وقتی خط بخوره🪷

یاد دوران ابتدای و راهنماییم افتادم اصلا از اون چن سال زندگیم راضی نیستم بشدت مودب،درسخون و بچه مثبت و خیلییی ساکت و بی‌سرصدا بودم؛ نه اینکه اینها خصوصیات بدی باشن نه؛ مشکل اینجا بود که من واقعا اونجوری نبودم یه حسی،شاید مورد تایید بودن یا رضایت بقیه رو جلب کردن باعث میشد اینجوری باشم... یه زندگی منفعلانه بدون هیچ تجربه جدید و شیطنتی. طوری که بدون اجازه مامانم توی خونه یا معلم تو مدرسه هیچکاری نمیکردم الان دوس داشتم وقتی یاد ابتدایی و راهنماییم میفتم در مورد شیطنتا و تعهد دادنا و از کلاس بیرون افتاد‌ن‌هام حرف‌بزنم ولی‌حتی یبار هم این اتفاق نیفتاد😂 کلا زندگیم به بعد کلاس ۹ و قبلش تقسیم میشه و انگار پوست اندازی کردم و یه ادم جدید شدم؛ که خیلییی بیشتر از اون شخصیت خوب و مثبتی که مورد تایید همه بود دوسش دارم

خودم دلم نمیاد خیلی وابستم بهش ولی کاش گوشیم وقتی تو شارژه بترکه و بابام پول خرید یه جدیدشو بهم نده و چند ماه بدون فضای مجازی زندگی کنم ببینم دنیا چطوریه

تنها چیز قابل تحملش وزش بادِ و میوه هاش

من زیاد دوسش ندارم بیش از حد دلگیره مخصوصا مهر ماهش

چرا همه انقد مشتاق پاییزن؟

اینارو تا فردا پاک میکنم

حیف دو قسمت قبلی نبودیم☹️

Repost from N/a
در رو باز می‌کنی. پشتش اتاقی نیست؛ اتاق خوابتِ. همه‌چیز دقیقاً همون‌جوریه که یادت میاد. روی میز، یک دفتر بازه. نزدیک می‌شی و صفحه‌ی آخرش رو می‌خونی: «امروز بالاخره وارد اتاق شد.» دست‌خط... دست‌خط خودته. صفحه رو ورق می‌زنی. تمام اتفاق‌هایی که تا امروز افتاده، اونجا نوشته شده. حتی انتخاب‌هایی که هنوز نکردی. صفحه‌ی آخر رو باز می‌کنی. فقط یک جمله روشه: «حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری چه اتفاقی بیفته.» و پایینش، تاریخ فرداست.

۱

🔐 چالش اتاق | قسمت سوم این بار وقتی در رو باز می‌کنی، دیگه خبری از اتاق نیست. خودت رو توی یک راهروی بی‌انتها می‌بینی؛ دو طرف راهرو، صدها در وجود داره. روی هر در فقط یک اسم نوشته شده. تا اینکه به دری می‌رسی که روی اون اسم خودت نوشته شده. اما قبل از اینکه دستگیره رو پایین بیاری، چهار نوشته روی دیوار ظاهر می‌شه:
🩸 ۱. در را باز کن. 🪞 ۲. از در فاصله بگیر و به پشت سرت نگاه کن. 🔑 ۳. اسم روی در را پاک کن. 🕯️ ۴. برگرد و از همان راهی که آمدی برو.
فقط یکی رو انتخاب کن. این بار انتخابت مشخص می‌کنه که قهرمان داستانی، قربانی داستانی، یا کسی که از اول داستان رو نوشته.
ظرفیت: ۱۵ چنل. جوین باشی قشنگ تره.

بچه ها کسی خواست لفت بده راحت باشه😂

اگه یکی بهتون ۵۰ تمن بده چیکارش میکنین؟🤔

🌹🌹🌹...

یچیزی کمه هر چی میگردم نمیدونم چیه فقط جای خالیش خیلی تو ذوق میزنه

هه‌تا ئه‌گه‌ر تاقه‌تی قسه‌کردنیشت نه‌بوو بانگم بکه با به‌یه‌که‌وا بێده‌نگ‌ بین...

درود بر همگی✨ این پیام رو داخل چنل های زیباتون فوروارد کنید تا ستاره براتون قطعه ای بنوازه من براتون متنی بنویسم یا رندوم نقاشی بکشم
اینا با توجه به وایب چنلتون گذاشته میشه 🫴🏻
تو چنل اولی جوین باشید چنل من هم تفاوتی نداره برام