ru
Feedback
screen #mlp

screen #mlp

Открыть в Telegram

‌ ‌heejake au ‌ 𝂅 ‌ @auscreenbot @cy1ir ‌here !

Больше
Иран102 236Категория не указана
1 019
Подписчики
Нет данных24 часа
+417 дней
+15130 дней
Архив постов
Repost from N/a
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌❕:  part one
‌ ‌ ‌ ‌ ‌    ‌ ‌vestige ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌   ‌

Repost from ㅤcatharsıs
ㅤㅤ‌ 𝖼𝗁𝟨 : 𝖺𝗌𝗁𝖾𝗌 𝗈𝖿 𝗉𝖺𝗌𝗍 𝖾𝗆𝖻𝖾𝗋𝗌.

Repost from N/a
بحثِ کنترل کردن تو نیست؛ بحثِ سهم منه. سهمی که از بین تمام آدم‌های این دنیا، فقط من باید داشته باشمش. من نمی‌خوام بقیه اون تویی رو بشناسن که من برای هر ذره‌ش می‌میرم. نمی‌خوام کسی بفهمه پشت اون نگاه‌ها، اون سکوت‌ها و اون لبخندهای کوچیکت چه چیزی پنهان شده. نمی‌خوام کسی به اون قسمتِ نرم و بی‌دفاعت نزدیک بشه؛ همون جایی که من با هزار زخم و هزار شبِ لعنتی، خودم رو بهش رسوندم. می‌دونی مشکل من چیه؟ من وقتی چیزی رو دوست داشته باشم، بلد نیستم نصفه دوستش داشته باشم. نمی‌تونم ببینم چیزی که برای من این‌همه عزیزه، جلوی چشم بقیه همون‌قدر زیبا و دست‌یافتنی باشه. نمی‌تونم تحمل کنم کسی دیگه از توجهت خوشحال بشه، از خنده‌ت دلش بلرزه، یا حتی برای چند ثانیه همون حسی رو تجربه کنه که من با بودنِ تو تجربه می‌کنم. شاید خودخواهانه باشه. اما من دلم می‌خواد وقتی بهت نگاه می‌کنم، تهِ دلم مطمئن باشم چیزی بین ما هست که هیچ‌کس دیگه سهمی ازش نداره. چیزی که اسمش رو نمی‌شه راحت گفت، نمی‌شه به کسی توضیحش داد، فقط باید بین من و تو زنده بمونه. من نمی‌خوام تمام دنیا تو رو نبینه؛ می‌خوام تمام دنیا تو رو ببینه و هیچ‌کس نتونه به اون قسمت از تو برسه که من با تمام وجودم بهش وابسته شدم. آرامشی که فقط کنار من داری. صدایی که وقتی با من حرف می‌زنی نرم‌تر می‌شه. لحظه‌هایی که دیگه لازم نیست چیزی رو پنهان کنی و فقط خودِ خودت می‌شی. همه‌شون برای من زیادی باارزش‌ن که بذارم تبدیل به چیزهای معمولی بشن. من به تو مثل چیزی که باید داشته باشمش نگاه نمی‌کنم؛ بهت مثل بخشی از خودم نگاه می‌کنم که نمی‌تونم از دست دادنش رو تصور کنم. و شاید همین چیزه که منو ترسناک می‌کنه؛ اینکه وقتی پای تو وسط باشه، کلمه زیادی برای من معنایی نداره. زیادی دوست داشتنت، زیادی خواستنت، زیادی دلتنگت شدنت، زیادی نزدیک بودنت. هیچ‌کدوم برام کافی نیست. من تو رو برای قفس نمی‌خوام. برای این می‌خوام که وقتی همه‌ی دنیا از کنارت رد می‌شن، بدونی یک نفر هست که نگاهش به تو با هیچ‌کس قابل مقایسه نیست. کسی که تو رو فقط وقتی زیبا، خندان یا قوی هستی نمی‌خواد؛ حتی اون قسمت‌های تاریک و شکسته‌ت رو هم می‌شناسه و باز هم دلش می‌خواد نزدیک‌ترت بشه. و بله. من حسودم. به هر دستی که زیادی بهت نزدیک بشه، به هر نگاهی که بیشتر از حد لازم روی تو بمونه، به هر کسی که فکر کنه می‌تونه جایی در قلبت پیدا کنه که من برای رسیدن بهش، تمام خودم رو وسط گذاشتم.

Repost from N/a
‌ نام من را از عـاشق به مجنـون تـغییر دهید ‌.

ᴇᴠᴇʀʏᴛʜɪɴɢ 00:12 #Jakehoon
ᴇᴠᴇʀʏᴛʜɪɴɢ 00:12                                                #Jakehoon

Repost from N/a
"یک ابدیتِ بی‌نقص را به یک طعم از ویرانیِ زیبای او فروختم." _بوسه‌ی شوکَران #heehoon

Repost from N/a
‌ ‌  ‌ . ‌𝗆𝗒 𝗋𝖾𝗏𝗂𝗏𝖺𝗅 | 𝖾𝗉𝗂𝗌𝗈𝖽𝖾 7 .

Repost from N/a
بندبند وجودم تو رو می‌خواد و من حتی نمی‌دونم چرا. هر بار که سعی می‌کنم ازت فاصله بگیرم، بیشتر توی فکرِ تو و خواستنِ تو گم می‌شم. انگار هیچ راهی برای خلاص شدن ازت وجود نداره؛ انگار تو از قبل جایی توی وجودم زندگی می‌کردی.
- کیم مین‌جونگ

Repost from sunlit grass
‌٬ BETWEEN US ‌ 𝁇 Romance · Drama · Angst · Slow burn · Fluff Heejake, Jaywon, Sunsun
‌٬ BETWEEN US ‌ 𝁇  Romance · Drama · Angst · Slow burn · Fluff Heejake, Jaywon, Sunsun

Repost from əcho⁷ 🆙
𝐌𝐲 𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ིྀ 𝖧𝖾𝗏𝖾𝖺𝗇'𝗌 𝖬𝗂𝗌𝗍𝖺𝗄𝖾 🍵᪲‌ ݁. . ‌ ׅ ⭑ 𝖯𝖺𝗋𝗍 𝖿𝗂𝗏𝖾 ‌ ⭑ ִ . ‌ ׅ " اگر دوباره بمیری...نمیتونم ن
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ིྀ 𝖧𝖾𝗏𝖾𝖺𝗇'𝗌 𝖬𝗂𝗌𝗍𝖺𝗄𝖾 🍵᪲‌ ݁.           .  ‌  ׅ      ⭑  𝖯𝖺𝗋𝗍 𝖿𝗂𝗏𝖾 ‌  ⭑   ִ     .  ‌  ׅ     " اگر دوباره بمیری...نمیتونم نجاتت بدم هیسونگ "
  ֵ ୨ৎ 𝖧𝖾𝖾𝗃𝖺𝗄𝖾, 𝖶𝗈𝗈𝗇𝗆𝗒𝗎𝗇𝗀𝗓 ⋆.
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ

‹ Obsession › tap tap to read ! Genre:Heehoon-top heeseung/romance/smut/Fictional ” ی چوب رو بِشکَن و آرزو کن“‼️
‹ Obsession › tap tap to read !
Genre:Heehoon-top heeseung/romance/smut/Fictional
” ی چوب رو بِشکَن و آرزو کن“‼️

ᯓ 🥃 ‌ # Future family - My boss flirts with me?
ᯓ 🥃 ‌ # Future family - My boss flirts with me?

Repost from neverland
neverland‌, chapter 14 : someone to stay

Repost from N/a
When twilight falls 🪼
----------------------- #chapter2

"همگی خسته نباشید،برای امروز کافیه" با تموم شدن عکسبرداری،پسر آهی کشید. "جناب پارک خسته نباشید برای امروز عالی بودید" "ممنونم
+4
"همگی خسته نباشید،برای امروز کافیه" با تموم شدن عکسبرداری،پسر آهی کشید. "جناب پارک خسته نباشید برای امروز عالی بودید" "ممنونم شما هم خسته نباشید" با خالی شدن اتاق،سونگهون به زمین خیره شد و به فکر فرو رفت. جیک با دیدن سونگهون توی اون حالت،به سمتش رفت. "سونگهون هیونگ،حالت خوبه؟امروز خیلی گرفته به نظر میای" سونگهون بدون اینکه سرشو بالا بیاره،جواب پسر رو داد. "جیکی،نمیدونم چم شده،چند روزه حالم گرفتست" "آخی پسر کوچولوی من ناراحته" بلافاصله به سرعت به سمت اتاق دیگر رفت و بعد از سی ثانیه،از آن خارج شد. "سونگهونی منو نگاه کن" سونگهون بالاخره سرشو بالا گرفت و با دیدن صحنه روبروش لبخندی زد. جیک با آبنبات توی دستش،برای سونگهون کیوت بازی در میاورد. کم کم لبخند سونگهون،به خنده تبدیل شد. "سونگهونی،بالاخره خندیدی" سونگهون خنده ای دیگری کرد و به سمت پسر رفت،دستاشو روی دو گونه جیک گذاشت و باعث غنچه شدن لبای پسر شد،بلافاصله بوسه ی نرمی روی لبای جیک کاشت. "ممنونم از اینکه هستی" پسر گونه هاش از حرکت سونگهون قرمز شد و او را محکم بغل کرد.
𝙹𝚊𝚔𝚎𝙷𝚘𝚘𝚗𓍯

Echoes ── [Chapter One] 🗯

Repost from N/a
Trouble 5✷
More Than Just A Party

Chapter 10: the Sohn family #obsession

Repost from Reverie 🖤
Chapter 2
“ The willow tree “