ㅤ𝖧𝖺𝗏︎𝖾𝗇︎
Открыть в Telegram
اینجا تکههایی از من جا مانده؛ افکاری که هیچوقت بلند گفته نشدند. ناشــنـاس؟ @havenchanelbot
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
323
Подписчики
+224 часа
-27 дней
+1630 дней
Архив постов
323
✦ برای تو که خواهری جانم شدی ✦
بعضی آدمها را در شناسنامه نمینویسند؛ در روزهای سخت پیدایشان میکنی. تو، در یکی از همان روزها پیدا شدی. تو مثل یه اتفاقِ خوب بودی که هیچکس منتظرش نبود. مثل بارونی که وسطِ یه روزِ خاکگرفته، بیخبر میبارد و همهچیز را نو میکند. تو آمدی، و من تازه فهمیدم چقدر جای کسی مثل تو، توی زندگیام خالی بود. تو تورکی؛ و تورک بودن، فقط یک اسم نیست. یک نجابتِ کهنه است که در خون میچرخد. یک آرامشِ کوهستانی که در نگاهت نشسته. یک گرمیِ چای که در حرف زدنت هست. و یک ایستادگیِ بیصدا که فقط از مردمانِ آن دیار برمیآید. تو تورکی، و این یعنی وقتی دوست داشته باشی، تا آخرش میمانی. یعنی وقتی کسی را به خانهات راه بدهی، دیگر فرقی نمیکند فامیل باشد یا غریبه؛ او دیگر از اهلِ خانه است. و من، از اهلِ خانهی تو شدم. بیآنکه بپرسی کیام، بیآنکه بپرسی از کجا آمدهام. فقط دیدیام، و گفتی: «بیا.» گاهی فکر میکنم بعضی آدمها را خدا از قبل آماده کرده، بعد میگذاردشان سرِ راهِ کسی که خودش هم نمیداند دنبال چه میگردد. تو همان آمادهی سرِ راهِ من بودی. تو خواهرِ منی؛ نه چون یک روز اسمت را کنارِ اسمم نوشتند، چون یک روز، بیآنکه کسی بنویسد، دلم تو را قبول کرد. خواهر، کسی نیست که با تو یک ریشه دارد؛ خواهر، کسی است که با تو یک راه را میرود، حتی اگر ریشههایتان از دو خاکِ متفاوت باشد. من نمیدانم این حس را چطور اسم بگذارم. نه تشکر است، نه محبتِ ساده، نه رفاقتِ معمولی. یک چیزی بینِ همهی اینها، و شاید کمی بیشتر. شاید اسمش این باشد: آرامش. آرامشی که فقط با بعضی آدمها میآید، و تو، از همان جنسی. تو خواهرِ منی، و این را نه از رویِ شناسنامه میگویم، از رویِ دل. و دل، شناسنامهی درستتریست، چون هیچوقت دروغ نمیگوید. من نمیدانم فردا چه میشود. نمیدانم روزها چه چیزی برایمان میآورند. اما یک چیز را میدانم: هر جا که باشی، هر کجا که بروی، من یک خواهر دارم که تورک است، و این، کم چیزی نیست. پس این را از من داشته باش: هر وقت خواستی بمانی، بمان. هر وقت خواستی بروی، برو. اما بدان که یک نفر، همیشه، منتظرِ برگشتنت است. چون خواهر، کسی نیست که همیشه کنارت باشد؛ خواهر، کسی است که هر وقت برگردی، هنوز همانجا باشد.#من_نویس - تخلص: آبی
323
Repost from 𝑨𝒎𝒊𝒓 𝑲𝒊𝒚𝒂𝒏𝒊
تلاش کسی که میخواد خوشحالم کنه برام با ارزشه، چه به نتیجه برسه، چه نه، من آدم دیدن مقصد و مقصود نیستم، قدمها برام مهمن.
323
همه تقصیرا رو گردن بگیر و ناپدید شو، انگار اصلـاً وجود نداشتی. تو نمیتونی چیزی رو به آدمی بفهمونی که خودش نمیخواد بفهمه.
323
متاسفم ولى هيجاناتم فروكش كرده و دیگه آدماى toxic, اجتنابى، خودشيفته، مودى و بیمسئولیت، ظاهر و باطنی برام هیچ جذابیتی ندارن.
