⋆。𝑾𝒉𝒊𝒔𝒑𝒆𝒓𝒔 𝒐𝒇 𝑺𝒐𝒂𝒅。⋆🎻
Открыть в Telegram
«بابا؛ قهرمانِ بیسروصدای تمام روزهای من. 🖤» با اشکها جنگیدهام بر غصهها خندیدهام از جیب آدمها کمی دیوانگی دزدیدهام
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
230
Подписчики
-324 часа
-357 дней
-230 дней
Архив постов
گاهی به فرزندان وطن و جاویدنامان فکر میکنم و قلبم سنگین میشود. به آدمهایی که روزی زیر همین آسمان قدم میزدند، آرزو داشتند، خانواده داشتند و مثل همه ما برای فردای خودشان رویا میبافتند. اما امروز از آنها فقط نامی مانده که با احترام و دلتنگی بر زبانها جاری میشود.
هر بار که عکسشان را میبینم، بغض میکنم. نه فقط برای رفتنشان، برای تمام روزهایی که میتوانستند زندگی کنند و نکردند. برای مادرانی که هنوز چشمانتظارند، برای پدرانی که با دلتنگی پیر شدند و برای دلهایی که با جای خالی آنها کنار نیامدند.
جاویدنامان فقط چند اسم در یک قاب نیستند؛ آنها فرزندان این خاکاند. فرزندانی که روزی خندیدند، عاشق شدند، امید داشتند و حالا تنها یادشان در میان ما نفس میکشد. هر کدامشان دنیایی از آرزوهای ناتمام بودند؛ دنیایی که خیلی زود خاموش شد.
گاهی آنقدر به آنها فکر میکنم که اشکهایم بیاختیار سرازیر میشود. دلم برای تمام جوانیهای ناتمام، برای تمام لبخندهایی که دیگر تکرار نشد و برای تمام آیندههایی که هرگز نرسیدند میگیرد.
⋆。𝑾𝒉𝒊𝒔𝒑𝒆𝒓𝒔 𝒐𝒇 𝑺𝒐𝒂𝒅。⋆
Repost from Aedan Aiden
همهی ما متفاوتیم، زندگی هر چقدرم که بد به نظر برسه، همیشه کاری هست که بشه انجام داد و توش موفقبود؛ تا زمانی که زندگی هست امید هم هست..
۹:۱۵
بیدارشدم چون ۶۰ دقیقه اول روز بقیه روزتون رو قرار بسازه سمت گوشی نیومدم🪴🎀
