ru
Feedback
APAKHTAR

APAKHTAR

Открыть в Telegram

اَپاختر: سرزمینی کَز کَران‌ خَزرِ تاریک می‌خروشد |

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
1 105
Подписчики
+3324 часа
+2307 дней
+66430 день
Архив постов
Tемная ночь | ☾☉ . .

Bewildered | ☾☉ . .

مآدمامِ سرآغازِ خورشید درشَرقِ گیتی زاییده شده اما شِیهه سوغاتِ فروغ درقُطبِ مغروق هُور دمید گویا سَحَر، گرگ و‌‌ میش را در شبگیری سِحر کرده تا درمانده از ادایِ بامدادان به قلمرو فَروهر باشد چه شور‌بختانه که با آواز بیات، پا‌ی‌یِ در بند شان را از برای رقصِ‌سماع پگاه‌ِ در قبضه‌ شب، برکویرِی که زخم ناسورِ آن ناطور دشت را هم به‌سُتوه آورده می‌کوبند، چنین‌ رِندان‌مستی که‌در وَهمِ موهُوماتِ نَستوه‌شان دلباخته مالیخولیاییِ تاریکی شده اند در بدایت و نهایت پیکِ رخنه‌گرِ کِرختی بر سرتاسرِ باغ و دیاران می‌شوند،که‌طاق‌های‌ آسمان فرو بریزد و خیال‌ها درهم‌بشکند تا جایی که دیگر چیزی جُز لا ابالی ‌هایِ مستعد و مستعد های لا اُ بالی . . . غربال‌های‌‌‌نااصولی و اصول‌هایِ‌‌ناغربال باقی‌نماند اکنون که در اینجا مأمنی برای اتکا کردن نیست قادر هستیم تا به خودمان ازنُو یادآور شویم که: در آن غروب‌های که می‌گفتید تاسیان یعنی‌چه؟ هنوز ایران در تاسیان قطوری قدم ننهاده بود |

Varesh-e Khoon | ☾☉ . .

خنج و رَقصِ ناخن روی پوستُ و خونِ رُخسارِ مآدر از دیرباز میراثِ پارس‌ بود، سرزمینی با خاکی سرخ که شُهرت دیگرش را مرگ می‌نامند پارس درمیان خآواران قلمداد شد، با تاریخی که پر از گیس‌ بُران ازبَهرِ سوگ‌آمیخته شده، اَپاختر اقلیمِ خزری ایران که‌ نه‌جنوب، نه‌‌غرب و نه شرق بود این‌ پَهنه‌ فراخ در کران دریایِ خزر بر فرازِ خوزستان اهواز، آبادان کآرون، هویزه، ماهشهر، کرمانشاه، دالاهو، گهواره قصرشیرین، کردستان،سنندج، سردشت، مریوان آرميده و کالبدی سوایِ از بمباران، بمباران داشت اما قافِ الفبا را تبدیل به غیرت کَرد نه قرومساق شهریور 59 هشت هزار خون درنوارِخطوطِ جنوب شهریور 401 دومین اقلیم، دیِ 404 دومین اقلیمِ پُر خون، گیلان همواره آزاد بود، همواره سر به رَزم آورد، تا بانگ آزادی‌ خواهی را رَساتر فریاد سر دهد آسمانِ کاسپ نیز چون زمینش آگاه بر این است که رَحم فقط در رَحمِ مادر بود، زین‌پس خون‌وآرِش آنطور می‌بارد که چشمانِ مآت‌را از‌ماتمِ حال بشوید این احوالاتِ بآرانی است که‌در شمال فرجام ندارد اَپاختر: سرزمینی کَ‌از کَران‌ِخَزرِ تاریک می‌خروشد |

اِبتهاجِ گآه‌شمارِ سالهایِ دورِ ایلِ‌مان، دوشنبه بود یکِ نیم روز، گاه‌نمای هویدا شدنِ فرزندی پِسر در پاره‌ اَپاخترِ مامِ ایران، که او دارنده دارندگان از اُردی‌بهشتِ نیک شده . . ‌‌. ☉☾