ru
Feedback
💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ‌ گُم‌نَام💐

💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ‌ گُم‌نَام💐

Закрытый канал

جَهِشِ دِل / آوَاِیِ‌ گُم‌نَام اینجا دل می‌جهد تا خاموش نماند؛ آوا اگرچه گم‌نام است، اما حقیقتِ جان را نجوا می‌کند. مالک _ کانال.. آوَاِیِ‌ گُم‌نَام.. آغاز فعالیت.. 1404 / 8 / 19..

Больше
Иран140 151Категория не указана
278
Подписчики
+224 часа
-47 дней
+1230 дней
Архив постов
Repost from N/a
دردناک‌ترین روزِ زندگی‌ام... همان روزی بود که آمدم و برای آخرین بار تو را دیدم. دستانت سرد بود... چشمانت بسته... و صدایت برای
دردناک‌ترین روزِ زندگی‌ام... همان روزی بود که آمدم و برای آخرین بار تو را دیدم. دستانت سرد بود... چشمانت بسته... و صدایت برای همیشه خاموش. و هیچ‌کس نمی‌داند... آن روز من هزار بار مُردم. #مسعوده@writermasooda

ولی نام "طهورا" چقدر زیباست..

دلا امشب سفر دارم...🖤

منم این سرگذشت را داشتم... 🖤

حرفی، سوالی، پیشنهادی؟ یا هم متن‌ی، شعر از بخوانیم.. https://t.me/HarfChatBot?start=3ddea9685634

چهره‌ات وقاری دارد که پیش از هر سخنی، از شخصیت و اصالتت حکایت می‌کند... 🫂
چهره‌ات وقاری دارد که پیش از هر سخنی، از شخصیت و اصالتت حکایت می‌کند... 🫂

نگرانم که به طُ هدیه کنم، شعرم را... و طُ آن را به کسی... 🖤

اما کوه، برای اثباتِ استواریِ خود، با هر رهگذری سخن نمی‌گوید... 🖤

عزتِ نفس... عزتِ نفس، تنها یک فضیلتِ اخلاقی نیست؛امانتی‌ست که خداوند در سرشتِ انسان نهاده است.انسان، پیش از آن‌که در چشمِ مردم عزیز باشد، باید در پیشگاهِ وجدان و پروردگارش، حرمتِ خویش را نگه دارد. بزرگ‌ترین فقر، تهی بودنِ جیب نیست؛فقرِ حقیقی آن روز آغاز می‌شود که انسان، برای ماندنِ دیگری، کرامتِ خود را معامله کند.کسی که عزتِ خویش را به بهایِ محبتِ آدم‌ها می‌فروشد، پیش از آن‌که ترک شود، از خویشتن جدا شده است. در مکتبِ توحید، عزت از دستِ بندگان طلب نمی‌شود؛عزت، عطایِ خداوند است و آن‌که آن را از نگاهِ مردم گدایی کند، دیر یا زود اسیرِ نگاهِ همان مردم خواهد شد. عزتِ نفس را در عشق حفظ کن؛زیرا عشقی که تو را از شأنِ انسانی‌ات پایین بیاورد، نامش عشق نیست، دلبستگیِ نفس است... در دوستی حفظ کن؛چون رفاقتی که احترام را قربانیِ منفعت کند، تنها هم‌مسیریِ موقت است، نه اخوت.. در تنهایی حفظ کن؛زیرا تنهایی با عزت، هزار بار شریف‌تر از حضوری‌ست که بویِ تحقیر می‌دهد. تلخ‌ترین حقیقت این است که بسیاری، سکوتِ اهلِ وقار را ناتوانی می‌پندارند، گذشت را ضعف می‌خوانند، و فروتنی را با بی‌مقداری اشتباه می‌گیرند.. اما کوه، برای اثباتِ استواریِ خود، با هر رهگذری سخن نمی‌گوید. فلسفه‌ی عزتِ نفس، هنرِ "نه" گفتن است؛نه به ذلتی که در لباسِ محبت پنهان شده، نه به وابستگی‌ای که نامِ عشق را بر خود گذاشته، و نه به رابطه‌ای که برای دوامش باید شخصیت، ایمان و آرامشِ خویش را قربانی کرد. به یاد داشته باش...هیچ قلبی ارزشِ آن را ندارد که برای تپیدنِ نامش، قلبِ خودت را بشکنی.هیچ انسانی آن‌قدر بزرگ نیست که برای ماندنش، از بزرگیِ روحِ خودت دست بکشی.آن‌که تو را تنها زمانی می‌خواهد که از خودت فاصله بگیری، هرگز تو را نخواسته است؛ تنها سایه‌ای مطیع از تو را دوست داشته است. و در پایان... عزتِ نفس، آخرین سنگرِ انسان است؛سنگری که اگر فرو بریزد، شیطان پیش از آن‌که زندگی را ویران کند، روح را تسخیر می‌کند.آن‌گاه انسان، زنده راه می‌رود، لبخند می‌زند، نفس می‌کشد؛اما حقیقتِ وجودش، مدت‌هاست زیرِ آوارِ بی‌حرمتی، خاموش دفن شده است... #آوای_گم‌نام..🍃 #حقیقت_تلخ..🖤

روزی که پا به این جهان گذاشتی، روزی دیگر به تقویم افزوده نشد؛ جهان، صاحبِ روحی شد که پناهِ واژه‌ها و هم‌نشینِ شعر گردید. زادروزت مبارک، بانوی شاعر، بانوی تک‌نویس... خداوند متعال، عمرت را بلند، عزتت را استوار، قلبت را آرام و قلمت را از حقیقت خالی نگرداند. در روزگاری که بسیاری، نام می‌مانند و معنا می‌میرند، آرزو دارم تو از آن اندک انسان‌هایی باشی که حتی پس از خاموش شدنِ صدایشان، واژه‌هایشان هنوز در دل‌ها نفس بکشند... آرزو دارم خداوند، نامت را با عزت، قلمت را با صداقت، و حضورت را با برکت همراه سازد؛ زاد روزت مبارک؛ باشد که هر سال، نه فقط بر شمارِ روزهای عمرت، بلکه بر ژرفای اندیشه، شکوهِ روحت و ارزشِ حضورت در دلِ آدم‌ها افزوده شود... 🎂

من در خیالاتِ خودم، با تو خوشحالم… در همان لحظه‌هایی که با تو قصه می‌کنم، در جهانی زندگی می‌کنم که شاید روزی به حقیقت بدل شود… برای تو هزاران واژه نوشته‌ام، اما هیچ‌گاه اجازه ندادم کسی آن‌ها را بخواند…همه را نگه داشته‌ام، برای روزی که بیایی تا واژه‌ها را، بی‌هیچ دریغی، فدای نامت کنم… گاه از این انتظار، لبخندی آرام در دلم می‌نشیند، و گاه، تلخیِ نبودنت در جانم ریشه می‌دواند… اما حقیقتی هست که نمی‌توانم انکارش کنم..این انتظار، آرام‌آرام مرا می‌سازد و هم‌زمان می‌فرساید… میانِ امید و خستگی معلق مانده‌ام؛ نه توانِ دل‌کندن دارم، نه جرأتِ فراموشی…و با این‌همه، باوری خاموش در من زنده است باوری لجوج و سرسخت، که بی‌اعتنا به این همه فاصله و سکوت، در گوشِ دلم تکرار می‌کند: روزی، تو خواهی آمد...❤️ #آوای_گم‌نام..🍃 #هوای_دلتنگی..🖤