ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

پالِــت گُمشـدهـ ࢪ‌‌ُنِسـانس‼️سین

پالِــت گُمشـدهـ ࢪ‌‌ُنِسـانس‼️سین

Открыть в Telegram

Send me your colour : t.me/HidenChat_Bot?start=7229125701

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
471
Подписчики
+724 часа
+207 дней
+4130 дней
Архив постов
#miniChat #yoonmin #end ࣪˖ ִֶָقــرار بــود فــقــط بــتــرسـیــم، نــه ایـنـکـه شــوهـر آیـنـده‌مـــونـــو بــدزدیم..
+1
#miniChat #yoonmin #end ࣪˖ ִֶָقــرار بــود فــقــط بــتــرسـیــم، نــه ایـنـکـه شــوهـر آیـنـده‌مـــونـــو بــدزدیم..

#miniChat #yoonmin #ch2 ࣪˖ ִֶָقــرار بــود فــقــط بــتــرسـیــم، نــه ایـنـکـه شــوهـر آیـنـده‌مـــونـــو بــدزدیم..
+9
#miniChat #yoonmin #ch2 ࣪˖ ִֶָقــرار بــود فــقــط بــتــرسـیــم، نــه ایـنـکـه شــوهـر آیـنـده‌مـــونـــو بــدزدیم..

#miniChat #yoonmin #ch1 ࣪˖ ִֶָقــرار بــود فــقــط بــتــرسـیــم، نــه ایـنـکـه شــوهـر آیـنـده‌مـــونـــو بــدزدیم..
+9
#miniChat #yoonmin #ch1 ࣪˖ ִֶָقــرار بــود فــقــط بــتــرسـیــم، نــه ایـنـکـه شــوهـر آیـنـده‌مـــونـــو بــدزدیم..

Repost from N/a
𝙋𝙖𝙧𝙩 : 𝟲 𓏲 ๋࣭ ⭑
𝙋𝙖𝙧𝙩 : 𝟲 𓏲 ๋࣭ ⭑

Repost from N/a
ִֶָ お互いのものでいること ソウルメイト⭒ ˖
+1
ִֶָ お互いのものでいること ソウルメイト⭒ ˖

Repost from N/a
𖹬 𝗄ı𝗍𝗌𝗎 ( 𝖾̨n̸꤀𝗅ı ) xx 🎀 tap tap # 𝗆𝖺𝖽ı𝗌ᦅ𝗇 𝖻𝖾𝖾𝗋

+1
𝖠︎𝖱︎𝖢𝖧𝖨︎𝖵𝖤︎ // 2510
ㅤ ㅤ ㅤ𝖳︎𝗁︎𝖾 𝗏︎𝗈𝗐𝗌 𝗋𝖾𝗆︎𝖺𝗂𝗇︎𝖾𝖽, 𝗁︎𝖾 𝖽𝗂𝖽𝗇︎'𝗍

Repost from N/a
Name : Flawless Click to read
+4
Name : Flawless Click to read

: ຼִ ‌🪭︲ ‌  ‌‌نـٰـامــہ‌ی چـہـارم ؛ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌‌‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌‌‌‌ ‌‌      ‌‌     ‌‌‌‌‌‌‌ ‌ ‌‌ ‌ـ عـِـشـق ، ۲۸ اُکـتبـر ـ‌   ‌ ‌ ‌
"عـشق چـیست؟" از او پـرسیـدم. او؟ سـتاره‌‌ی شـب‌های تـاریک قـصرمان را می‌گـویم. هـمان گـل‌رز سـرخِ کـوچک را. حـتمـاً در گـوشه‌ای از ایـن کـاخ او را دیـده‌ای؛ می‌درخـشد. نـگاهـت را بـه سـوی خـویش می‌کـشد، لـبانـت را بـه لـبخنـد بـازمی‌دارد؛ هـمان‌گـونـه کـه رزهـای بـاغ می‌کـنند. دخـترکِ شـب‌های طـولـانی‌ست؛ صـدایش می‌کـنم -سـتـاره-. می‌پـرسی چـرا؟ آخـر تـو کـهکشـان نـامیـرای چـشمـانش را نـدیدی! بـرقِ شـمعِ اشـک چـشمانـش را نـدیدی. رز کـوچک مـن، گـلبـرگ سـرخ لـطیفی‌ست کـه هـر شـبانـه بـوسه‌هـایم را مـیهمـان وجـودش می‌کـنم؛ مـگر بـه شـکوفـه‌ها، نـازک‌تر از ایـن می‌گـویند؟ گـذر کـنیم. چـندی پـیش او را دیـدم که در مـکان امـنش، بـاغ‌ پـشتی، نـشستـه و گـویا سـرگـرم امـری بـود. می‌دیـدم کـه سـتاره‌ها از کـهکشـان چـشمـانش جـاری می‌شـدند. دخـترک غـمگیـنِ مـن، گـمانم پـاسخ بـه پـرسش مـن، بـرای او انـدکی دشـوار بود. هـرچه کـه بـود، این‌چـنین پـاسـخ داد: ‌ ‌ « مـلکـه‌ی مـن، در نـگاهـم، عـشق بـسی پـیچیـده‌تـر از چـیزی‌ست کـه می‌بـایست بـاشد. در عـجبـم که چـگونـه یـک لـفـظ سـاده می‌تـواند ایـن‌مـقدار احـسـاس را در خـود جـای دهـد؛ احـساسـاتی کـه گـمانم گـاهی نـمی‌تـوانیم بـرایشان نـامی بـیابیم، چـه بـرسد کـه بـخواهیم تـوصیفـشان کـنیم! خـیال کـنم عـشق، بـیش از آنـکـه در پـدیده‌هـای بـزرگ بـاشد، در آن‌هـایی اسـت کـه شـاید هـیچ‌گـاه بـه ذهـنمـان نـرسد مـمکن اسـت روزی ایـن انـدازه بـرایمان عـزیز شـوند. در مـوسیقی‌اش، در تـبسمی کـه بـرایت می‌زنـد، در نـامـه‌ای کـه بـرایت می‌نـویسد. زیـرا مـلکـه، یـک‌بار گـفتـه بـودی دلـباختـه‌ی نـامـه‌ها هـستی. دلـباختـه‌ی ایـن هـستی کـه کـسی، چـیزی را بـه خـاطر بـسپارد کـه خـودت هـم فـرامـوشش کـرده بـاشی. و نـمی‌دانـم، شـاید زیـباتـرین بـخش دوسـت‌داشـتن بـرایم هـمین بـاشد؛ این‌کـه جـایی مـیان تـمام افـکار و احـساسات روزانـه‌اش، چـیزهایی هـستنـد کـه او را بـه یـادت می‌انـدازنـد. شـاید عـشق هـمین بـاشد؛ این‌کـه یـک نـفر، بی آن‌کـه آگـاه بـاشی، بـه چـیزهایی تـبدیل شـود کـه زنـدگی‌ات را می‌سـازد. نـه لـزوماً بـزرگ‌تـرین بـخش آن؛ بـلکه آن جـزئیاتی کـه بـه راحـتی نـتوانی نـادیـده‌شان بـگیری. مـانند نـجوایی کـه دیـگر فـقط یـک نـجوا نـیست، مـکانی کـه دیـگر تنـهـا یـک مـکان سـاده نـیست. و گـمـانم بـه هـمین خـاطر اسـت کـه عـشق را نـمی‌تـوانم تـنهـا یـک احـساس پـندارم. زیـرا احـساسات تـغییر می‌کـنند. روزی خـوشحـالی، روزی غـمگـین. گـاهی مـطـمئن هـستی و گـاهی شکـاک. امـا دوسـت‌داشـتن... گـویی در مـیان تـمام ایـن تـغییرات، اشـکال مـتفـاوتی می‌یـابد. گـاهی در اشـتیاق دیـدن کـسی‌ست، گـاهی در نـگرانی بـرای احـوالش، گـاهی در شـنیدن صـدایش و گـاهی حـتی در سـکوتی کـه در کـنارش احـساس نـاراحتی نـمی‌کـنی. عـشق، بـرای مـن تـنهـا آن نـیست کـه کـسی را بـخواهی! ایـن اسـت کـه بـخواهی او را بـدانی. بـدانی چـه لـبخـندش مـی‌آورد، چـه مـحزونـش می‌کـند، و چـه حـس می‌کـند. آن‌کـه بـخواهـی وجـودیـت او را کـشف کـنی. در عـین حـال، در عـجبـم کـه چـطور ایـن احـساس پـاک بـتوانـد بـسی وهـم و تـردیـد بـا خـود آورد! این‌کـه کـسی آن‌قـدر ارزش‌مـند شـود کـه از دوسـت‌داشـتنش نـدانی چـه کـنی! و گـمانـم مـا انـسان‌ها بـرای هـمین بـه عـشق نـیازمـندیم؛ نـه بـرای آن‌کـه نـاگـهان تـکـمیل شـویم، نـه آن‌کـه بی‌نـقص شـویم. بلکـه چـیزهایی را بـبینیـم و حـس کـنیم کـه بـی آن‌هـا، شـاید هـیچ‌گـاه مـعنـای واقـعی زنـدگی را در نـیابـیم. بـدانـیم کـه زنـده‌بـودن بـه مـعنـای گـذراندن شـبانـه‌روز نـیست. شـاید عـشق هـمین بـاشد، مـلکـه. ایـن‌کـه در مـیان هـمه‌ی ایـن تـجملـات، کـسی بـاشد کـه بـیایـد و بـه چـیزهـایی مـعنـا دهـد کـه پـیش از او، نـمی‌دانـستی می‌تـوانند مـعنـا بـدهـند. ریـا نـباشد، هـمچـنان نـمی‌تـوانم بـگویم ایـن عـشق چـیست.. واقـعاً چـیست؟! شـاید هـیچ‌گـاه نـتوانـم بـگویم چـه پـدیده‌ایـست، امـا.. شـاید هـم لـازم نـباشـد. مـلکـه.. شـاید کـافی‌ست آگـاه بـاشیم، کـه یـک‌نـفر می‌تـوانـد سـاده‌تـرین دقـایق مـا را، بـه چـیزی بـدل کـند کـه هـیچ ایـالت و ولـایت عـظیمی قـادر بـه انـجامش نـیست! گـمانـم زیـباتـرین بـخش عـشق، هـمین بـاشد. هـمین شـب‌نـشینی‌هـای صـمیـمی‌مان در بـاغچـه بـاشد؛ یـا آرامـش وجـودمان در مـیان مـوج‌های کـبود بـاشد.. مـگر نـه؟ دوسـت‌دار اعـلیـا‌حـضـرت، هـــان‌جــیســونــگ. »