💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
Открыть в Telegram
جَهِشِ دِل / آوَاِیِ گُمنَام اینجا دل میجهد تا خاموش نماند؛ آوا اگرچه گمنام است، اما حقیقتِ جان را نجوا میکند. مالک _ کانال.. آوَاِیِ گُمنَام.. آغاز فعالیت.. 1404 / 8 / 19..
БольшеИран140 529Категория не указана
280
Подписчики
-424 часа
-87 дней
+1030 дней
Архив постов
سلام بانو آوای عزیز
امید که لباس عافیت بر تن داشته و دور از گزند روزگار در کمال آرامش زندگی خوشی داشته باشید.
انتقاد یا حرفی خاصی برای گفتن ندارم...
اما از حرفها، دلنوشتهها، و رمانهای قشنگی که نوشتید سپاسگذارم.
قلمات رسا💋🥹
بدرخشی دختر قوی...❤️🦋😘
سلام علیکم، چی حال دارین.؟
بعد مدت ها، سوالی، انتقادی..
در خدمت...
موقت..
https://t.me/HarfChatBot?start=3ddea9685634
تولدت مبارک، بانوی خوشنویس…
امیدوارم خداوند متعال، روزگارت را از جنسِ آرامش، لبخند و خوشیهای بیپایان رقم بزند.باشد که در مسیرِ پرپیچوخمِ زندگی، هیچ سایهای توانِ خاموش کردنِ نورِ دلت را نداشته باشد.
روزت مبارک...
آرزو دارم تمامِ روزهایی که پیشِ رو داری، جبرانِ تمامِ خستگیها و سکوتهای گذشتهات باشد.
🫀🌷
گفت: اگر بروم چه؟
گفتم: آنگاه تو اولین وطنی هستی که ساکنش را ترک میکند!
هرگز تحصیلات را با هوش اشتباه نگیرید!!
شما میتوانید دکترا بگیرید ولی
همچنان یک احمق باشید.
آیا دریا نامِ زن است یا مرد؟
دریا، نامِ یک دختر هم هست…
اما کمی عمیقتر نگاه کنیم.
به آسمان که نگاه کردم؛ماه، ناهید، زهره، مهتاب، باران…بسیاری از زیباترین واژهها، رنگِ زنانه دارند.
به دریا که نگاه کردم؛مروارید، صدف، موج، پری…باز هم لطافت، با نامِ زن گره خورده بود.
به باغ که رسیدم؛مریم، نسترن، یاس، نیلوفر، لاله…انگار طبیعت، شکوفههایش را با نامِ زنان امضا کرده است.
به دشت که نگریستم؛آهو، غزل، گلشن…باز هم ردِّ زیبایی، به نامِ زن بود.
به دلِ کوه که رفتم؛طلا، نقره، یاقوت، زمرد، الماس…گرانبهاترین داشتههای زمین، با واژههایی درخشیدند که سالها در نامِ بانوان نیز زیستهاند.
به جانِ انسان که اندیشیدم؛جان، نفس، مهر، محبت…همه بوی مادری و زن بودن میدادند.
و وقتی ادبیات را ورق زدم؛غزل، ترانه، رباعی…زیباترین نغمههای زبان، با لطافتِ زنانه جان گرفتند.
و به بهشت که اندیشیدم؛نامِ حوا را دیدم، زنی که روایتِ آغازِ انسان با او گره خورده است.
به دنیا که نگاه کردم؛مادر را یافتم، همان نامِ مقدسی که نخستین پناهِ انسان است.
گویی نه فقط دریا و آسمان، نه فقط گل و گوهر؛بلکه آغازِ زندگی و آرامشِ جهان نیز با نامِ زن معنا گرفته است.
پس چگونه میتوان از جهانی سخن گفت که در آن زن نباشد؟وقتی بخشی از زیباییِ آفرینش، با مهر و حضورِ او نفس میکشد.
پس بگویید…از کدام سویِ این جهان میخواهید زن را حذف کنید؟
وقتی ردِّ حضورش در آسمان و زمین، در گل و گوهر، در شعر و احساس، در جان و جهان جاریست، حذفِ زن، یعنی حذفِ زیبایی، حذفِ مهر، حذفِ آفرینش.
زن، فقط یک انسان نیست؛او حافظهی عاطفیِ جهان است.اگر روزی نامِ زن را از این دنیا بردارید، بسیاری از واژهها بیمعنا میشوند و بسیاری از زیباییها، بینام...
#آوای_گمنام..🍃
پرهغه شخصیت،
درود ووایــــــــــئ!
چې د قیامت په سختــه
ورځ به هم ستا غم ورسره وي!🌿🫀
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى םבםב وَعَلَى آلِ םבםב ، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيد اللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَى םבםבٍ وَعَلَى آلِ םבםב ، كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيد
تو همیشه سهمِ اندوههای من بودی، نه شادیهایم.
انگار میانِ تو و غمهایم، عهدی قدیمی بسته شده باشد...
🖤🥀
میخندید و گفت: اگر بروی، این همه خاطره را کجا دفن کنم، آرامشِ جان؟
من اما در سکوت، هزار جوابِ ناگفته را بلعیدم…
چه بگویم؟تو در تمامِ اندوههایم حاضر بودی، اما در جشنهای زندگیام، همیشه غایب.نمیدانم حضورت را نعمت بنامم یا نبودنت را عذاب.
تو هم زخم بودی، هم مرهم؛هم درد بودی، هم درمان؛و همین تناقض، جانم را فرسوده کرد.
گاهی با خود میاندیشم، مگر با غمهایم پیمان بستهای؟چرا هر بار که جهان بر شانههایم آوار میشود، تو پیدا میشوی؛اما وقتی لبخندی بر لبم مینشیند، ردِّ حضورت نیز محو میشود؟
و من…باز هم سکوت کردم؛چون بعضی دلتنگیها را نمیشود گفت، فقط باید تا پایانِ عمر، حملشان کرد..
#آوای_گمنام..🍃
#هوای_دلتنگی..🖤
Repost from آوید کاشانه .🕊️🫠.
تمام فریاد های جهان در گلونمجمع شده است اما من حتا توان حرف زدن را ندارم.
شاید تو نیاز داشته باشی این جمله رو
از پائولا هاوکینز بخونی:
«حفرههای زندگیات همیشگیاند.
تو باید در اطرافش رشد کنی،
مثل ریشههای درخت که
از اطراف بیرون میزنند، باید خودت
را از لابهلای شیارها بیرون بکشی...»
از گفتگو بیزارم، واژهها دیگر توانِ حملِ دلم را ندارند.
تنها پناهِ من سجده است، جایی که خاموشی، به جای من حرف میزند..
#آرامش..🫀
Repost from ندای اسلام ☝❤
وقتی لطف الله برسد،
همه زخمهای دل را التیام میبخشد و هر اندوهی را از میان میبرد..!
مرد متاهلی در مجلس گفت: زن مثل کفش است.!
هر وقت کهنه شد، میتوان آنرا عوض کرد، و کفش نو به پا کرد..
حکمیی در میان جمع گفت: برای مردی که خودش را در حد پا بداند، زن برایش همچون کفش می ماند.!
اما مردی که خودش را در حد سر بداند..
زن برایش همچون تاج می ماند..
🖤
