𝐌𝐲 𝐞𝐟𝐟𝐨𝐫𝐭...
Открыть в Telegram
آخر بدمد صبح امید از شب من برای آینده برای هدف هایی که داریم برای بقا..
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
281
Подписчики
-824 часа
+547 дней
+1130 дней
Архив постов
281
پنج شنبه سال مادربزرگمه مامانم رو بزور راضی کردم از سه شنبه باهاش نرم خونه پدربزرگم و چهارشنبه غروب برم اونجا الان من بگم به مامانم که امروز نمیخوام بیام و حتی فردا که ...
اعصابم خورده به امید تعویق قرار بود برم چون فک نمیکردم ۲۱ ازمون شروع شه💔🥲
281
ما خیلی حیف بودیم
جوانی ما خیلی حیف بود
ما لایق اینهمه درد نبودیم
ما برای حقی جنگیدم که حق طبیعی ما بود
ما اعتراض کردیم اما کسی گوش شنوا نداشت یا نمی خواست گوش شنوا داشته باشد ، یا اینکه در راستای عدالت قدمی بردارد
ما خیلی حیف بودیم...
