243
Подписчики
-524 часа
-157 дней
-1730 день
Архив постов
243
Repost from 𝕿𝖍𝖊 𝕯𝖚𝖆𝖑𝕭𝖔𝖗𝖓.art
sweetblue_shikanoko_nokonoko_koshitantan_op_full_shika_bu_shikai.m4a3.19 MB
243
مرا بد عادت کردی...
مرا به قصههایت عادت دادی، به آن لالاییهایی که برایم میخواندی!
مرا به صدایت عادت دادی!
مرا بد عادت کردی، جانانم...
و حالا همین عادتها خواب را از چشمانم گرفتهاند!
آراموچ_تیکه از مغزم
243
«چه هوای خوبی است امروز؛ چنان خوب است
که نمیدانم چای بنوشم یا خودم را دار بزنم!»
آنتوان چخوف
243
اینقدر عصبیم که نمیدونم چی بگم!
مگه خودتون چتونه که میاین عکس بقیه رو برمیدارید!؟
اولین بار نیست این اتفاق برام میافته ولی... هوففففف
خجالت بکشید!
243
من هیچ وقت دورو نبودم.
همیشه سعی کردم پاک باشم.
هیچ وقت چیزی برای خودم نخواستم.
هیچ وقت به کسی زور نگفتم.
حتی اگه ناخواسته دلی رو شکوندم بازم کمک میکردم دلی رو که شکوندم خوب بشه.
همیشه به حیوان های خیابونی غذا میدم.
همیشه برای پرنده ها ظرف آب و دونه میذارم.
به مادرم و پدرم کمک میکنم.
حتی اگه حالم بد باشه بقیه رو شاد نگه میدارم.
و در آخر به من میگویند< آدم بد>
آراموچ
243
من کوچک بودم...
دختری با موهای پریشانِ مشکی، گمشده در تاریکیِ یک اتاق سرد.
و تو، هیولایی بودی که نقاب انسان بر چهره داشت.
خوب بلد بودی با واژههایت، ذهن یک کودک را به بند بکشی.
خوب بلد بودی نخهای وجودم را بگیری و مرا عروسکِ دستانت کنی.
و خوب میدانستی رفتنت، پایانِ من خواهد بود
آراموچ_مال ۳ سال پیشه این متن!
