˚₊· ͟͟͞͞➳❥ 𝓶𝓲𝓭𝓪
Открыть в Telegram
https://telegram.me/HibyChatBot?start=sc-YEjywA5FUz https://t.me/SendHarfBot?start=7a44145640a4
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
236
Подписчики
-724 часа
+17 дней
+130 дней
Архив постов
مگه این جونور مال تابستون نیست؟ الان چله پاییز چی میگه؟
پروردگارا
اینجا منطقه سردسیر بود یه زمانی
منم اینو دیدم واییییییییی تهش چه قدر شوک بهم وارد شد
همش آدم حس میکرد آخرش خوب تموم میشه ولی نشد
می خوام آخر هفته مانتیسو ببینم
برا اولین بار نشستم برا امتحان سلامت تو خونه خوندم😮💨😁
( مدیونین اگه فکر کنین حال و حوصله درسای سختو نداشتم🤣 لعنت بر پی ام اس)
چقدر از حرفای زرد انگیزشی و تکرلری بدم میاد همه یه مشت شعار یاد گرفتن تحویل هم میدن
۹/۲
امروز در میان انبوه از افکار غلت می زدم
فکر درس های عقب افتاده
فکر تست های دست نخورده
فکر مدرسه رفتن و حرف شنیدن از بقیه
فکر ویدیو های عقب افتاده
فکر اینکه آینده ای هست؟
اصلا هستم توی آینده ای که حالمو براش فدا کردم
امروز از یکی روزاهایی بود که زندگیم به مو رسیده بود اما پاره هم شد🙃
امروز رو اینجوری زندگی کردم که آخر امشب قرار نیست سپیده دم بزنه و قرار نیست فردایی باشه هر چی هست همین امروزه
اما دیدم حتی اگه امروز آخرین روز من باش اونقدر خسته و بی رمق و دلسرد شده ام که دلم برای چیزی تنگ نخواهد شد
اگر روز آخرم باشد حسرت نخواهم خورد، تقلا نخواهم کرد و حتی خوشحال هم بودم برای تموم شدن این زندگی پر غم و دردمند
با این افکار
مثل یکمرده متحرک روتین هر روزم رو انجام دادم
با اینکه امروز اخرین روز بود من هنوز به آینده فکر می کردم
برنامه ام رو برای چند روز آینده مرتب کردم
حتی به این هم فکر کردم که بخاطر اینکه توی امتحان عربی نبودم چهارشنبه از معلم عربی طعنه و تیکه خواهم شنید
وقتی بیشتر فکر کردم فهمیدم
امروز نمی تونه آخرین روز من باشه چون من هنوز امیدوارم
هنوز کورسوی امید توی دل من هست
هنوز توان دوام آوردن زیر فشار زندگی رو دارم
شاید همین ذره ذره امید ها بتونه زنده نگهمون داره برای روزی که شاید خوشبختی منتظرمون باشه
بچه ها دیروز و امروز در عین فروپاشی عمیق نسبتا از مطالعه ام راضی بودم مدل برنامه نوشتنمو هم عوض کردم یکم رنگی منگی کردم که سرم گرم نشه نفرت پراکنی نکنم آخر شب میفرستم براتون
بچه ها تک تک ۱۶۶ نفرتونو دوست دارم🙃
شاید سین نمی کنین اصلا ولی گاهی میشین اون کور سوی امید که باشم😔🍂
خب خب سلام 🍂
ظهر پاییزیتونبخیر
از مدرسه اومدم
ناهار خوردم
دوش گرفتم
با مشاورم کات کردم
و الان یه لونارای سردر گمم😀
ولی مهم نیست یکم برنامه مینویسم
شاید عکسشو برا شما هم بفرستم
بالاخره بریم که داشته باشیم برای دوهفته آینده نسخه پرمیوممن رومشاهده میکنین،😎
-لونارام
مگه چاره ای جز دوباره شروع کردن هست؟
منم میدونم هست ولی .. راه درستش نیست
عیب نداره اگه داری میشکنی و له میشی
خلاءما به خلاء همدیگه وصله پذیرش این خلاءها آغاز رقصه باید بسازی تا خراب شه از صفر من فکر می کنم زندگی تصادفه محضه با لحظه به لحظه زمان که بی رحمه
از تکرار تاریخ متنفرم🙃
هر تاریخ نیاز به قهرمان داره تا مشکلاتو هندل کنه و و بار زندگیو به دوش بکشه تا زخم های گذشته دوباره اتفاق نیوفتن
تنها کاراکتر زندگی هر آدم خودشه
اون قهرمانم باید خودش باشه
اما گاهی زندگی، قهرمان درونشو تو نطفه خفه کرده
حالا اونه و زندگی و زخم هایی که هی تکرار میشن😔
